َاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ﴾ «ساعت قيامت نزديک شد و ماه بشکافت». و اين آيه مربوط به قيامت است و ﴿اقْتَرَبَتِ﴾ و ﴿انْشَقَّ﴾ هر دو ماضي است، زيرا مستقبل محقق الوقوع را متکلم بصورت ماضي مي‌آورد مانند آية: ﴿وَنُفِخَ فِي الصُّور﴾ (يس/51) «و دميده شد در صور»، و ممکن است جملة ﴿انْشَقَّ﴾ ماضي حقيقي باشد که انشقاق قمر چنانکه در تفاسير سني و شيعه آمده در زمان رسول خدا (ص) قبل از هجرت در مکه انجام يافته باشد. بهرحال اين آيه هيچ مربوط به مهدي قائم نيست، شما تفاسير شيعه را ملاحظه کنيد. ولي علي بن ابراهيم گفته: ساعت قيامت يعني خروج قائم! مي‌گوئيم: کلمة «ساعت» در قرآن مكرر آمده و همه جا بمعني قيامت‌است، و ابدا به معني خروج کسي نيست. ثانياً اهل مکه که قرآن و پيغمبر را قبول نداشتند آيا مي‌توان گفت: خدا خليفة دوازدهمي پيغمبر را به ايشان وعده داده؟ مگر خدا و رسول هم بيهوده‌گو مانند علي بن ابراهيم اند؟!، و اين سوره مکي است. شما آيات بعد از اين آيه را ملاحظه کنيد که هيچکدام ارتباطي به قائم ندارد. 

آية پانزدهم، سورة الرحمن آية 64: ﴿مُدْهَامَّتَانِ﴾ «آندو بهشت سياهند از کثرت سبزي» و اين کلمة «مدهامتان» صفت است براي «جنتان» که در آية قبل آمده‌است. ولي علي بن ابراهيم مي‌گويد: ما بين مکه و مدينه درخت خرما بهم متصل است. راستي ممکن است بگوئيم: علي بن ابراهيم نمي‌فهميده است؟! يا غرضي داشته که هر چه خواسته بهم بافته‌است. آيا بين مکه و مدينه درخت خرما بهم متصل است، در کجاي اين آيه است؟! آيا بين مکه و مدينه را کسي نديده که بيابان خشک گرم شن زاري است، چگونه درختهاي خرما بهم متصل است؟!! هيچ عاقلي چنين سخنان پرت و پلا مي‌گويد؟، باضافه اين سوره مکي است اگر چنين سخني خدا براي اهل مکه مي‌گفت همه مسخره مي‌کردند. حال بايد پرسيد: اين آيه چه ارتباطي با مهدي دارد؟!!

آية شانزدهم، سورة صف، آية 8: ﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾ «يعني کفار و مشرکين مي‌خواهند نور هدايت الهي را خاموش کنند و خدا نور خود را به اتمام مي‌رساند و اگر چه کافران کراهت دارند». علي بن ابراهيم گفته خدا نور هدايت را بقائم به اتمام مي‌رساند. 

بايد گفت: آيا کافران که اصلاً نام قائم را نشنيده بودند چگونه کراهت داشتند؟. باضافه کلمة «بالقائم» در کجاي آيه است؟ آيا خدا تقيه کرده که بالقائم را نگفته؟!! يا خدا خودش قدرت نداشته و گفته قائم به اتمام مي‌رساند. بايد گفت: خدا کساني را که نور اسلام را می خواهند خاموش کنند، موفق نمي‌دارد چنانکه بيش از هزار سال است مهدي ساختگي آورده‌اند، ولي توفيقي بدستشان نيامده‌است. بلکه دنيا و آخرت خود و مردم را خراب کرده‌اند.

آية هفدهم، سورة صف آية 17: ﴿وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْـرٌ مِنَ اللهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ﴾ يعني: اي مؤمنين، آيا بشارت دهم شما را به دو چيز در اثر جهاد: يکي بهشت و ديگري که شما آن را دوست داريد، و آن ياري خدا و فتح نزديک (که همان فتح مکه باشد). ولي علي بن ابراهيم بر خلاف تمام مفسرين مي‌گويد: ﴿فَتْحٌ قَرِيبٌ﴾: يعني فتح قائم. 

انسان در جواب اين بافته چه بگويد؟ آخر آيا اين معقول است که خدا به اصحاب رسول خود بگويد: اي مؤمنين شما اگر جهاد کرديد فتح قائم نصيب شما خواهد شد؟! آيا اصحاب نپرسيدند: قائم کيست و کجاست و چه وقت است فتح او؟ و خدا هم در جواب بگويد: اين فتح قريب هزاران سال بعد از مردن شما!!

