ند و من نيز ماجرا را برايش بازگو نمودم. آنگاه، رسول الله (ص) شخصي را بدنبال عبدالله بن ابي و يارانش فرستاد. آنان سوگند ياد كردند كه چنين سخناني نگفته‌اند. رسول خدا (ص) مرا تكذيب كرد و او را تأييد نمود. در نتيجه، چنان اندوهي به من دست داد كه تا آن زمان، هرگز به من دست نداده بود. لذا خانه‌نشين شدم. روزي، عمويم به من گفت: چه چيزي تو را واداشت تا سخني بگويي كه رسول الله (ص) تو را تكذيب كند و از تو برنجد؟ پس خداوند متعال آيه‌ زير را نازل فرمود: (إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ...). يعني هنگامي كه منافقان نزد تو مي‌آيند و مي‌گويند ما شهادت مي‌دهيم كه تو پيامبر خدا هستي. و خداوند مي‌داند كه تو فرستادة او هستي. اما خدا گواهي مي‌دهد كه منافقان، دروغ مي‌گويند. 
آنگاه نبي اكرم (ص) بدنبال من فرستاد و اين آيه را برايم خواند و فرمود: «اي زيد!‌ خداوند، تو را تصديق كرد».
1769ـ وَعَنْهُ فِي رِوَايَةٍ قَالَ: فَدَعَاهُمُ النَّبِيُّ (ص) لِيَسْتَغْفِرَ لَهُمْ فَلَوَّوْا رُءُوسَهُمْ.
 (بخارى:4903)
ترجمه: در روايتي ديگر، زيد بن ارقم مي‌گويد: سرانجام، ‌نبي اكرم (ص) منافقان را فراخواند تا برايشان، طلب مغفرت كند. ولي آنان، ‌متكبرانه، سرهايشان را تكان دادند.
1770ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلأَنْصَارِ، وَلأَبْنَاءِ الأَنْصَارِ» وَشَكَّ ابْنُ الْفَضْلِ فِي أَبْنَاءِ أَبْنَاءِ الأَنْصَارِ.    (بخارى:4906)
ترجمه: همچنين زيد بن ارقم (رض) مي‌گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) مي‌فرمود: «خدايا! انصار و فرزندان انصار را مغفرت كن».
و ابن الفضل كه يكي از راويان است در مورد اينكه رسول خدا از نوه‌هاي انصار نيز نام برد، شك دارد.



سورة تحريم 

باب (73): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: (اي پيامبر! چرا آنچه را كه خداوند براي تو حلال ساخته، بر خود حرام مي گرداني) [تحريم:1]
1771ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ، وَيَمْكُث عِنْدَهَا، فَوَاطَيْتُ أَنَا وَحَفْصَةُ عَلَى أَيَّتُنَا دَخَلَ عَلَيْهَا فَلْتَقُلْ لَهُ: أَكَلْتَ مَغَافِيرَ؟ إِنِّي أَجِدُ مِنْكَ رِيحَ مَغَافِيرَ، قَالَ: «لا، وَلَكِنِّي كُنْتُ أَشْرَبُ عَسَلاً عِنْدَ زَيْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ، فَلَنْ أَعُودَ لَهُ، وَقَدْ حَلَفْتُ، لا تُخْبِرِي بِذَلِكَ أَحَدًا». (بخارى:4912)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي‌گويد: رسول الله (ص) براي خوردن عسل نزد زينب دختر جحش مي‌رفت و آنجا مي‌ماند. من و حفصه با يكديگر، توافق كرديم كه هرگاه، رسول خدا (ص) نزد هر يك از ما آمد، به او بگويد: آيا مغافير (صمغي شيرين و بد بو) خورده‌اي؟ زيرا از تو بوي مغافير به مشام مي‌رسد. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «خير، بلكه نزد زينب دختر جحش، عسل مي‌خوردم ولي سوگند مي‌خورم كه ديگر اين كار را نخواهم كرد. و شما هم احدي را از اين كار، باخبر نسازيد».

