ت. به آنحضرت (ص)  گفتند:اي رسول خدا ! زينب آمده است. پرسيد: «كدام زينب»؟ گفتند: همسر ابن مسعود(رض).. رسول الله (ص) فرمود: «اجازه دهيد تا وارد خانه شود». او وارد خانه شد و عرض كرد: يا رسول الله (ص)! شما امروز دستور داديد كه مردم صدقه بدهند. من قدري زيورآلات دارم و مي خواهم آنها را در راه الله، انفاق كنم. اما شوهرم ؛ابن مسعود؛ و پسرش ميگويند: ما بيشتر از ديگران، مستحق اين صدقه هستيم. رسول الله (ص) فرمود: «ابن مسعود  راست مي گويد. شوهر و فرزندت، بيشتر از ديگران، مستحق صدقه تو مي باشند».

باب (30): بر اسب، زكات واجب نيست
736 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «لَيْسَ عَلَى الْمُسْلِمِ فِي فَرَسِهِ وَغُلامِهِ صَدَقَةٌ». (بخارى: 1463)
ترجمه: ابوهريره(رض) مي گويد: رسول الله (ص)فرمود: در اسبها و بردگان مسلمانان، زكات واجب نيست. (البته وقتي كه براي خدمت باشند نه براي تجارت). مترجم

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:664.txt">باب (31): دادن زكات به يتيمان</a><a class="text" href="w:text:665.txt">باب (32): دادن زكات به شوهر و يتيمان تحت تكفل خود</a><a class="text" href="w:text:666.txt">باب (33): خداوند مي فرمايد: زكات براي آزاد كردن بردگان و به   بدهكاران و در راه خدا داده شود</a><a class="text" href="w:text:667.txt">باب (34): خود داري از  سؤال كردن مردم</a><a class="text" href="w:text:668.txt">باب (35): اگر خداوند به كسي بدون سؤال و طمع چيزي عنايت كرد</a><a class="text" href="w:text:669.txt">باب (36): كسي كه بدون ضرورت، سؤال كند</a><a class="text" href="w:text:670.txt">باب (37): مرز بي نيازي</a><a class="text" href="w:text:671.txt">باب (38): تخمين زدن مقدار خرما</a><a class="text" href="w:text:672.txt">باب (39): مقدار زكات در محصولات كشاورزي</a><a class="text" href="w:text:673.txt">باب (40): زكات خرما، هنگام جمع آوري محصول است.  وآيا بايد به كودك اجازه داد تا از خرماي صدقه بخورد؟</a></body></html>باب (31): دادن زكات به يتيمان
737 ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) جَلَسَ ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى الْمِنْبَرِ، وَجَلَسْنَا حَوْلَهُ، فَقَالَ: «إِنِّي مِمَّا أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي، مَا يُفْتَحُ عَلَيْكُمْ مِنْ زَهْرَةِ الدُّنْيَا وَزِينَتِهَا». فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَوَيَأْتِي الْخَيْرُ بِالشَّرِّ؟ فَسَكَتَ النَّبِيُّ (ص)، فَقِيلَ لَهُ: مَا شَأْنُكَ؟ تُكَلِّمُ النَّبِيَّ (ص) وَلا يُكَلِّمُكَ؟ فَرَأَيْنَا أَنَّهُ يُنْزَلُ عَلَيْهِ، قَالَ: فَمَسَحَ عَنْهُ الرُّحَضَاءَ، فَقَالَ: «أَيْنَ السَّائِلُ»؟ وَكَأَنَّهُ حَمِدَهُ، فَقَالَ: إِنَّهُ لا يَأْتِي الْخَيْرُ بِالشَّرِّ، وَإِنَّ مِمَّا يُنْبِتُ الرَّبِيعُ يَقْتُلُ أَوْ يُلِمُّ؛ إِلاَّ آكِلَةَ الْخَضْرَاءِ، أَكَلَتْ حَتَّى إِذَا امْتَدَّتْ خَاصِرَتَاهَا، اسْتَقْبَلَتْ عَيْنَ الشَّمْسِ فَثَلَطَتْ، وَبَالَتْ، وَرَتَعَتْ، وَإِنَّ هَذَا الْمَالَ خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ، فَنِعْمَ صَاحِبُ الْمُسْلِمِ مَا أَعْطَى مِنْهُ الْمِسْكِينَ، وَالْيَتِيمَ، وَابْنَ السَّبِيلِ». أَوْ كَمَا قَالَ النَّبِيُّ (ص) «وَإِنَّهُ مَنْ يَأْخُذُهُ بِغَيْرِ حَقِّهِ، كَالَّذِي يَأْكُلُ وَلا يَشْبَعُ، وَيَكُونُ شَهِيدًا عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».
 (بخارى:1465)
ترجمه: ابوسعيد خدري(رض) ميگويد: روزي، رسول الله (ص) بر منبر نشست. و ما هم اطراف او نشستيم. رسول الله (ص)  فرمود: «ميترسم كه بعد از من، دروازه هاي زرق و برق دنيا بر شما  گشوده شود». مردي گفت:يا رسول الله! مگر خير باعث شر مي شود؟ رسول الله (ص)  سكوت كرد (وجوابي نداد). به او گفتند: تو را چه شده است كه سخن مي گويي در حالي كه آنحضرت(ص)  سخن نمي گويد؟ (در آن اثناء) از آثار چهره رسول خدا(ص)  متوجه شديم كه بر ايشان، وحي نازل ميشود.
 راوي مي گويد: آنگاه، رسول خدا(ص)  عرق‏هاي (چهره اش) را پاك نموده، فرمود: «سائل كجاست»؟ گويا از سؤال او خوشنود بود و بعد، فرمود: «در واقع، خير، موجب شر نمي شود. اما از باران فصل بهار، نوعي گياه مي رويد كه حيوانات از خوردن آن، مي ميرند يا مريض مي شوند مگر حيواني كه پس از سير شدن، زير آفتاب دراز مي كشد و آنها را دفع مي كند و دوباره، مي چرد. همانا مال دنيا، شيرين و دلفريب است. چقدر خوب است كه مسلمان، از اموال خود به ايتام، مساكين و مسافران انفاق كند. و هركس كه مالي را به ناحق مي گيرد، مانند كسي است كه مي خورد و مي نوشد اما هرگز سير نمي شود. وآن مال، روز قيامت، عليه او گواهي خواهد داد».



باب (32): دادن زكات به شوهر و يتيمان تحت تكفل خود
738 ـ عَنْ زَيْنَبَ امْرَأَةِ عَبْدِاللَّهِ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: حَدِيْثُهَا تَقَدَّمَ قّرِيْباً، وَقَالَتْ فِيْ هذِهِ الرِّوَايَةِ: فَانْطَلَقْتُ إِلَى النَّبِيِّ (ص)، فَوَجَدْتُ امْرَأَةً مِنَ الأَنْصَارِ عَلَى الْبَابِ، حَاجَتُهَا مِثْلُ حَاجَتِي، فَمَرَّ عَلَيْنَا بِلالٌ، فَقُلْنَا سَلِ النَّبِيَّ (ص): أَيَجْزِي عَنِّي أَنْ أُنْفِقَ عَلَى زَوْجِي وَأَيْتَامٍ لِي فِي حَجْرِي؟ فَسَأَلَهُ، فَقَالَ: «نَعَمْ لَهَا أَجْرَانِ: أَجْرُ الْقَرَابَةِ، وَأَجْرُ الصَّدَقَةِ». (بخارى: 1466)
ترجمه: حديث زينب؛ همسر عبدالله بن مسعود رضي الله عنهما؛ قبلاً بيان گرديد. در اين روايت، علاوه بر آن، مي گويد: به سوي خانة رسول الله (ص) براه افتادم. زني از انصار را كنار دروازة خانة آنحضرت (ص) ديدم كه سؤالي همانند سؤال من، داشت. بلال (رض) از كنار ما گذشت. به او گفتيم: از رسول خدا (ص) سؤال كن: آيا من مي توانم صدقة اموال خود را به شوهر و يتيماني كه تحت تكفلم مي باشند, بدهم؟ بلال(رض) از آنحضرت (ص) پرسيد. رسول خدا (ص) فرمود: «بلي، اگر به آنان صدقه دهند، دو اجر دارد: اجر خويشاوندي و اجر صدقه».
739 ـ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَلِيَ أَجْرٌ أَنْ أُنْفِقَ عَلَى بَنِي أَبِي سَلَمَةَ ؟إِنَّمَا هُمْ بَنِيَّ. فَقَالَ: «أَنْفِقِي عَلَيْهِمْ فَلَكِ أَجْرُ مَا أَنْفَقْتِ عَلَيْهِمْ». (بخارى: 1467)
ترجمه: ام سلمه رضي الله‏ عنها مي گويد: از رسول الله (ص) پرسيدم: اگر به فرزندان ابوسلمه كه فرزندان من هستند، انفاق نمايم، به من پاداش مي رسد؟ رسول الله (ص) فرمود: «به آنها انفاق كن، زيرا پاداش انفاقت به آنها، به تو خواهد رسيد».





باب (33): خداوند مي فرمايد: زكات براي آزاد كردن بردگان و به 
 بدهكاران و در راه خدا داده شود
740 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِالصَّدَقَةِ، فَقِيلَ: مَنَعَ ابْنُ جَمِيلٍ، وَخَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ، وَعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا يَنْقِمُ ابْنُ جَمِيلٍ إِلاَّ أَنَّهُ كَانَ فَقِيرًا فَأَغْنَاهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ، وَأَمَّا خَالِدٌ: فَإِنَّكُمْ تَظْلِمُونَ خَالِدًا، قَدِ احْتَبَسَ أَدْرَاعَهُ وَأَعْتُدَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَأَمَّا 