ةَ: صِفْهُ لِي، قَالَ: كَانَ أَبْيَضَ قَدْ شَمِطَ، وَأَمَرَ لَنَا النَّبِيُّ (ص) بِثَلاث عَشْرَةَ قَلُوصًا، قَالَ: فَقُبِضَ النَّبِيُّ (ص) قَبْلَ أَنْ نَقْبِضَهَا. (بخارى:3544)
ترجمه: ابو‏جحيفه (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص) را ديدم و حسن بن علي رضي الله عنهما شبيه او بود. راوي از ابوجحيفه مي گويد: به ابوجحيفه گفتم: رسول خدا (ص)  را برايم توصيف كن. گفت: رنگش، سفيد و موهايش، ‌جو گندمي بود. و دستور داد كه سيزده شتر ماده به ما بدهند. اما قبل از اينكه آنها را تحويل بگيريم، درگذشت.
1464ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُسْرٍ (رض) صَاحِبَ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: أَرَأَيْتَ النَّبِيَّ؟ (ص) كَانَ شَيْخًا؟ قَالَ: كَانَ فِي عَنْفَقَتِهِ شَعَرَاتٌ بِيضٌ. (بخاري:3546)
ترجمه: از عبدالله‏ بن بُسر (رض) صحابي رسول خدا (ص) روايت است كه گفت: آيا نبي اكرم (ص) را ديدي، مگر پير شده بود؟! فقط چند عدد موي سفيد در قسمت پايين لب زيرين آنحضرت (ص) وجود داشت.
1465ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) رَبْعَةً مِنَ الْقَوْمِ، لَيْسَ بِالطَّوِيلِ وَلا بِالْقَصِيرِ، أَزْهَرَ اللَّوْنِ لَيْسَ بِأَبْيَضَ أَمْهَقَ وَلا آدَمَ، لَيْسَ بِجَعْدٍ قَطَطٍ وَلا سَبْطٍ رَجِلٍ، أُنْزِلَ عَلَيْهِ وَهُوَ ابْنُ أَرْبَعِينَ، فَلَبِثَ بِمَكَّةَ عَشْرَ سِنِينَ يُنْزَلُ عَلَيْهِ، وَبِالْمَدِينَةِ عَشْرَ سِنِينَ وَقُبِضَ وَلَيْسَ فِي رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ عِشْرُونَ شَعَرَةً بَيْضَاءَ. (بخارى:3547)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) نه قد بلند بود و نه كوتاه. بلكه قامتي متوسط داشت. رنگش، زيبا و درخشان بود. سفيد به نظر مي رسيد اما نه زياد. گندم گون هم نبود. موهايش نه خيلي مجعّد بود و نه بسيار صاف و فرو هشته. هنگام نزول وحي، چهل سال داشت. پس از آن، ده سال در مكه ماند و بر او وحي نازل مي شد و ده سال در مدينه بسر برد. و هنگام وفات، بيست تار موي سفيد در سر و ريش مباركش، وجود نداشت.
1466ـ وَفِي رِوَايَةٍ عَنْهُ (رض) يَقُولُ: رَسُولُ الله (ص) لَيْسَ بِالطَّوِيلِ الْبَائنِ، وَلا بِالْقَصِيرِ، وَلا بِالأبْيَضِ الأمْهَقِ، وَلَيْسَ بِالأدَمِ، وَلَيْسَ بِالْجَعْدِ الْقَطَطِ، وَلا بِالسَّبْطِ، بَعَثَهُ اللَّهُ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعِينَ سَنَةً، وَذَكَرَ الْحَدِيْثَ. (بخارى:3548)
ترجمه: انس (رض) در روايتي ديگر، مي گويد: قامت رسول خدا (ص) نه بسيار بلند و نه بسيار كوتاه بود. رنگي، بسيار سفيد نداشت و گندم گون هم نبود. موهايش نه بسيار مجعد بود و نه بسيار صاف و فروهشته. خداوند او را در سن چهل سالگي، مبعوث كرد. آنگاه، بقيه حديث را كه شرح آن گذشت، ‌بيان كرد.
1467ـ عَنِ الْبَرَاءِ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ الله (ص) أَحْسَنَ النَّاسِ وَجْهًا،‌ وَ أَحْسَنَهُ خَلْقًا، لَيْسَ بِالطَّوِيلِ الْبَائنِ وَلا بِالْقَصِيرِ. (بخارى:3549)
ترجمه: براء (رض) مي‏گويد: رسول الله (ص)  از نظر چهره و خلقت از همة مردم، زيباتر بود. و قامتش نه زياد بلند بود و نه كوتاه.
1468ـ عَنْ أَنَسٍ (رض): أَنَّه‎ُ سُئِلَ: هَلْ خَضَبَ النَّبِيُّ (ص)؟ قَالَ: لاَ، إِنَّمَا كَانَ شَيْءٌ فِي صُدْغَيْهِ. (بخارى:3550)
ترجمه: از انس (رض) پرسيدند: آيا نبي اكرم (ص) موهايش را رنگ مي كرد؟ گفت: خير. فقط چند تار سفيد در شقيقه اش وجود داشت.