سورة قلم 
باب (74): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:  (سركش و علاوه بر آن، ام الفساد است) [قلم:13]
1772ـ عَنْ حَارِثَةَ بْنِ وَهْبٍ الْخُزَاعِيِّ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «أَلاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَهْلِ الْجَنَّةِ: كُلُّ ضَعِيفٍ مُتَضَعِّفٍ، لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لأَبَرَّهُ، أَلاَ أُخْبِرُكُمْ بِأَهْلِ النَّارِ: كُلُّ عُتُلٍّ جَوَّاظٍ مُسْتَكْبِرٍ». (بخارى:4918)
ترجمه: حارثه بن وهب خزاعي (رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) مي‌فرمود: «آيا بهشتيان را به شما معرفي نكنم؟‌ هر ضعيف و مستضعفي كه اگر به خدا سوگند ياد كند، حق تعالي سوگندش را راست مي‌گرداند. و آيا دوزخيان را به شما معرفي نكنم؟ هر انسان سركش و عربده جو و متكبر است.

باب (75): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: (روزي كه ساق، آشكار گردد و مردم به سجده كردن فراخوانده شوند...) [قلم:42]
1773- عَنْ أَبِي سَعِيدٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «يَكْشِفُ رَبُّنَا عَنْ سَاقِهِ، فَيَسْجُدُ لَهُ كُلُّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ، فَيَبْقَى كُلُّ مَنْ كَانَ يَسْجُدُ فِي الدُّنْيَا رِيَاءً وَسُمْعَةً، فَيَذْهَبُ لِيَسْجُدَ فَيَعُودُ ظَهْرُهُ طَبَقًا وَاحِدًا». (بخاري:4919)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: شنيدم كه نبي اكرم (ص) فرمود: «(روز قيامت) پروردگار ما ساق اش را برهنه مي نمايد و همة مردان و زنان مؤمن، برايش سجده مي كنند. ولي كساني كه در دنيا به قصد رياء و شهرت، سجده مي كردند، مي خواهند سجده كنند اما پشت شان مانند يك سيني (سخت) مي شود». (در نتيجه، نمي توانند سجده كنند).  

سورة نازعات
     1774ـ عن سَهْلِ بْنُ سَعْدٍ (رض) قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ بِإِصْبَعَيْهِ هَكَذَا، بِالْوُسْطَى وَالَّتِي تَلِي الإِبْهَامَ:«بُعِثْتُ وَالسَّاعَةُ كَهَاتَيْنِ».(بخارى:4936)
ترجمه: سهل بن سعد (رض) مي‌گويد: ديدم كه رسول الله (ص) با اشارة دو انگشت سبابه و وسطي فرمود: «بعثت من و قيامت مانند اين دو انگشت، به يكديگر، نزديك اند».

سورة عبس
1775ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَثَلُ الَّذِي يَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَهُوَ حَافِظٌ لَهُ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ، وَمَثَلُ الَّذِي يَقْرَأُ وَهُوَ يَتَعَاهَدُهُ وَهُوَ عَلَيْهِ شَدِيدٌ فَلَهُ أَجْرَانِ». (بخارى:4937)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «كسي كه قرآن مي خواند و آنرا حفظ مي كند، منزلتي مانند منزلت فرشتگان بزرگوار و نيكوكار خواهد داشت. وكسي كه قرآن، تلاوت كند و به شدت از آن، مواظبت نمايد (نگذارد كه فراموش شود) دو پاداش دارد».


سورة مطففين

باب (76): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (روزي كه انسانها در پيشگاه پروردگار جهانيان،  حاضر مي شوند) (مطففين:6)
1776ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «(يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) حَتَّى يَغِيبَ أَحَدُهُمْ فِي رَشْحِهِ إِلَى أَنْصَافِ أُذُنَيْهِ». (بخارى:4938)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما مي‌گويد: نبي اكرم (ص) فرمود:‌ «روزي كه انسانها در پيشگاه پروردگار جهانيان، حاضر مي‌شوند، بعضي از مردم، تا بناگوش خود، غرق در عرق خواهند بود».
سورة انشقاق

باب (77): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد: (بزودي و به آساني، محاسبه مي شود) (انشقاق:8) 
1777ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَيْسَ أَحَدٌ يُحَاسَبُ إِلاَّ هَلَكَ». وباقي الحديث تقدم في كتاب العلم.         (بخارى:4939)
ترجمه: عايشه رضي الله عنهما مي‌گويد: رسول الله (ص) فرمود: «هركس كه محاسبه شود، هلاك مي‌گردد». بقية حديث، قبلاً در كتاب علم حديث شمارة 88 بيان شد.

باب (78): اين سخن خداوند عز وجل كه مي فرمايد:(حالات مختلفي را طي خوا