انيدن گوسفند در برابر چند قيراط</a><a class="text" href="w:text:950.txt">باب (3): كارگري، از عصر تا شب</a><a class="text" href="w:text:951.txt">باب (4): كارگري كه مزد خود را دريافت نكرده باشد  و صاحب كار، مزدش را  بكار اندازد و بر آن، بيفزايد</a><a class="text" href="w:text:952.txt">باب (5): مزد كسي كه براي علاج شخصي، سورة حمد را بخواند</a><a class="text" href="w:text:953.txt">باب (6): دريافت مزد در برابر جفت ‌كردن حيوان نر و ماده</a></body></html>باب (1): دربارة اجاره
1045 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) قَالَ: أَقْبَلْتُ إِلَى النَّبِيِّ (ص) وَمَعِي رَجُلانِ مِنَ الأَشْعَرِيِّينَ فَقُلْتُ: مَا عَمِلْتُ أَنَّهُمَا يَطْلُبَانِ الْعَمَلَ، فَقَالَ: «لَنْ أَوْ لا نَسْتَعْمِلُ عَلَى عَمَلِنَا مَنْ أَرَادَهُ». (بخارى: 2261)
ترجمه: ابوموسي اشعري (رض) مي‏گويد: همراه دو تن از افراد طايفة خود، نزد رسول ‏الله (ص) رفتم. (همراهانم درخواست احراز مقامي داشتند). به رسول خدا (ص)گفتم: نمي دانستم كه آنها براي چنين كاري آمده اند. رسول اكرم (ص) فرمود: «ما هرگز پست و مقام، به كسي كه متقاضي آن باشد، نخواهيم داد».


باب (2): چرانيدن گوسفند در برابر چند قيراط
1046 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيًّا إِلاَّ رَعَى الْغَنَمَ» فَقَالَ أَصْحَابُهُ: وَأَنْتَ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ كُنْتُ أَرْعَاهَا عَلَى قَرَارِيطَ لأَهْلِ مَكَّةَ». (بخارى:2262)
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «خداوند، هيچ پيامبري را مبعوث نكرد، مگر اينكه شباني كرده بود». صحابه عرض كردند: اي رسول خدا! شما نيز(چوپاني كرده ايد)؟ فرمود: «بلي، من هم گوسفندانِ مردم مكه را در برابر چند قيراط، مي چرانيدم».

باب (19) : اظهار خشم و ناراحتي هنگام تعليم بسبب مشاهدة چيز ناخوشايند
79 ـ عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ الأَنْصَارِيِّ (رض) قَالَ: قَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لا أَكَادُ أُدْرِكُ الصَّلاةَ مِمَّا يُطَوِّلُ بِنَا فُلانٌ، فَمَا رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص) فِي مَوْعِظَةٍ أَشَدَّ غَضَبًا مِنْ يَوْمِئِذٍ، فَقَالَ:  «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّكُمْ مُنَفِّرُونَ، فَمَنْ صَلَّى بِالنَّاسِ فَلْيُخَفِّفْ، فَإِنَّ فِيهِمُ الْمَرِيضَ وَالضَّعِيفَ وَذَا الْحَاجَةِ». (بخارى:90) 
ترجمه: از ابو مسعود انصاري (رض) روايت است كه: شخصي گفت: اي رسول خدا! چون فلان (امام) نمازش را بسيار طولاني مي‏كند، ممكن است نماز جماعت را ترك كنم. ابومسعود (رض) مي‏گويد: رسول الله (ص) را در خطابة آنروز چنان خشمگين ديدم كه قبلاً  او را به آن حال نديده بودم. آنحضرت (ص) فرمود: «شما، مردم را از دين متنفر مي‏كنيد. آگاه باشيد، هر كس كه امامت نماز را به عهده دارد، آنرا كوتاه بگيرد و طولاني نكند. زيرا در ميان نماز گزاران،  افراد  بيمار، ضعيف  و  كساني كه كار فوري دارند،  وجود دارد».