1469ـ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) مَرْبُوعًا بَعِيدَ مَا بَيْنَ الْمَنْكِبَيْنِ، لَهُ شَعَرٌ يَبْلُغُ شَحْمَةَ أُذُنِهِ رَأَيْتُهُ فِي حُلَّةٍ حَمْرَاءَ لَمْ أَرَ شَيْئا قَطُّ أَحْسَنَ مِنْهُ. (بخارى:3551)
ترجمه: براء بن عازب رضي الله عنهما مي‏گويد: نبي اكرم (ص)  داراي قامتي متوسط بود. و شانه هايش با يكديگر فاصله داشت. موهايش به نرمة گوشهايش مي رسيد. او را در پارچة يمني سرخ رنگي ديدم كه هرگز چيزي زيباتر از او نديده ام.
1470ـ وَفِي‎ْ رِوَايَةٍ عَنْهُ (رض) قِيْلَ لَهُ: أَكَانَ وَجْهُ النَّبِيِّ (ص) مِثْلَ السَّيْفِ؟ قَالَ: لاَ، بَلْ مِثْلَ الْقَمَرِ. (بخارى: 3552)
ترجمه: در روايتي ديگر از براءبن عازب رضي الله عنهما پرسيدند: آيا چهرة نبي اكرم (ص)  مانند شمشير، مي درخشيد؟ گفت: خير، بلكه مانند ماه بود.
1471ـ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ (رض): أَنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ (ص) يُصَلِّيْ بِالْبَطْحَاءِ وَبَيْنَ يَدَيْهِ عَنَزَةٌ ـ قَدْ تَقَدَّمَ الْحَدِيْثُ ـ وَفِيْ هَذِهِ الرِّوَايَةِ قَالَ: فَجَعَل النَّاسُ يَأْخُذُونَ يَدَيْهِ فَيَمْسَحُونَ بِهَما وُجُوهَهُمْ، قَالَ: فَأَخَذْتُ بِيَدِهِ فَوَضَعْتُهَا عَلَى وَجْهِي، فَإِذَا هِيَ أَبْرَدُ مِنَ الثَّلْجِ وَأَطْيَبُ رَائحَةً مِنَ الْمِسْكِ. (بخارى:3553)
ترجمه: از ابوجُحَيفه (رض) روايت است كه ايشان، نبي اكرم (ص) را ديدند كه در بطحاء نماز 
مي خواند و يك چوبدستي، در جلويش، نصب شده است.
شرح اين حديث، قبلاً گذشت. در اين روايت، علاو بر آن مي گويد: مردم دستهاي مبارك آنحضرت (ص) را مي گرفتند و بر صورت خود، مي كشيدند. من نيز دست مبارك اش را گرفتم و به صورت خود، كشيدم. دست ايشان از برف، سردتر و از مُشك، خوشبوتر بود.
1472ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ الله (ص) قَالَ: «بُعِثْتُ مِنْ خَيْرِ قُرُونِ بَنِي‌آدَمَ، قَرْنًا فَقَرْنًا، حَتَّى كُنْتُ مِنَ الْقَرْنِ الَّذِي كُنْتُ فِيهِ».‌ (بخارى:3557)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «من در بهترين قرون بشريت، مبعوث شدم. قرني پس از قرني ديگر گذشت تا اينكه من در قرني كه زندگي مي كنم، مبعوث شدم».
1473ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ الله (ص) كَانَ يَسْدِلُ شَعَرَهُ وَكَانَ الْمُشْرِكُونَ يَفْرُقُونَ رُءُوسَهُمْ، فَكَانَ أَهْلُ الْكِتَابِ يَسْدِلُونَ رُءُوسَهُمْ، وَكَانَ رَسُولُ الله (ص) يُحِبُّ مُوَافَقَةَ أَهْلِ الْكِتَابِ فِيمَا لَمْ يُؤْمَرْ فِيهِ بِشَيْءٍ، ثُمَّ فَرَقَ رَسُولُ الله (ص) رَأْسَهُ. (بخارى:3558)
ترجمه: ابن‏ عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص) موهايش را بر پيشاني، رها‌ مي‌كرد و مشركين، فرق باز مي‌كردند. گفتني است كه اهل كتاب نيز موهايشان را رها ‌مي‌كردند و رسول خدا (ص)  در امري كه دستوري براي آن نيامده بود، دوست داشت موافق اهل كتاب، عمل كند. سر انجام، آنحضرت (ص)  نيز فرق باز كرد.
1474ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: لَمْ يَكُنِ النَّبِيُّ (ص) فَاحِشًا، وَلا مُتَفَحِّشًا، وَكَانَ يَقُولُ: «إِنَّ مِنْ خِيَارِكُمْ أَحْسَنَكُمْ أَخْلاقًا». (بخارى:3559)
ترجمه: عبد الله‏ بن عمرو رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم (ص) نه اخلاق ناسزاگويي داشت و نه ناسزا مي گفت. و مي فرمود: «بهترين شما كساني هستند كه از اخلاق بهتري برخوردار باشند».
 1475ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا: أَنَّهَا قَالَتْ: مَا خُيِّرَ رس