آية هيجدهم، سورة جن آية 24: ﴿حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِراً وَأَقَلُّ عَدَداً﴾ در آية قبل از اين آيه فرموده: ﴿... وَمَن يَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً﴾ هرکس خدا و رسول او را عصيان کند براي او دوزخ تا هميشگي است، و در اين آيه مي‌گويد وقتيکه آنچه وعده داده مي‌شوند ببينند (يعني دوزخ را) پس خواهند دانست چه کسي ياورش ضعيف و نفراتش کمتر است، زيرا کفار مکه مي‌گفتند: ياوران ما قوي و عدد ما بسيار است، و اين سوره نيز مکي است. 

ولي علي بن ابراهيم برخلاف تمام اهل قرآن و برخلاف تمام مفسران مي‌گويد: چون قائم و اميرالمؤمنين را به بينند خواهند فهميد که چه کس ناصرش ضعيف تر و عددش کمتر است!! آيا اهل مکه بايد صبر کنند تا قائم را ببينند و بفهمند که چه کس عددش کمتر است؟! آيا هيچ عاقلي چنين سخني گفته چه برسد به خدا و رسول و آيات او؟ اتفاقا بيشتر آياتيکه اين خرافاتيان براي قائم آورده‌اند، آيات مکي است که ممکن نيست به قائم تطبيق نمود

آية نوزدهم، سورة طارق آيات 15 و 16 و 17: ﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا وَأَكِيدُ كَيْدًا فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا﴾ «محققا اين کفار را نيرنگي شديد و مرا نيرنگي است شديد، پس کافران را اندکي مهلت ده».

اين سوره مکي است و خدا تهديد کرده کفار را که با رسول او نيرنگي داشتند. ولي علي بن ابراهيم گفته: «مهلت بده كفار را تا قائم قيام کند و از طواغيت قريش و بني اميه انتقام بکشد!!».

 آيا خود خدا قدرت نداشته که انتقام بکشد؟؟، آيا کفاري مانند ابي جهل و عتبه و شيبه بايد صبر کنند تا قائم مهدي بيايد و انتقام از ايشان بکشد؟! آيا هيچ ديوانه‌اي چنين سخني گفته است؟!. ما از مجلسي و ساير علماي شيعه که سخنان علي بن ابراهيم را براي وجود مهدي مدرک قرار داده‌اند، مي‌پرسيم که اين علي بن ابراهيم کم سواد قمي چه کاره‌است و چه حق دارد که آيات إلهي را بدلخواه تأويل کند؟! آيا او حجت است، آيا پيغمبر است؟ خدا که مي‌فرمايد: (وَمَا يَعَْلمُ تَْأويَلهُ ِإلاَّ اللهُ﴾ (آل عمران/ 7) تأويل آن را جز خدا [كسي] نمي‌داند. آيا مي‌شود گفت: «ما يعلم تأويله إلا علي بن ابراهيم القمي»؟!

آية بيستم، سورة ليل آية 1 و 2: ﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى﴾ «قسم به شب هنگاميکه فرا گيرد، و قسم به روز چون جلوه کند».

علي بن ابراهيم روايت کرده از حضرت باقر که او فرموده‌است «ليل در اينجا خليفة ثاني که در دولت خود با اميرالمؤمنين علي غش کرد يعني خيانت کرد و او را امر کرد که صبر کند تا دولت ايشان منقضي شود»، و فرمود: «نهار در اين آيات يعني روز قيام قائم ما اهل بيت هرگاه قيام کند و بر دولت باطل غلبه کند».گوئيم: ازاين روايت قمي معلوم مي‌شود او بسيار کم سواد بوده زيرا کلمة: ﴿يَغْشَى﴾ از مادة «غشي» معتل اللام است، ولي «غش» بمعناي خيانت، مضاعف است و دو حرف شين دارد، ويقينا حضرت باقر که عرب بوده «غشِيَ» را از «غشَّ» تميز مي‌داده‌است. ولي راوياني مانند علي بن ابراهيم عجم بوده و اين مطلب را تميز نداده‌اند. باضافه شب و روز دو آيه از آيات پروردگار مي‌باشند و خدا به آندو قسم خورده و اگر می خواست به عمر خليفة ثاني قسم بخورد اسم او را مي‌برد، لابد خدا تقيه کرده و ترسيده نام خليفه را ببرد. بعلاوه مي‌گويد