ني چه نكني، تفاوتي ندارد. حتي اگر هفتاد بار براي آنها طلب آمرزش كني، خداوند هرگز آنها را نخواهد بخشيد)».  سرانجام، رسول الله (ص) بر او نماز خواند. سپس، خداوند اين آيه را نازل فرمود: (بر هيچيك از مردگان منافق، نماز نخوان).
640 ـ عَنْ جَابِرٍ (رض) قَالَ: أَتَى النَّبِيُّ (ص) عَبْدَاللَّهِ بْنَ أُبَيٍّ بَعْدَ مَا دُفِنَ، فَأَخْرَجَهُ فَنَفَثَ فِيهِ مِنْ رِيقِهِ وَأَلْبَسَهُ قَمِيصَهُ. (بخارى: 1270)
ترجمه: جابر(رض) مي گويد: بعد از اينكه عبد الله بن اُبَي در قبر گذاشته شد، رسول الله (ص) آمد و او را بيرون آورد و آب دهان خود را بر او پاشيد و پيراهن خود را نيز به تنش داد.


<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:585.txt">باب (11): اگر كفن كوتاه بود، سر ميت پوشانده شود</a><a class="text" href="w:text:586.txt">باب (12): كسي كه در زمان رسول اكرم (ص) ،كفن اش را  قبلاً آماده كرد و به او اعتراض نشد</a><a class="text" href="w:text:587.txt">باب (13): شركت زنان در تشييع جنازه</a><a class="text" href="w:text:588.txt">باب (14): سوگ نشتن زن، براي غير شوهر</a><a class="text" href="w:text:589.txt">باب (15): زيارت قبور</a><a class="text" href="w:text:590.txt">باب (16): گفتة پيامبر (ص) «ميت بسبب گرية اهل خانه اش، عذاب داده ميشود» اگر به آن وصيت كرده باشد</a><a class="text" href="w:text:591.txt">باب (17): كراهيت نوحه خواني بر ميت</a><a class="text" href="w:text:592.txt">باب (18): كسي كه بر سر و صورت خود بزند، از ما نيست</a><a class="text" href="w:text:593.txt">باب (19): رثاي پيامبر (ص) براي سعد بن خوله</a><a class="text" href="w:text:594.txt">باب (20): ممنوعيت كندن مو، هنگام مصيبت</a></body></html>باب (11): اگر كفن كوتاه بود، سر ميت پوشانده شود
641 ـ عَنْ خَبَّابٍ (رض) قَالَ: هَاجَرْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) نَلْتَمِسُ وَجْهَ اللَّهِ، فَوَقَعَ أَجْرُنَا عَلَى اللَّهِ، فَمِنَّا مَنْ مَاتَ لَمْ يَأْكُلْ مِنْ أَجْرِهِ شَيْئًا، مِنْهُمْ مُصْعَبُ بْنُ عُمَيْرٍ (رض)، وَمِنَّا مَنْ أَيْنَعَتْ لَهُ ثمَرَتُهُ فَهُوَ يَهْدِبُهَا، قُتِلَ يَوْمَ أُحُدٍ فَلَمْ نَجِدْ مَا نُكَفِّنُهُ إِلاَّ بُرْدَةً، إِذَا غَطَّيْنَا بِهَا رَأْسَهُ خَرَجَتْ رِجْلاهُ، وَإِذَا غَطَّيْنَا رِجْلَيْهِ خَرَجَ رَأْسُهُ، فَأَمَرَنَا النَّبِيُّ (ص) أَنْ نُغَطِّيَ رَأْسَهُ، وَأَنْ نَجْعَلَ عَلَى رِجْلَيْهِ مِنَ الإِذْخِرِ». 
(بخارى:1276)
ترجمه: خباب (رض) مي گويد: با رسول الله (ص)ً فقط بخاطر خوشنودي الله هجرت كرديم و اجر ما هم با خدا است. بعضي از ما، بدون اينكه چيزي از پاداش خود را در دنيا ببينند، فوت كردند. از جمله آنها مي توان، مصعب بن عمير(رض) را نام برد. و بعضي از ما، ميوه هجرت را پس از اينكه رسيده بود، چيد. هنگامي كه مصعب بن عمير(رض) در جنگ احد به شهادت رسيد، جز چادري كوتاه براي كفن كردن او، چيز ديگري وجود نداشت. اگر سرش را مي پوشانيديم، پاهايش برهنه مي شد. و اگر پاهايش را مي پوشانيديم، سرش برهنه مي شد. رسول الله (ص) فرمود: «سرش را با چادر بپوشانيد و بر پاهايش، برگ گياه اذخر بريزيد».

باب (12): كسي كه در زمان رسول اكرم (ص) ،كفن اش را 
قبلاً آماده كرد و به او اعتراض نشد
642 ـ عَنْ سَهْلٍ (رض): أَنَّ امْرَأَةً جَاءَتِ النَّبِيَّ (ص) بِبُرْدَةٍ مَنْسُوجَةٍ فِيهَا حَاشِيَتُهَا، أَتَدْرُونَ مَا الْبُرْدَةُ؟ قَالُوا: الشَّمْلَةُ، قَالَ: نَعَمْ، قَالَتْ: نَسَجْتُهَا بِيَدِي فَجِئْتُ لأَكْسُوَكَهَا، فَأَخَذَهَا النَّبِيُّ (ص) مُحْتَاجًا إِلَيْهَا، فَخَرَجَ إِلَيْنَا، وَإِنَّهَا إِزَارُهُ، فَحَسَّنَهَا فُلانٌ فَقَالَ: اكْسُنِيهَا، مَا أَحْسَنَهَا! قَالَ الْقَوْمُ: مَا أَحْسَنْتَ، لَبِسَهَا النَّبِيُّ (ص) مُحْتَاجًا إِلَيْهَا، ثمَّ سَأَلْتَهُ، وَعَلِمْتَ أَنَّهُ لا يَرُدُّ، قَالَ: إِنِّي وَاللَّهِ مَا سَأَلْتُهُ لأَلْبَسَهَا، إِنَّمَا سَأَلْتُهُ لِتَكُونَ كَفَنِي، قَالَ: سَهْلٌ: فَكَانَتْ كَفَنَهُ. (بخارى:1277)
ترجمه: سهل (رض) مي گويد: زني، چادري را كه كناره آن، بافتني داشت، به آنحضرت (ص) هديه داد ـ راوي از مردم پرسيد: آيا ميدانيد بُرده چيست؟ گفتند: چادري پُرز دار است. سهل گفت: صحيح است ـ و گفت: اين چادر را با دست خودم بافته ام و نزد شما آورده ام تا آنرا بپوشيد. رسول خدا (ص) كه به آن نياز داشت، آنرا پذيرفت و بعنوان  ازار، از آن استفاده كرد. يكي از اصحاب، آنرا پسنديد و گفت: چقدر زيبا است! آنرا به من بدهيد. مردم، به او  گفتند:كار خوبي نكردي. زيرا رسول الله (ص) بدان نياز داشت و آن را پوشيده‏ بود. با وجود اين، تو آن را طلب كردي. و ميداني كه هر گاه از رسول الله (ص) چيزي خواسته شود، دريغ نخواهد كرد. آن شخص گفت: بخدا سوگند، من آن را براي پوشيدن  درخواست نكردم. بلكه ميخواهم آن را كفن خود، نمايم. سهل مي گويد: سرانجام، همان  چادر، كفن آن شخص، گرديد.

باب (13): شركت زنان در تشييع جنازه
643 ـ عَنْ أُمِّ عَطِيَّةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: نُهِينَا عَنِ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ، وَلَمْ يُعْزَمْ عَلَيْنَا. (بخارى:1278)
ترجمه: ام عطيه رضي الله عنها مي گويد: ما زن ها از شركت  در تشييع جنازه، منع شديم. ولي اين منع، قطعي نبود.
باب (14): سوگ نشتن زن، براي غير شوهر
644-عَنْ أُمِّ حَبِيبَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا، زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) قَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «لا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ تُحِدُّ عَلَى مَيِّتٍ فَوْقَ ثَلاثٍ، إِلاَّ عَلَى زَوْجٍ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا». (بخارى:1281)
ترجمه: ام حبيبه رضي الله عنها؛ همسر گرامي پيامبر اكرم (ص) ؛ مي گويد: از رسول الله (ص) شنيدم كه مي فرمود: «هر زن مؤمني كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، مجاز نيست بيش از سه روز، براي كسي سوگوار باشد مگر براي شوهرش، كه در آنصورت، مي تواند چهار ماه و ده روز، به سوگ بنشيند».

باب (15): زيارت قبور
645 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ (ص) بِامْرَأَةٍ تَبْكِي عِنْدَ قَبْرٍ، فَقَالَ: «اتَّقِي اللَّهَ وَاصْبِرِي». قَالَتْ: إِلَيْكَ عَنِّي، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَبْ بِمُصِيبَتِي، وَلَمْ تَعْرِفْهُ، فَقِيلَ لَهَا: إِنَّهُ النَّبِيُّ (ص)، فَأَتَتْ بَابَ النَّبِيِّ (ص)، فَلَمْ تَجِدْ عِنْدَهُ بَوَّابِينَ، فَقَالَتْ: لَمْ أَعْرِفْكَ، فَقَالَ: «إِنَّمَا الصَّبْرُ عِنْدَ الصَّدْمَةِ الأُولَى». (بخارى:1283)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: رسول‏ اكرم (ص)  زني را ديد كه در كنار قبري نشسته بود و گريه مي كرد. به او گفت: «از خدا بترس و صبر، پيشه كن». آن زن كه رسول خدا (ص) را نمي شناخت، به او گفت: برو كنار. تو به مصيبت من گرفتار نشده اي. به آن زن گفتند: او رسول  الله (ص) است. زن به خانه پيامبر آمد. آنجا، نگهباني نيافت. به پيامبر(ص) گفت: (ببخشيد) من شما را نشناختم. رسول خدا (ص)  فرمود:«صبر، همان است كه در آغاز مصيبت، باشد». 
باب (25): روزة رمضان بقصد حصول اجر و پاداش
36 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَس