َأَيْتُ مِنْكَ خَيْرًا قَطُّ». (بخارى:1052)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما بعد از نقل حديث كسوف بطور كامل، مي گويد: سپس، من گفتم: اي رسول خدا! ما مشاهده كرديم كه شما در نماز، در حالي كه سرجاي خود بوديد، چيزي را ‏گرفتيد و بعد، عقب رفتيد. رسول الله (ص) فرمود: «بهشت را ديدم و خواستم خوشه انگوري  بچينيم. اگر آن خوشه را بر مي‏گرفتم، شما تا پايان دنيا از آن، مي‏خورديد. همچنين دوزخ به من عرضه گرديد كه تاكنون، هيچگاه صحنه اي هولناكتر از آن، نديده بودم. و بيشترين دوزخيان را زنان، تشكيل مي دادند». گفتند: چرا يا رسول الله؟  فرمود: «زيرا آنان كفر و ناسپاسي مي‏كنند». پرسيدند: آيا به خدا كفر مي ورزند؟ آنحضرت (ص) فرمود: «از شوهرانشان ناسپاسي كرده، احسان آنان را فراموش مي‏كنند. اگر شما تمام عمر به ا و، نيكي كنيد، ولي يك بار ازشما، قصوري ببيند، مي گويد: هيچگاه از تو خيري نديده‏ام».

باب (6): آزاد كردن برده، هنگام كسوف آفتاب
560 ـ عَنْ أَسْمَاءَ رضي الله عنها قَالَتْ: لَقَدْ أَمَرَ النَّبِيُّ (ص) بِالْعَتَاقَةِ فِي كُسُوفِ الشَّمْسِ. (بخارى:1054) 
ترجمه:  اسماء ؛دختر ابو بكر رضي الله عنهما؛ مي‏گويد: رسول الله (ص)هنگام خورشيدگرفتگي، دستور مي داد (و تشويق مي كرد كه مردم) برده هاي خود را آزاد كنند. 

باب (7): ذكر و ياد خداوند، هنگام خورشيد گرفتگي
561 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) قَالَ: خَسَفَتِ الشَّمْسُ، فَقَامَ النَّبِيُّ (ص) فَزِعًا، يَخْشَى أَنْ تَكُونَ السَّاعَةُ، فَأَتَى الْمَسْجِدَ، فَصَلَّى بِأَطْوَلِ قِيَامٍ وَرُكُوعٍ وَسُجُودٍ رَأَيْتُهُ قَطُّ يَفْعَلُهُ، وَقَالَ: «هَذِهِ الآيَاتُ الَّتِي يُرْسِلُ اللَّهُ، لا تَكُونُ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلا لِحَيَاتِهِ، وَلَكِنْ يخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ فَإِذَا رَأَيْتُمْ شَيْئًا مِنْ ذَلِكَ، فَافْزَعُوا إِلَى ذِكْرِهِ وَدُعَائِهِ وَاسْتِغْفَارِهِ». (بخارى:1059)
ترجمه:  ابوموسي اَشعري (رض) مي‏گويد: روزي، خورشيد گرفتگي رخ داد. رسول الله (ص) از ترس اينكه مبادا قيامت رسيده باشد، سراسيمه برخاست، به مسجد رفت و طولاني‏ترين نمازي را كه من تا كنون از ايشان (ص) ديده ام، خواند و فرمود: «اين نشانه هايي كه خداوند مي فرستد بخاطر زندگي و مرگ كسي نيست. بلكه خداوند با چنين پديده هايي بندگانش را مي‏ترساند. هرگاه چنين چيزي را مشاهده كرديد، به  ياد الله، مشغول شويد و به نماز و توبه  روي آوريد».
 
