الأَخْذُ بِسُنَّتِهِ الجَامِعةِ غَيْرِ المُفَرِّقَةِ». منظور از رد کردن به خدا، گرفتن حکم از محکم کتاب او است و رد کردن به پيغمبر، گرفتن حکم از سنّت متّحد کنندة پيغمبر است که تفرقه‌انداز نيست». 

همچنين در خطبة 128 در بيان: ﴿فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَالرَّسُولِ﴾ مي‌فرمايد: «فَرَدُّهُ إِلَى اللهِ أَنْ نَحْكُمَ بِكِتَابِهِ، وَرَدُّهُ إِلَى الرَّسُولِ أَنْ نَأْخُذَ بسُنَّتِهِ. رد کردن آن به خدا اين است که مطابق کتاب خدا (قرآن) حکم کنيم ورد کردن به پيغمبر اين است که سنّت او را أخذ کنيم و بگيريم». 

ما اگر بخواهيم آثاري که در اين مورد آمده در اينجا بياوريم، به درازا مي‌کشد و در اين مختصر نمي‌گنجد. و از خود ائمة شيعه نيز احاديث زيادي واقع شده که هر چه از ما به شما مي‌رسد بايد موافق کتاب خدا باشد و مخالف کتاب خدا و سنت رسول نباشد. بنابراين فقط سنت و سيرة رسول واجب الاتباع است أما سنت و سيرة قائمي که نيامده و اخلاق او که معلوم نيست طبق کتاب خدا باشد يا خير، براي کسي واجب الاتباع نيست. زيرا سيرة ائمه هر کدام با ديگري اختلاف دارد، يکي تقيه نکرده و جنگ نموده‌است، ديگري تقيه کرده و خانه‌نشين بوده و ديگري صلح کرده‌است نمي‌توان به سيرة آنها اقتدا کرد و خدا هم امر نفرموده ما به سنت و سيرة ايشان عمل کنيم.

حال پس از اين تذکر، ما مي‌گوئيم، در اين باب رفتار و اخلاق ضدّ و نقيضي براي مهدي نقل کرده‌اند، آيا دانستن و پيروي کردن آنها لازم است، آيا براي حجيت افعال او و يا رفتار او مدرکي از کتاب خدا واردشده؟ البته خير. و فقط سنت رسول است که در کتاب خدا مدرک دارد. 

مثلا در همين باب خبر دوم مي‌گويد: حضرت صادق و حضرت موسي بن جعفر هر دو فرموده‌اند: اگر قائم قيام کند به سه چيز حکم مي‌کند که احدي از ائمه و پيغمبران حکم نکرده‌اند: شيخ زاني را مي‌کشد، و مانع الزکاة را مي‌کشد و ارث برادر به برادر ديني که، در عالم اشباح برادر بوده‌اند، مي‌رسد. در صورتيکه خدا فرموده: ﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الكَافِرُونَ﴾ (المائدة/44). «هر کس مطابق ما أنزل الله (آنچه خدا نازل نموده) حکم نکند کافر است».

بنابراين بر ما لازم نيست تمام اين باب را هو به هو ترجمة عباراتش را نقل کنيم، ولي بطور اختصار خرافات و موهومات آن را ذکر مي‌کنيم، تا خواننده بيدار گردد: 

خبر اول، راوي آن سهل بن زياد کذاب است، روايت کرده از حضرت باقر که فرموده: چون قائم ما قيام کند زمينهاي واگذار شده به اشخاص باطل مي‌شود. حال روي چه ميزاني و به چه قانوني معلوم نيست.

خبر دوم، امام فرموده: اگر قائم قيام کند حکم به سه چيز مي‌کند که احدي قبل از او به آنها حکم نکرده‌است.

خبر چهارم،که کذب آن ثابت و روشن است. رجوع شود به کتاب بررسي از نصوص امامت.

خبر پنجم، سه نفر مجهول مهمل از يکديگر نقل کرده‌اند بنام محمد بن احمد الهمداني و عباس بن عبدالله و محمد بن قاسم بن ابراهيم که در معراج خدايتعالي پس از رسول خود دوازده نفر حجت براي مردم معين کرد، برخلاف فرمودة خود در قرآن در سورة نساء آية 165 که فرموده: پس از رسولان کسي حجت نيست. و در آخر حديث گويد که چون دوازدهمي به خلافت برسد. زمين را از وجود دشمنان خدا پاک کند و تا روز قيامت مردم همه موحد و از اولياء خدا خواهند گرديد، و اين نيز بر ردّ آيات قرآن است که فرموده: تا قيامت کفر و شرک و يهود و نصاري باقي خواهند بود.

