ظور دخول صلح آمیز لشكر حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) برای انجام مناسك حج باز كند خبر آمد كه مكیان حضرت عثمان را  كشتند و بعد حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) مسلمانان را جمع كرد و در زیر درختی  نشست و از آنها بیعت گرفت كه با مكیان بجنگند) واضح است كه همراه رسول خدا فقط علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) نبود حدود ..14 نفر پیروان ایشان بودند وهمه حاضرین غیر از جدین قیس بیعت كردند شیعه هم قبول دارد كه در این مراسم بیعت، عمر و ابوبكر (رضی الله عنه) نیز بودند و ما به این دلیل است كه پشت كلمه صحابه حروف (رض) كه اختصار(رضی الله عنه ) است را می نویسیم. 
شما دقت كنید كه خداوند در این آیه چه می فرماید: (فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَهَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً وَ مَغَانِمَ كَثِيرَهً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً) سورة الفتح آية 18ـ19 «پس دانست آنچه را كه در دلها یشان است و سپس فرود آورد اطمینان و آرامش را بر آنها و پاداش  داد ایشان را به پیروزی نزدیك و غنیمت های زیادی كه خواهند گرفت و خداوند غالب و عزیز و با حكمت است.این حرف چه معنی بزرگی دارد این الله است كه از قلبهایشان خبرمیدهد و از ایمان آنها تعریف می كند و به خاطر این ایمان محكم است كه به آنها مژده میدهد مژده به پیروزی نزدیك: این پاداش آنها بود بخاطر بیعت شان. و اشاره ای است به پیروزی بعدی آنها درجنگ خیبر با یهودیان كه چنانكه میدانیم خیلی زود تحقق یافت یعنی وقتی رسول خدا از حدیبیه بر گشت و قصد خیبر فرمود در مدینه منافقانی كه همراه حضرت در سفر مكه شركت نداشتند بطمع گرد آوری غنایم خواستند كه بالشكر همراه شوند اما رسول خدا نپذیرفت و فرمود اگر بیایید به شما از مال غنیمت چیزی نمی دهم و سپس بهمراه همان مؤمنان كه در حدیبیه بودند به خیبر رفت و یهودیان را شكست داد و غنیمت عظیمی بدست آورد.حضرت عایشه رضی الله عنها میفرماید ( تا روز خیبر یك شكم سیر خرما نخورده بودم ) 
(1) نگاه كنید به صفحه 32 همین كتاب .خدا را شكر. هزار مرتبه خدا را شكر عالمان شیعه برای آنكه قهرمانی حضرت علی رضی الله عنه را نشان دهند. اقرار دارند به اینكه حضرت ابوبكر و حضرت عمر در آن جنگ پرچمدار بودند. ولی رشادتی از خود نشان ندادند.به هر حال از حرفشان استنباط می شود كه آن حضرات نیز مشمول وعده الهی شدند و غنایم كثیری بدست آوردند و اگر هم كسی جهالت كند و انكار نماید می پرسیم ( آیافتح 9 قلعه مستحكم كفار را علی به تنهایی انجام داد یا حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) با لشكری آنها را در محاصره گرفت لشكر عظیمی كه كمر یهودیان را شكست ) اگر بگویند علی به تنهایی و به كمك 4 نفر دیگر یهودیان را شكست داد می گوییم پس نگویید كه روزی كه حق علی را خوردند علی قدرت نداشت آن علی كه 4 سال پیشتر توانسته بود یهودیان تا دندان مسلح را از بین ببرد براحتی می توانست عمر و ابوبكر و بقیه اصحاب را از بین ببرد و ریشه منافقان را بكند پس چرا اینكار را نكرد و چون جواب ندارند ناچاراً می پذیرند كه همراه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) صدها مجاهد دیگر نیز بودند. مجاهدینی كه خداوند (جل جلاله) آنها را تایید فرموده است پس جاییكه قرآن آنها را مؤمن میداند آیا كسی كه مؤمن به قرآن باشد دیگر حق دارد كه علیه صحابه سخن گوید؟ آنهم سخن های ركیك در حد اینكه آنها منافق بودند؟!! جواب را باید برادران شیعه مومن به قرآن مجید بدهند! با دلایل ذكر شده مشخص و به اصطلاح اظهر من الشمس است كه صحابه تا لحظه وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مومنانی مخلص بودند و قرآن بر این گواهی میدهد و عقل و براهین و شواهد دیگر نیز همین را می گویند.حالا احتمال دیگر را بررسی كنیم یعنی احتمال اینكه صحابه نه پیش از وفات بلكه پس از رحلت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) منافق شدند این احتمال نیز غیر ممكن است كه بوقوع پیوسته باشد به دلایل زیر: 
(1) نا ممكن است چونكه بدون انگیزه است توضیح میدهیم جاده ای را در نظر بگیرید كه در آن حدود 30 هزار ماشین در حال حر كتند یكباره اگر در روزنامه ای شما بخوانید كه این 30 هزار ماشین جز 4 تا 12 تا یكباره خراب شده و متوقف گشته اند باور می كنید؟ اگر بگویید احتمال دارد كه چنین چیزی رخ دهد حد اقل بدنبال دلیل میگردید.ما وقتیكه می گوئیم 30 هزار صحابه اصحابیكه تا آخرین جنگ همراه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بودند یكباره و بلافاصله پس از رحلت آن حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) ایمانشان خراب شد باید دلیل ارائه دهیم وگرنه هیچ انسان خوب اندیشی حرف ما را نمی پذیرد. 
(2) گفتیم كه خداوند(جل جلاله) در ماجرای صلح حدیبیه برقلب مومنان و صدق ایمان آنان گواهی داد و بر قلوب آنها آرامش را نازل فرمود آیه چنین میگوید: (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَهَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَكَانَ ذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِيماً) سورة الفتح آية 4و5 
(او همان خدای است كه آرامش را بردلهای مومنان نازل كرد تا ایمانشان با ایمانی دیگرفزونی گیرد و از برای الله است سپاهیان آسمانها و زمین و خداوند(جل جلاله) دانای با حكمت است) نتیجه نزول این آرامش برقلبهای مومنان آن است كه عاقبت خدا (جل جلاله) زنها و مردان مومن را درباغهای كه زیر آنها رودها جاریست وارد كند و جرمها و بدیهای آنها را از آنها زائل گرداند.و این پاداش برای مومنان نزد خدا یك رستگاری بزرگ است. این آیه 5 سال قبل از وفات پیامبر نازل شد ملاحظه كردید آیه ميفرماید: ( ما بر قلب مومنان سكینه و آرامش نازل می كنیم تا ایمانشان با ایمانی تازه زیادتر و زیادتر شود ).خداوند نفرمود كه ایمانشان كم شود یعنی عكس آنچه كه علمای شیعه میگویند آنها مدعیند درعرض 5 سال ایمان صحابه سیر نزولی پیموده به صفر رسید و زیر صفر رفت و این ادعا خلاف فرموده قرآن است. ما به همین دو دلیل بسنده می كنیم و قضاوت در باره ادعای آنانكه به كفر صحابه بعد از پیامبر معتقدند را به خوانندگان وا میگذاریم. اینجا لازم است اشاره ای به یك طرفند برخی از علمای شیعه بنمایم البته قصد اساء ادب به عامه مردم را ندارم زیرا اغلب آنها مردمانی صادقند و تنها عیبشان این است كه از علوم دینی اطلاعات و آگاهی های غلطی دارند. وحتی قصد طعنه زدن به كلیه علمای شیعه را نیز ندارم زیرا در بین آنها نیز مردان خوش نیت وجود دارند متأسفانه یا به حقایق به دقت توجه نمی كنند و یا ازچرخش در زندگی می ترسند. 
روی حرف من به آن دسته از عالمان شیعه است كه سعی دارند از واقعیت بگریزند و آنرا از عامه مخفی دارند . 
طرفند آنها تقیه ا