باب (8): خواندن قرائت با آواز بلند در نماز كسوف
562 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: جَهَرَ النَّبِيُّ (ص) فِي صَلاةِ الْخُسُوفِ بِقِرَاءَتِهِ، فَإِذَا فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ كَبَّرَ فَرَكَعَ، وَإِذَا رَفَعَ مِنَ الرَّكْعَةِ قَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ». ثُمَّ يُعَاوِدُ الْقِرَاءَةَ فِي صَلاةِ الْكُسُوفِ، أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فِي رَكْعَتَيْنِ وَأَرْبَعَ سَجَدَاتٍ. (بخارى: 1065)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏گويد: رسول الله (ص) نماز كسوف را با  صداي بلند مي‏خواند. سپس، تكبير مي گفت و به ركوع مي رفت. بعد، از ركوع برمي خاست و «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ» مي گفت  و دوباره، قرائت را اعاده مي نمود و ركوع مي كرد. بدين ترتيب در دو ركعت نماز كسوف، چهار ركوع و چهار سجده، انجام  مي داد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:516.txt">باب (1): آنچه دربارة سجده تلاوت وسنت بودن آن، آمده است</a><a class="text" href="w:text:517.txt">باب (2): سجدة سورة «ص»</a><a class="text" href="w:text:518.txt">باب (3): سجده مسلمانان با مشركان در حالي كه مشرك نجس است و وضو ندارد</a><a class="text" href="w:text:519.txt">باب (4): كسي كه آية سجده را خواند و سجده نكرد</a><a class="text" href="w:text:520.txt">باب (5): سجدة سورة انشقاق</a><a class="text" href="w:text:521.txt">باب (6): كسي كه هنگام شلوغي، جايي براي سجده نيابد</a></body></html>باب (1): آنچه دربارة سجده تلاوت وسنت بودن آن، آمده است
563 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مَسْعُوْدٍ (رض) قَالَ: قَرَأَ النَّبِيُّ (ص) النَّجْمَ بِمَكَّةَ، فَسَجَدَ فِيهَا وَسَجَدَ مَنْ مَعَهُ غَيْرَ شَيْخٍ، أَخَذَ كَفًّا مِنْ حَصًى أَوْ تُرَابٍ، فَرَفَعَهُ إِلَى جَبْهَتِهِ وَقَالَ: يَكْفِينِي هَذَا، فَرَأَيْتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ قُتِلَ كَافِرًا. (بخارى:1067)
ترجمه: از عبدالله بن مسعود(رض) روايت است كه رسول الله (ص) در مكه، سوره نجم را  تلاوت  كرد و سجده نمود. كليه كساني كه همراه پيامبر(ص) بودند، نيز سجده كردند. به جز يك پيرمرد كه بجاي سجده، مشتي خاك يا سنگريزه برداشت و بر پيشاني خود ماليد و گفت:  همين برايم كافي ‌است. راوي مي‏گويد: بعدها، او را ديدم كه در حالت كفر، كشته شد.
 
باب (2): سجدة سورة «ص»
564 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: «ص» لَيْسَت مِنْ عَزَائِمِ السُّجُودِ، وَقَدْ رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) يَسْجُدُ فِيهَا. (بخارى: 1069)
ترجمه: عبدالله بن عباس رضي الله عنهما مي‏گويد: (با وجودي كه) سجدة سورة «ص» ضروري نيست ولي من رسول الله (ص) را ديدم كه هنگام رسيدن به آن، سجده مي كرد.

باب (3): سجده مسلمانان با مشركان در حالي كه
مشرك نجس است و وضو ندارد
565 ـ وَحَدِيْثُهُ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) سَجَدَ بِالنَّجْمِ قَدْ تَقَدَّمَ قَرِيْباً مِنْ رِوَايَةِ ابنِ مَسْعُوْدٍ وَزَادَ فِيْ هذِهِ الرِّوَايَةِ: وَسَجَدَ مَعَهُ الْمُسْلِمُونَ وَالْمُشْرِكُونَ وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ. (بخارى:1071)
ترجمه: حديث ابن مسعود در مورد سجده سوره «نجم»، قبلاً بيان شد. و در اين روايت، مي افزايد: همراه آنحضرت (ص)، مسلمانان ، مشركان، جن و انس، همگي سجده كردند.

باب (4): كسي كه آية سجده را خواند و سجده نكرد
566 ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ (رض) قَالَ: قَرَأْتُ عَلَى النَّبِيِّ (ص) «وَالنَّجْمِ»، فَلَمْ يَسْجُدْ فِيهَا. (بخارى: 1073)
ترجمه: زيد بن ثابت (رض) مي گويد: سورة نجم را نزد رسول الله (ص)  تلاوت كردم (ولي) آنحضرت (ص) سجده نكرد.

باب (19): اگر دو گروه از مسلمانان با هم نزاع كردند، ميان آنها ميانجيگري كنيد
29 ـ عن أَبِيْ بَكْرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ» فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْقَاتِلُ، فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصًا عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ». (بخارى:31) 
ترجمه: ابو بكره (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) فرمود: «هرگاه، دو فرد مسلمان (بقصد كشتن يكديگر) با شمشير، در برابر هم قرار گيرند، قاتل و مقتول هر دو به دوزخ خواهند رفت». گفتم: يا رسول الله! دليل دوزخي بودن قاتل، معلوم است. اما مقتول چرا به دوزخ خواهد رفت؟ فرمود: «بدليل اينكه او نيز آروزي كشتن برادر مسلمانش را در سر مي پرورانْد».

باب (5): سجدة سورة انشقاق
567 ـ عَنْ أَبِيْ هُرَيْرَة