: «أَيُّ يَوْمٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ سِوَى اسْمِهِ. قَالَ: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْرِ»؟ قُلْنَا بَلَى. قَالَ: «فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ بِغَيْرِ اسْمِهِ. فَقَالَ: «أَلَيْسَ بِذِي الْحِجَّةِ»؟ قُلْنَا: «بَلَى». قَالَ: «فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ بَيْنَكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا، فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، فِي بَلَدِكُمْ هَذَا، لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَإِنَّ الشَّاهِدَ عَسَى أَنْ يُبَلِّغَ مَنْ هُوَ أَوْعَى لَهُ مِنْهُ». (بخارى:67)
ترجمه: ابوبكره (رض) مي‏گويد: روزي، رسول الله (ص) سوار شتر بود و شخصي مهار آن را در دست داشت. رسول الله (ص) خطاب به صحابه، فرمود: «امروز، چه روزي است»؟ راوي مي‏گويد: همة ما سكوت نموده، تصور ‏كرديم كه رسول الله (ص) ، نام ديگري سواي اين نام، برايش در نظر دارد. آنحضرت (ص) فرمود: «آيا امروز، روز قرباني نيست»؟ گفتيم: آري. بعد فرمود: «اين كدام ماه است»؟ همه سكوت كرديم و تصور نموديم ممكن است رسول الله (ص)  اسم ديگري براي اين ماه، تعيين كند. بعد فرمود: «آيا اين ماه، ذوالحجه نيست»؟ گفتيم: آري. بعد رسول الله (ص) فرمود: «همانا مال و جان شما، مانند اين روز و اين ماه و اين سرزمين، محترم هستند و كسي حق ندارد كه به ناحق، حرمت مال و جان برادر مسلمان خود را پايمال كند. هر يك از شما حاضرين، اين احكام را به كساني كه حضور ندارند، برساند. چه بسا فرد غايب از شخص حاضر، مطلب را بهتر دريابد».
 
باب (9): استحمام نمودن مُحرِم
888 ـ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الأَنْصَارِيِّ أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: كَيْفَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَغْسِلُ رَأْسَهُ وَهُوَ مُحْرِمٌ؟ فَوَضَعَ أَبُو أَيُّوبَ يَدَهُ عَلَى الثَّوْبِ فَطَأْطَأَهُ حَتَّى بَدَا لِي رَأْسُهُ، ثُمَّ قَالَ لإِنْسَانٍ يَصُبُّ عَلَيْهِ: اصْبُبْ، فَصَبَّ عَلَى رَأْسِهِ، ثُمَّ حَرَّكَ رَأْسَهُ بِيَدَيْهِ، فَأَقْبَلَ بِهِمَا وَأَدْبَرَ وَقَالَ: هَكَذَا رَأَيْتُهُ (ص) يَفْعَلُ. (بخاري:1840)
ترجمه: از ابو ايوب انصاري (رض) پرسيدند: رسول ‏الله (ص) در حال احرام، چگونه سر (مباركش) را مي شست؟ ابو ايوب پارچه اي را كه روي سرش بود، برداشت و سرش آشكار شد. آنگاه، به كسي كه آب بر سرش مي ريخت (خدمتگذارش)، گفت: آب بريز. او بر سر ش آب ريخت. سپس، ايوب (رض) سرش را با دستانش حركت داد. و نخست، دستها را از جلو به عقب، و سپس، از پشت سر به جلو آورد و گفت: رسول ‏الله (ص) را ديدم كه چنين مي‏كرد.
 
باب (10): ورود به حرم و مكه بدون احرام
889 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) دَخَلَ عَامَ الْفَتْحِ وَعَلَى رَأْسِهِ الْمِغْفَرُ فَلَمَّا نَزَعَهُ جَاءَ رَجُلٌ فَقَالَ: إِنَّ ابْنَ خَطَلٍ مُتَعَلِّقٌ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ فَقَالَ: «اقْتُلُوهُ». (بخارى:1846)
ترجمه: از انس بن مالك (رض) روايت است كه رسول ‏الله (ص) سال فتح مكه در حالي كه كلاه خودي بر سر داشت، وارد مكه شد. وقتي كه آنرا از سرش برداشت، مردي رسيد و گفت: ابن خطل به پردة كعبه پناه آورده است. رسول ‏الله (ص) فرمود: «او را بكشيد». (ابن خطل، مسلماني را كشته و خود مرتد شده بود. مترجم)
 
باب (11): حج گزاردن به نيابت از ميت
890 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا أَنَّ امْرَأَةً مِنْ جُهَيْنَةَ جَاءَتْ إِلَى النَّبِيِّ (ص) فَقَالَتْ: إِنَّ أُمِّي نَذَرَتْ أَنْ تَحُجَّ فَلَمْ تَحُجَّ حَتَّى مَاتَتْ، أَفَأَحُجُّ عَنْهَا؟ قَالَ: «نَعَمْ حُجِّي عَنْهَا أَرَأَيْتِ لَوْ كَانَ عَلَى أُمِّكِ دَيْنٌ أَكُنْتِ قَاضِيَةً؟ اقْضُوا اللَّهَ فَاللَّهُ أَحَقُّ بِالْوَفَاءِ». (بخارى:1852)
ترجمه: از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است كه يكي از زنان طايفه جهينه، نزد رسول ‏الله (ص) آمد و گفت: مادرم نذر كرده بود كه به حج برود، ولي موفق نشد و فوت كرد. آيا من مي‏توانم از طرف او، حج كنم؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «بلي، از طرف او، حج كن. اگر مادرت بدهكار مي‏بود، آيا بدهكاريش را پرداخت نمي كردي؟ پس وام خدا را ادا كن. زيرا اداي حق خدا، واجب تر است».
 
باب (12): حج كودكان
891 ـ عَنِ السَّائِبِ بْنِ يَزِيدَ (رض) قَالَ: حُجَّ بِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَأَنَا ابْنُ سَبْعِ سِنِينَ. (بخارى:1858)
ترجمه: سايب بن ‏يزيد (رض) مي‏گويد: مرا در سن هفت سالگي، همراه رسول خدا (ص) به حج بردند.

باب (13): حج زنان
892 ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: لَمَّا رَجَعَ النَّبِيُّ (ص) مِنْ حَجَّتِه ِقَالَ لأُمِّ سِنَانٍ الأَنْصَارِيَّةِ: «مَا مَنَعَكِ مِنَ الْحَجِّ؟» قَالَتْ: أَبُو فُلانٍ ـ تَعْنِي زَوْجَهَا ـ كَانَ لَهُ نَاضِحَانِ حَجَّ عَلَى أَحَدِهِمَا وَالآخَرُ يَسْقِي أَرْضًا لَنَا قَالَ: «فَإِنَّ عُمْرَةً فِي رَمَضَانَ تَقْضِي حَجَّةً مَعِي».(بخاري:1863)
ترجمه: ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: هنگامي كه رسول ‏الله (ص) از سفر حج، برگشت، خطاب به ام سنان انصاري فرمود: «چرا به حج نرفتي»؟ وي گفت: شوهرم دو شتر براي آب كشيدن داشت. يكي را با خود به حج برد. و دومي، زمينهاي ما را آبياري مي كرد. رسول ‏الله (ص) فرمود: « ثواب يك عمره در ماه مبارك رمضان، برابر با حجي است كه همراه من، ادا شود».
893 ـ عَنْ أَبي سَعِيدٍ (رض) وَقَدْ غَزَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) ثِنْتَيْ عَشْرَةَ غَزْوَةً قَالَ: أَرْبَعٌ سَمِعْتُهُنَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَوْ قَالَ: يُحَدِّثُهُنَّ عَنِ النَّبِيِّ (ص) فَأَعْجَبْنَنِي وَآنَقْنَنِي: «أَنْ لا تُسَافِرَ امْرَأَةٌ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ لَيْسَ مَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلا صَوْمَ يَوْمَيْنِ الْفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلا صَلاةَ بَعْدَ صَلاتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ وَبَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ ، وَلا تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلاَّ إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَمَسْجِدِي، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى». (بخارى:1864)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) كه در دوازده غزوه، همراه رسول‏ الله (ص) بوده است، مي‏گويد: چهار نصيحت از رسول ‏الله (ص) شنيدم كه مورد پسند من واقع شد و باعث خرسندي من گرديد.  اول اينكه: «هيچ زني شرعاً حق ندارد مسافت دو روز را بدون شوهر يا محرم ديگري، به سفر  برود. دوم اينكه: هيچ كس، حق ندارد روزهاي عيد فطر و عيد قربان را روزه بگيرد. سوم اينكه: هيچ نمازي بعد از اين دو نماز نيست يعني بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب و بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب. چهارم اينكه: بار سفر (به سوي هيچ مسجدي) بسته نشود مگر به مسجدالحرام و مسجد من (مسجد النبي) و مسجد الاقصي».
 
باب (14): كسي كه نذر نمايد تا پياده به خانة كعبه برود
894 ـ عَنْ أَنَسٍ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) رَأَى شَيْخًا يُهَادَى بَيْنَ ابْنَيْهِ قَ