َجُلاً عَلَى سَرِيَّةٍ، وَكَانَ يَقْرَأُ لأَصْحَابِهِ فِي صَلاتِهِمْ فَيَخْتِمُ بِـ(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ). فَلَمَّا رَجَعُوا ذَكَرُوا ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ، (ص) فَقَالَ: «سَلُوهُ لأَيِّ شَيْءٍ يَصْنَعُ ذَلِكَ»؟ فَسَأَلُوهُ، فَقَالَ: لأَنَّهَا صِفَةُ الرَّحْمَنِ، وَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَقْرَأَ بِهَا. فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «أَخْبِرُوهُ أَنَّ اللَّهَ يُحِبُّهُ». (بخارى:7375)
ترجمه: عايشه رضي الله عنها مي گويد: نبي اکرم (ص) مردي را بعنوان فرمانده يک دسته ي نظامي، تعيين و اعزام کرد. او كه نماز را براي يارانش امامت مي کرد، قرائت اش را با قل هو الله احد به پايان مي رساند. آنان هنگام بازگشت، مسئله را براي نبي اکرم (ص) بازگو کردند. پيامبر خدا (ص) فرمود: «از او بپرسيد که چرا چنين مي کند». از وي پرسيدند. گفت: چون در اين سوره، صفت خداي رحمان، بيان شده است لذا دوست دارم آنرا بخوانم. نبي اکرم (ص) فرمود: «‌به او بگوييد که خداوند هم او را دوست دارد».
باب (2): دربارة اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:(بدرستيكه خداوند، رزاق و نيرومند و استوار است)
2197ـ عَنْ أَبِي مُوسَى الأَشْعَرِيِّ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا أَحَدٌ أَصْبَرُ عَلَى أَذًى سَمِعَهُ مِنَ اللَّهِ، يَدَّعُونَ لَهُ الْوَلَدَ، ثُمَّ يُعَافِيهِمْ وَيَرْزُقُهُمْ». (بخارى:7378)
ترجمه: ابو موسي اشعري (رض) مي گويد: «هيچ کس در برابر بد و بيراه شنيدن، از خداوند صبر بيشتري ندارد. مردم ادعا مي کنند که خدا، فرزند دارد ولي او به آنان تندرستي و رزق، عنايت مي فرمايد».

باب (3): در بارة اين سخنان خداوند متعال كه مي فرمايد: (و او  عزيز و حكيم است) (و عزت از آنِ خدا و رسول خدا است)
2198ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يَقُولُ: «أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ، الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، الَّذِي لا يَمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ يَمُوتُونَ».  (بخارى:7383)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: نبي اکرم (ص) مي فرمود: «أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ، الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، الَّذِي لا يَمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ يَمُوتُونَ». يعني پروردگارا! به عزت ات كه هيچ  معبودي بجز تو وجود ندارد، پناه مي برم. همان ذاتي که هرگز نمي‏ميرد ولي جن و انسانها مي‏ميرند».
باب (4): در بارة اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد:(خداوند شما را از خويشتن برحذر مي دارد) 
2199ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ، كَتَبَ فِي كِتَابِهِ، وَهُوَ يَكْتُبُ عَلَى نَفْسِهِ، وَهُوَ وَضْعٌ عِنْدَهُ عَلَى الْعَرْشِ: إِنَّ رَحْمَتِي تَغْلِبُ غَضَبِي». (بخارى:7404)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اکرم (ص) فرمود: «هنگامي که خداوند مخلوقات را آفريد، در كتابي که براي خودش مي نويسد و نزد خودش بالاي عرش، نگه مي دارد، چنين نوشت: همانا رحمت من بر خشم ام، غلبه پيدا مي کند».
2200ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي، وَأَنَا مَعَهُ إِذَا ذَكَرَنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلإٍ خَيْرٍ مِنْهُمْ، وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ بِشِبْرٍ تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنْ تَقَرَّبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً». (بخارى:7405)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اکرم (ص) فرمود: «خداوند متعال مي فرمايد: من با     بنده ام بر اساس گماني که به من دارد، رفتار مي نمايم. و هنگامي که مرا ياد مي کند، من با او هستم. پس اگر در تنهايي مرا ياد کند، من هم او را در تنهايي، ياد خواهم کرد. و اگر مرا در ميان جمع، ياد کند، من او را در ميان جمع بهتري، ياد خواهم کرد. و اگر به اندازة يک وجب به من نزديک شود، من به اندازة يک ذراع به او نزديک مي شوم. و اگر به اندازة يک ذراع به من نزديک شود، من به اندازة يک با ع (فاصلة باز کردن دو دوست) به او نزديک مي شوم. و اگر قدم زنان به سوي من بيايد، من دوان دوان به سوي او خواهم آمد».

باب (5): در بارة اين سخنان خداوند متعال كه مي فرمايد: (مي خواهند كلام خدا را تغيير دهند)
2201ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «يَقُولُ اللَّهُ: إِذَا أَرَادَ عَبْدِي أَنْ يَعْمَلَ سَيِّئةً فَلا تَكْتُبُوهَا عَلَيْهِ حَتَّى يَعْمَلَهَا، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا بِمِثْلِهَا، وَإِنْ تَرَكَهَا مِنْ أَجْلِي فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْمَلَ حَسَنَةً فَلَمْ يَعْمَلْهَا، فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا لَهُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، إِلَى سَبْعِ مِائةِ ضِعْفٍ». (بخارى:7501)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «خداوند عز وجل مي فرمايد: هرگاه، بنده ام نيت کرد که کار بدي انجام دهد تا زماني که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدي برايش بنويسيد. و اگر آنرا بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکي ثبت کنيد. و اگر قصد انجام عمل نيکي را کرد ولي آنرا انجام نداد، برايش يک نيکي بنويسيد. و اگر آنرا انجام داد، ده تا هفت صد برابر نيکي برايش بنويسد».
2202ـ وَعَنْهُ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: «إِنَّ عَبْدًا أَصَابَ ذَنْبًا ـ وَرُبَّمَا قَالَ: أَذْنَبَ ذَنْبًا ـ فَقَالَ: رَبِّ، أَذْنَبْتُ ـ وَرُبَّمَا قَالَ: أَصَبْتُ ـ فَاغْفِرْ لِي. فَقَالَ رَبُّهُ: أَعَلِمَ عَبْدِي أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ وَيَأْخُذُ بِهِ؟ غَفَرْتُ لِعَبْدِي. ثُمَّ مَكَثَ مَا شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ أَصَابَ ذَنْبًا أَوْ أَذْنَبَ ذَنْبًا، فَقَالَ: رَبِّ، أَذْنَبْتُ، أَوْ أَصَبْتُ آخَرَ فَاغْفِرْهُ. فَقَالَ: أَعَلِمَ عَبْدِي أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ وَيَأْخُذُ بِهِ؟ غَفَرْتُ لِعَبْدِي. ثُمَّ مَكَثَ مَا شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ أَذْنَبَ ذَنْبًا ـ وَرُبَّمَا قَالَ: أَصَابَ ذَنْبًا ـ قَالَ: قَالَ: رَبِّ، أَصَبْتُ ـ أَوْ قَالَ: أَذْنَبْتُ ـ آخَرَ فَاغْفِرْهُ لِي. فَقَالَ: أَعَلِمَ عَبْدِي أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ وَيَأْخُذُ بِهِ؟ غَفَرْتُ لِعَبْدِي، ثَلاثًا. فَلْيَعْمَلْ مَا شَاءَ». (بخارى:7507)
ترجمه: همچنين ابوهريره (رض) مي گويد: شنيدم که نبي اکرم (ص) فرمود: «يکي از بندگان، مرتکب گناهي شد و يا گناهي انجام داد و گفت: پروردگارا! مرتکب گناهي شدم. پس مرا مغفرت کن. پروردگارش مي گويد: آيا بنده ام دانست که پرور دگاري دارد که گناهان را       مي بخشد و بخاطر آنها مجازات مي کند؟ بنده ام را بخشيدم.
آنگاه پس از مدتي، مرتکب گناهي ديگر شد و دوباره گفت: پروردگارا! مرتکب گن