80 ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ الْجُهَنِيِّ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ اللُّقَطَةِ، فَقَالَ: «اعْرِفْ وِكَاءَهَا» أَوْ قَالَ: «وِعَاءَهَا وَعِفَاصَهَا، ثُمَّ عَرِّفْهَا سَنَةً، ثُمَّ اسْتَمْتِعْ بِهَا، فَإِنْ جَاءَ رَبُّهَا فَأَدِّهَا إِلَيْهِ». قَالَ: فَضَالَّةُ الإِبِلِ؟ فَغَضِبَ حَتَّى احْمَرَّتْ وَجْنَتَاهُ، أَوْ قَالَ: احْمَرَّ وَجْهُهُ، فَقَالَ: «وَمَا لَكَ وَلَهَا مَعَهَا سِقَاؤُهَا وَحِذَاؤُهَا، تَرِدُ الْمَاءَ وَتَرْعَى الشَّجَرَ، فَذَرْهَا حَتَّى يَلْقَاهَا رَبُّهَا». قَالَ: فَضَالَّةُ الْغَنَمِ؟ قَالَ: «لَكَ أَوْ لأَخِيكَ أَوْ لِلذِّئْبِ». (بخارى:91) 
ترجمه: زيد بن ‏خالد (رض) روايت مي كند كه: مردي از رسول الله (ص) دربارة چيز گم شده اي كه پيدا شده است سؤال نمود. رسول الله (ص) فرمود: «برخي از مشخصات آن (مانند نوع ظرف يا چيزي كه دور آن بسته شده است) را تا يك سال، براي مردم اعلام كن. اگر صاحبش پيدا نشد، از آن استفاده كن. و اگر صاحبش پيدا شد آنرا به او برگردان». سائل پرسيد: اگر شتر گم شده اي پيدا شود، چه بايد كرد؟ رسول الله (ص)  (از شنيدن آن) به اندازه اي خشمگين شد كه رخسار مباركش سرخ گشت و فرمود: «تو با شتر چه كار داري؟ (يعني شتر گم نمي‏شود) زيرا شتر با ذخيره آب و مقاومتي كه دارد، هرگاه گرسنه شود، پاي درختي مي رود و تغذيه مي‏كند و هرگاه تشنه شود، آب پيدا مي‏كند تا زمانيكه صاحبش پيدا شود». سائل پرسيد: اگر گوسفندي پيدا شود، چه بايد كرد؟ رسول الله (ص) فرمود: «آن گوسفند يا از آنِ تو و يا از آنِ برادرت خواهد بود. و اگر نگهداري نكني،  از آنِ گرﮒ  خواهد شد».
81 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) قَالَ: سُئِلَ النَّبِيُّ (ص) عَنْ أَشْيَاءَ كَرِهَهَا، فَلَمَّا أُكْثِرَ عَلَيْهِ غَضِبَ، ثُمَّ قَالَ لِلنَّاسِ: «سَلُونِي عَمَّا شِئْتُمْ». قَالَ رَجُلٌ: مَنْ أَبِي؟ قَالَ: «أَبُوكَ حُذَافَةُ». فَقَامَ آخَرُ فَقَالَ: مَنْ أَبِي يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: «أَبُوكَ سَالِمٌ مَوْلَى شَيْبَةَ». فَلَمَّا رَأَى عُمَرُ مَا فِي وَجْهِهِ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا نَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. (بخارى:92)
ترجمه: ابوموسي اشعري (رض) ميگويد: از نبي اكرم (ص) دربارة چيزهايي كه خوشش نمي آمد، سؤال كردند. وقتي كه آن پرسشها افزايش پيدا كرد، آنحضرت (ص) خشمگين شد و خطاب به مردم فرمود: «هر چه مي خواهيد بپرسيد». مردي گفت: پدر من كيست؟ فرمود: «پدرت حذافه است». ديگري برخاست و گفت: اي رسول الله! پدر من كيست؟ پيامبر (ص) فرمود: «پدرت سالم غلام آزاد شدة شيبه است». عمر (رض) كه متوجه خشم وناراحتي آنحضرت (ص) شد، گفت: اي رسول خدا! ما به خداوند عز وجل پناه مي بريم. (زيرا باعث ناراحتي شما شديم).
باب (3): كارگري، از عصر تا شب
1047 ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «مَثَلُ الْمُسْلِمِينَ وَالْيَهُودِ وَالنَّصَارَى كَمَثَلِ رَجُلٍ اسْتَأْجَرَ قَوْمًا يَعْمَلُونَ لَهُ عَمَلاً يَوْمًا إِلَى اللَّيْلِ عَلَى أَجْرٍ مَعْلُومٍ، فَعَمِلُوا لَهُ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ، فَقَالُوا: لا حَاجَةَ لَنَا إِلَى أَجْرِكَ الَّذِي شَرَطْتَ لَنَا وَمَا عَمِلْنَا بَاطِلٌ، فَقَالَ لَهُمْ: لا تَفْعَلُوا أَكْمِلُوا بَقِيَّةَ عَمَلِكُمْ وَخُذُوا أَجْرَكُمْ كَامِلاً، فَأَبَوْا وَتَرَكُوا، وَاسْتَأْجَرَ أَجِيرَيْنِ بَعْدَهُمْ، فَقَالَ لَهُمَا: أَكْمِلا بَقِيَّةَ يَوْمِكُمَا هَذَا وَلَكُمَا الَّذِي شَرَطْتُ لَهُمْ مِنَ الأَجْرِ، فَعَمِلُوا حَتَّى إِذَا كَانَ حِينُ صَلاةِ الْعَصْرِ قَالا: لَكَ مَا عَمِلْنَا بَاطِلٌ وَلَكَ الأَجْرُ الَّذِي جَعَلْتَ لَنَا فِيهِ، فَقَالَ لَهُمَا: أَكْمِلا بَقِيَّةَ عَمَلِكُمَا مَا بَقِيَ مِنَ النَّهَارِ شَيْءٌ يَسِيرٌ، فَأَبَيَا، وَاسْتَأْجَرَ قَوْمًا أَنْ يَعْمَلُوا لَهُ بَقِيَّةَ يَوْمِهِمْ، فَعَمِلُوا بَقِيَّةَ يَوْمِهِمْ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ، وَاسْتَكْمَلُ