يچ چيز محبوبي نزد من به اندازه ي انجام آنچه که بر او فرض قرار داده ام، به من نزديك نمي شود. و همچنان با انجام نوافل به من تقرب مي جويد تا اينکه محبوب من قرار مي گيرد. پس هنگامي که مورد محبت ام قرار گرفت، من گوش، چشم، دست و پايش مي شوم که بوسيله ي آنها مي شنود و مي بيند و مي گيرد و راه مي رود. و اگر از من طلب کند، به او عطا مي کنم و اگر پناه بخواهد، او را پناه مي دهم. و در هر کاري که مي خواهم انجام دهم، به اندازه ي قبض روح مؤمني كه مرگ را  نمي پسندد و من هم آزارش را نمي پسندم، متردد نمي شوم».
 
باب (21): هركس، آرزوي ديدار خدا را داشته باشد، خدا نيز مشتاق ديدارش خواهد بود
2094ـ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ، أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ، كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». قَالَتْ عَائِشَةُ ـ أَوْ بَعْضُ أَزْوَاجِهِ ـ: إِنَّا لَنَكْرَهُ الْمَوْتَ، قَالَ: «لَيْسَ ذَاكِ، وَلَكِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ بُشِّرَ بِرِضْوَانِ اللَّهِ وَكَرَامَتِهِ. فَلَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا أَمَامَهُ، فَأَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ وَأَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ. وَإِنَّ الْكَافِرَ إِذَا حُضِرَ بُشِّرَ بِعَذَابِ اللَّهِ وَعُقُوبَتِهِ، فَلَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَهَ إِلَيْهِ مِمَّا أَمَامَهُ. كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ وَكَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ».                  (بخارى:6507)
ترجمه: عباده بن صامت (رض) مي گويد: نبي اکرم (ص) فرمود: «‌هرکس، ملاقات خدا را دوست داشته باشد، خداوند هم ملاقات او را دوست دارد. و هرکس كه ملاقا ت خدا را دوست نداشته باشد، خداوند هم ملاقات او را دوست ندارد»‌. 
عايشه رضي الله عنها يا يکي ديگر از همسران نبي اکرم (ص) گفت: ما مرگ را دوست نداريم. رسول خدا (ص) فرمود: «هدف، اين نيست. بلکه هنگامي که مرگ به سراغ مؤمن بيايد، او را به خشنودي و بخشش الهي، بشارت مي دهند. در اين هنگام، هيچ چيزي برايش از آنچه که در انتظارش هست، محبوبتر نيست. پس او ملاقات خدا را دوست دارد و خدا هم ملاقات او را دوست دارد. اما هنگامي که مرگ کافر فرا رسد، او را به عذاب الهي، بشارت مي دهند. لذا هيچ چيزي برايش از آن چه که در انتظارش مي باشد، ناگوارتر نيست. اينجاست که او ملاقات خدا را دوست ندارد و خدا هم ملاقات او را دوست ندارد»‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:166.txt">باب(41): وضو گرفتن با وجود وضو داشتن </a><a class="text" href="w:text:167.txt">باب(42): پرهيز نكردن از ادرار، جزو گناهان كبيره است</a><a class="text" href="w:text:168.txt">باب(43): آنچه دربارة شستن بول و ادرار آمده است.</a><a class="text" href="w:text:169.txt">باب(44): به حال خود گذاشتن باديه نشيني كه در مسجد ادرار نمود</a><a class="text" href="w:text:170.txt">باب(45): ادرار كودكان شيرخوار</a><a class="text" href="w:text:171.txt">باب(46): ادرار كردن، در حالت ايستاده و نشسته</a><a class="text" href="w:text:172.txt">باب (47): ادرار كردن، كنار دوست و در پناه ديوار</a><a class="text" href="w:text:173.txt">باب(48): شستن خون </a><a class="text" href="w:text:174.txt">باب(49): پاك كردن لباسي كه آلوده به مني باشد</a><a class="text" href="w:text:175.txt">باب(50) حكم آغُل و پيشاب شتر، گوسفند و ساير چارپايان  </a></body></html>باب (22): سكرات موت
2095ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ رِجَالٌ مِنَ الأَعْرَابِ جُفَاةً يَأْتُونَ النَّبِيَّ (ص) فَيَسْأَلُونَهُ: مَتَى السَّاعَةُ؟ فَكَانَ يَنْظُرُ إِلَى أَصْغَرِهِمْ فَيَقُولُ: «إِنْ يَعِشْ هَذَا، لا يُدْرِكْهُ الْهَرَمُ حَتَّى تَقُومَ عَلَيْكُمْ سَاعَتُكُمْ». (بخارى:6511)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: افرادي خشن از باديه نشينان نزد نبي اکرم (ص) مي آمدند و مي پرسيدند: قيا مت کي بر پا مي شود؟ رسول خدا (ص) با نگاه کردن به کوچکترين آنها مي فرمود: «اگر اين شخص، زنده بماند، قبل از اين که پير شود، قيامت شما برايتان برپا خواهد شد». 

باب (23): روز قيامت، خداوند زمين را در قبضة خود مي‏گيرد
2096ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «تَكُونُ الأَرْضُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ خُبْزَةً وَاحِدَةً، يَتَكَفَّؤُهَا الْجَبَّارُ بِيَدِهِ كَمَا يَكْفَأُ أَحَدُكُمْ خُبْزَتَهُ فِي السَّفَرِ، نُزُلاً لأَهْلِ الْجَنَّةِ». فَأَتَى رَجُلٌ مِنَ الْيَهُودِ فَقَالَ: بَارَكَ الرَّحْمَنُ عَلَيْكَ يَا أَبَا الْقَاسِمِ، أَلا أُخْبِرُكَ بِنُزُلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟ قَالَ: «بَلَى». قَالَ: تَكُونُ الأَرْضُ خُبْزَةً وَاحِدَةً، كَمَا قَالَ النَّبِيُّ (ص). فَنَظَرَ النَّبِيُّ (ص) إِلَيْنَا، ثُمَّ ضَحِكَ حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ، ثُمَّ قَالَ: أَلا أُخْبِرُكَ بِإِدَامِهِمْ؟ قَالَ: إِدَامُهُمْ بَالامٌ وَنُونٌ، قَالُوا: وَمَا هَذَا؟ قَالَ: ثَوْرٌ وَنُونٌ يَأْكُلُ مِنْ زَائِدَةِ كَبِدِهِمَا سَبْعُونَ أَلْفًا. (بخارى:6520)
ترجمه: از ابوسعيد خدري (رض) روايت است که نبي اکرم (ص) فرمود: «زمين در روز قيامت به يک قرص نان، تبديل مي شود و خداوند جبار آنرا با دست اش مي گرداند و بعنوان مهماني به اهل بهشت، تقديم مي نمايد همانطورکه يكي از شما ناني را که در سفر مي پزد، از اين دست به آن دست مي کند و جمع و جور مي نمايد». پس از آن، مردي از يهوديان آمد و گفت : اي  ابو القاسم! خداوند تو را مبارك گرداند. آيا از مهماني اهل بهشت در روز قيامت، تو را مطلع نسازم؟ فرمود: «بلي». آن مرد، همانگونه که نبي اکرم(ص) فرموده بود، گفت: زمين به يک قرص نان، تبديل مي شود. نبي اکرم (ص) بسوي ما نگاه کرد و خنديد تا جايي که دندانهاي مبارک اش، آشکار شد. آنگاه مرد يهودي گفت: آيا از خورش بهشتيان تو را باخبر نسازم؟ خورش آنها بالام و ماهي است. صحابه پرسيدند: آن، چيست؟ مرد گفت: ماهي وگاوي هستند که ازگوشه ي کبد آنها هفتاد هزار نفر مي خورند.  
2097ـ عن سَهْلِ بْنَ سَعْدٍ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «يُحْشَرُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى أَرْضٍ بَيْضَاءَ عَفْرَاءَ، كَقُرْصَةِ نَقِيٍّ». قَالَ سَهْلٌ أَوْ غَيْرُهُ: لَيْسَ فِيهَا مَعْلَمٌ لأَحَدٍ. (بخارى:6521)
ترجمه: سهل بن سعد (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) فرمود: «روز قيا مت، مردم روي زميني کاملا سفيدکه مانند نان آردِ بدون سبوس است، حشرخواهند شد». سهل يا يکي ديگر از راويان مي گويد: در آن زمين، هيچ کس، خط و نشاني ندارد.
 
باب (24): روز محشر
2098ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «يُحْشَرُ النَّاسُ عَلَى ثَلاثِ طَرَائِقَ، رَاغِبِينَ رَاهِبِينَ، وَاثْنَانِ عَلَى بَعِيرٍ، وَثَلاثَةٌ عَلَى بَعِيرٍ، وَأَرْبَعَةٌ عَلَى بَعِيرٍ، وَعَشَرَةٌ عَلَى بَعِيرٍ، وَيَحْشُرُ بَقِيَّتَهُمُ النَّارُ، تَقِيلُ مَعَهُمْ حَيْثُ قَالُوا، وَتَبِيتُ مَعَهُمْ حَيْثُ بَاتُوا، وَتُصْبِحُ مَعَهُمْ حَيْثُ أَصْبَ