 بعد از پیروزی و ظهور نشانه‌های اسلام و گسترش اسلام ضعیف خواهد شد؟! 
اما درباره شهوت‌ها و امیال باید گفت: آنان که اموال و خانه و دیارشان را به خاطر خدا و پیامبرش به میل خود ترک گفتند، چگونه می‌توان گفت که آنها به خاطر دوست داشتنی‌ها و شهوت‌هایی که خودشان آن را ترک کرده بودند مرتد شدند؟! و بايد دانست كه مرتد شدن اصحاب نزد شيعه در مهمترين اركان ايمان كه امامت است به شمار می‌آيد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:127.txt">پرسش 111</a><a class="text" href="w:text:128.txt">پرسش 112</a><a class="text" href="w:text:129.txt">پرسش 113</a><a class="text" href="w:text:130.txt">پرسش 114</a><a class="text" href="w:text:131.txt">پرسش 115</a><a class="text" href="w:text:132.txt">پرسش 116</a><a class="text" href="w:text:133.txt">پرسش 117</a><a class="text" href="w:text:134.txt">پرسش 118</a><a class="text" href="w:text:135.txt">پرسش 119</a><a class="text" href="w:text:136.txt">پرسش 120</a></body></html>(111) شیعیان معتقدند که اصحاب درستکار و عادل نیستند؛ اما در کتابهای شیعه روایاتی را می‌بینیم که بر عدالت اصحاب دلالت می‌کنند! از آن جمله روایتی است که از پیامبر (ص) روایت کرده‌اند که در حجه الوداع گفت: «نضّر الله عبداً سمع مقالتي فوعاها، ثم بلغها إلى من لم يسمعها..».
«خداوند تر و تازه نماید بنده‌ای را که سخن را شنید و آن را حفظ کرد و سپس به کسى که آن را نشنیده رساند ... »(1) .
اگر اصحاب عادل و درستکار نبودند چگونه پیامبر به آنها اعتماد می‌کند تا هر یک از آنها سخن او را به کسانی که آن را نشنیده‌اند برساند؟!
----------------------------------------------------------------------------------
1) الخصال ص 149-150 حدیث 182.(112) به یکی از شیعیان گفته شد: آیا پیامبر (ص) ما را به آن دستور نداده که همسر شایسته‌ای انتخاب کنیم و با افراد خوب فامیل شویم و از آنها زن بگیریم و به آنها زن بدهیم؟ 
گفت: بله؛ شکی نیست! 
به او گفتند: آیا تو برای خودت می‌پسندی که داماد کسی بشوی که حرامزاده است؟! 
گفت: پناه به خدا! 
به او گفته شد: شما به دروغ ادّعا می‌کنید که عمر بن الخطاب (رض) پسر زنی زناکار به نام صهاک(1)  بوه است! و عالم شما نعمت الله الجزائری با تمام وقاحت و زشتی ادعا می‌کند که عمر خودش را با آب منی مردان اشباع می‌کرد و با آن آرام می‌گرفت – والعیاذ بالله(2)  - و شما ادعا می‌کنید که حفصه دختر عمر مانند پدرش منافق و پلید بوده است، بلکه کافر بوده است! آیا به نظر شما پیامبر داماد کسی می‌شود که حرام‌زاده است؟! 
آیا برای خودش همسری فاسد و منافق را می‌پسندد؟! سوگند به خدا که شما به پیامبر و اصحاب تهمت می‌زنید، و چیزهایی برای آنها می‌پسندید که برای خودتان نمی‌پسندید!! 
----------------------------------------------------------------------------------
1) الکشکول البحرانی 3/212؛ و کتاب لقد شیعنی الحسین ص 177.
2)  الأنوار النعمانیة 1/63.(113) وقتی منافقان و مرتدان چنان در میان اصحاب زیاد بودند که شیعه ادعا می‌کنند، پس چگونه اسلام گسترش یافت؟! و چگونه فارس و روم سقوط کردند و بیت المقدس فتح شد؟! (8) الحسن بن علی (رض) با اینکه یاوران و لشکریانی داشت و می‌توانست جنگ را ادامه دهد اما با معاویه صلح کرد، و در مقابل برادرش حسین (رض) با اینکه افرادش کم بودند و می‌توانست صلح کند و جنگ را رها کند علیه یزید قیام کرد. پس یکی از دو برادر کارش درست بوده و دیگری کارش اشتباه بوده است؛ زیرا اگر دست کشیدن الحسن و صلح کردن او با اینکه توانایی جنگیدن را داشت به جا بوده است؛ قیام حسین بدون آن که قدرتی داشته باشد، با اینکه می‌توانست صلح کند اشتباه است، و اگر قیام حسین با اینکه توانایی نداشت به حق و به جا بوده است، صلح کردن الحسن و دست کشیدن او از جنگ با اینکه قدرت داشت اشتباه بوده است!
و این امر شیعه را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد؛ چون اگر بگویند هر دو بر حق بوده و کارشان به جا بوده است دو چیز متضاد را جمع کرده و تایید نموده‌اند، و جمع کردن دو چیز ضد و نقیض برخلاف اصولشان است، و اگر بگویند که کار الحسن نادرست و باطل بوده است باید امامت او را هم باطل و نادرست قرار دهند، و اگر امامت او نادرست و باطل باشد امامت و عصمت پدرش باطل می‌شود؛ چون پدرش او را جانشین خود قرار داد. و طبق مذهب شیعه امام معصوم جز امام معصومی همانند خودش کسی دیگر را جانشین خود قرار نمی‌دهد.
و اگر بگویند کار حسین نادرست و بی‌جا بوده است، باید بگویند که امامت او باطل و معصوم نیست، و نیز امامت و عصمت همه فرزندانش را باید باطل قرار دهند، چون امامت و عصمت از طریق حسین به فرزندانش رسیده است. و وقتی امامت و عصمت او باطل گردد امامت و عصمت همه باطل می‌شود!(114) عالم بزرگ شیعه محمد آل کاشف الغطاء در مورد علی (رض) می‌گوید: (وقتی علی دید که دو خلیفة قبل از او – یعنی ابوبکر و عمر – نهایت تلاش خود را در پخش و گسترش کلمه توحید و مجهز کردن لشکرها و گسترش دادن دامنه فتوحات مبذول داشتند، و خودکامگی ننمودند، با آنها بیعت کرده و راه صلح را در پیش گرفت»(1) .
پس آنها کلمه توحید را گسترش دادند، و لشکرها را در راه خدا مجهز نمودند، و طبق اعتراف یکی از علمای بزرگ شیعه فتوحات زیادی به دست آنها انجام یافت؛ پس چرا شیعیان آن دو را متهم می‌کنند که سران کفر و نفاق و ارتداد بوده‌اند؟ این چه تناقضی است؟! 
--------------------------------------------------------------------------
1) أصل الشیعة وأصول‌ها ص 49.(115) شیعیان برای اثبات اینکه اصحاب بعد از پیامبر (ص) مرتد شده‌اند از این حدیث استدلال می‌کنند که پیامبر فرمود: «يرد علي رجال أعرفهم ويعرفونني، فيذادون عن الحوض، فأقول: أصحابي، أصحابي!، فيقال: إنك لا تدري ما أحدثوا بعدك». «مردانی بر من وارد می‌شوند که آنها را می‌شناسم و آنان مرا می‌شناسند، و آنها از حوض من بازداشته می‌شوند و آنگاه من می‌گویم: اصحاب من، اصحاب من هستند!، گفته می‌شود تو نمی‌دانی که چه چیزهایی بعد از تو پدید آورده‌اند»؟!(1) .
به شیعه‌ها باید گفت: که این حدیث عام است و کسی را به طور خاص نام نبرده است، و عمار بن یاسر و مقداد بن اسود و ابوذر و سلمان فارسی و کسان دیگری که از دیدگاه شیعه مرتد نشده‌اند در این حدیث استثنا نشده‌اند. 
بلکه خود علی بن ابی طالب هم مستثنی نشده است! پس چگونه شما حدیث را مختص بعضی قرار می‌دهید و بعضی را می‌گویید که حدیث به آنها تعلق ندارد؟! هر کسی که با فردی از اصحاب کینه و دشمنی داشته باشد می‌تواند ادعا کند که این حدیث در مورد همان فردی است که او نسبت به وی کینه دارد! 
-----------------------------------------------------------------------------------
1) البخاری.(116) مالک اشتر یکی از یاران بزرگ علی که شیعیان او را بزرگ و گرامی می‌دارند می‌گوید: «أيها الناس، إن الله تبارك وتعالى بعث فيكم رسوله محمداً صلى الله عليه وسلم بشيراً ونذيراً، وأنزل عليه الكتاب فيه الحلال والحرام والفرائض والسنن، ثم قبضه إليه وقد أدى ما كان عليه، ثم استخلف على الناس أبا بكر فسار بسيرته واستن بسنته، واستخلف أبو بكر عمر فاستن بمثل تلك السنّة». «ای مردم خداوند تبارک و تعالی در میان شما محمد (ص) را به عنوان مژ