خبر ششم، حضرت رضا فرموده: قائم که بيايد اول کارش اين است که دستهاي بني‌شيبه را (که هزار و سيصد سال قبل کليددار کعبه بوده‌اند و زمان ما همه خاک شده‌اند) قطع مي‌کند. و ديگر اينکه ذراري قتلة حسين را مي‌کشد در حاليکه ذراري آنها از بين رفته‌اند.

خبر هفتم، حضرت صادق فرموده: سيرة قائم جفر احمر است. جفر احمر يعني کشت و کشتار. يعني، سيرت او برخلاف سيرة تمام انبياء که رحمت بوده، مي‌باشد.خبر هشتم، آية 18 سورة سبا که راجع به قوم سبا نازل شده امام صادق فرموده: راجع به امام قائم است، حال لابد اين راويان مي‌خواهند بگويند: يا خدا بدون ربط آن آيه را راجع به قوم سبا نازل نموده و نعوذ بالله جاهل بوده!! و يا اينکه امام صادق از قرآن مطلع نبوده‌است. و همچنين در اين حديث با آية 97 سورة آل عمران نيز بازي و آن را استهزاء نموده، زيرا در اين آيه دربارة خانة خدا در مکه مي‌فرمايد: ﴿وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً﴾ (آل عمران/97) «هر کس در اين خانه وارد شود ايمن است».

يعني خانه‌‌اي که در آن جنگ وخونريزي و قتل حرام است، حتي اگر قاتلي هم به آنجا پناه برد بايد متعرض او نشد و فقط غذا به او ندهند تا خارج شود و قصاص گردد. و ضمير در کلمة «دخله» بر مي‌گردد به «أول بيت» که در صدر آيه ذکر شده‌است، و اين مطلبي است روشن. ولي حضرت صادق گويد: چنين نيست و اگر خانة خدا خانة امن بود پس چرا حجاج منجنيق بست، بلکه منظور از ﴿وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً﴾ قائم اهل بيت است که هر کس داخل بر او شود با او بيعت کند و به دست او مسح کند از جملة اصحاب او قرار گيرد ايمن خواهد بود. شما را به خدا ملاحظه کنيد اين جعّالين از قول امام، چه بر سر اسلام آورده‌اند. بايد گفت: ألا لعنة الله على الکاذبين.

خبر نهم، از تمام اخبار اين باب خراب‌تر است، زيرا به حضرت باقر تهمت زده و گويد: حضرت باقر فرموده: چون قائم ما قيام کند، عايشه ام‌المؤمنين را (که خدا در سورة نور شانزده آيه در پاکدامني او نازل نموده) از خاک بيرون مي‌آورد و بر او حد جاري مي‌کند تا براي دختر محمد، فاطمه، انتقام بکشد، (نويسنده گويد: سيرة قائم اين راويان اجراي حد است بر مردگان، آن هم براي انتقام خيالي که خود محمد و دخترش راضي نيست خدا ان شاء الله امت ما را بيدار کند و از اين کتب و از اين روايات نجاتشان دهد) راوي پرسيد: چرا او را تازيانه و حد مي‌زند؟ امام فرمود: براي تهمتي که به ام ابراهيم زده (تهمت به ام ابراهيم اگر راست باشد به فاطمه مربوط نيست و چرا انتقام براي فاطمه مي‌گيرد مگر خدا نفرموده: ﴿وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى﴾ (الأنعام/164)؟) راوي گويد: گفتم: چرا خدا اين حد را تأخير انداخت براي قائم؟ امام فرمود: براي اينکه محمد رحمت بود ولي قائم نقمت و عذاب است (وبعث القائم نقمة).

خوانندة عزيز! شما را به خدا از چنين قائمي که عذاب است چه انتظاري مي‌باشد؟!. کسي نيست از اين جعالان که قائل به رجعت مي‌باشد بپرسد: مگر امام شما اهل کينه و انتقام است. و بعلاوه اگر تلافي در دنيا باشد پس وعده‌اي الهي و حساب و کتاب و عقاب قيامت زائد است، و بايد خدا، کتاب خود را پس بگيرد. و باضافه بايد به ايشان گفت: رجعت و برگشت به دنيا قبل از قيام قائم مخالف بسياري از آيات قرآن است. از آن جمله خدا در سورة مؤمنون آيه 15 مي‌فرمايد: ﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ القِيَامَةِ تُبْعَثُونَ﴾ (المؤمنون/15- 