ر چرا آنچه خداوند برايت حلال كرده حرام مي كني»؟

و در بارة رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- مي فرمايد:

(3) } عَبَسَ وَتَوَلَّى أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى{.  (عبس: 2-1) .

«چهره درهم كشيد و روي گراني كرد هنگاميكه فرد نابينا آمد»

 (4)  و در بارهء حضرت موسي -عليه السلام- مي فرمايد:

 }وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ  .{(لأعراف: 150)

«الواح (صفحاتي كه در آنها تورات نوشته شده بود) را انداخت و سر برادرش را گرفت و به طرف خودش مي كشيد». 

(5) و مي فرمايد:

           }مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى.{   (الأنفال: 67)

«پيامبر نمي تواند اسير داشته باشد. . . .»

(6) و مي فرمايد:

           }وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ{.  (الأحزاب: 37)

«و از مردم مي ترسي و خداوند مستحق تر است كه از او بترسي».

(7) و مي فرمايد:

    }فَلَوْلا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ  .{(الصافات: 144-143)   «اگر او (يعني حضرت يونس  -عليه السلام-) تسبيح نمي گفت در شكم ماهي تا روز قيامت باقي مي ماند».

(8) و مي فرمايد:

}وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعاً وَأَنَابَ{.  (صّ: 24)

«داود دانست كه ما او را آزمايش كرديم پس از پرودگارش مغفرت خواست و به ركوع افتاد و انابت و رجوع نمود».

(9) و مي فرمايد:

           }عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ{.  (التوبة: 43)

«خداوند از تو گذشت نمود چرا به آنها اجازه دادي»؟ 

(10) و مي فرمايد:

}قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ.{   (هود:46)

«خداوند گفت: أي نوح او از اهل تو نيست زيرا نيكوكار نيست آنچه به آن علم نداري از من سؤال نكن من تو را نصيحت ميكنم از اينكه از نادانان باشي».

قاضي عياض مي گويد: مسلمانان اجماع نموده اند، پيامبران از فواحش و گناهان كبيره اي كه باعث هلاكت مي شوند معصوم اند. و همچنين هيچ اختلافي نيست در اينكه پيامبران از كتمان رسالت و كوتاهي در تبليغ معصوم اند.

اما گروهي از سلف و غير سلف سرزدن گناهان صغيره را از انبياء جائز دانسته اند و گروهي ديگر از محققين و متكلمين معتقد به عصمت انبياء از گناهان صغيره هستند همانطوريكه از گناهان كبيره معصومند. و بعضي از ائمة ما ميگويند: بنابر هر دو قول، در اين اختلافي نيست كه آنها از تكرار و كثرت گناهان صغيره معصومند و همچنين از انجام صغيره اي كه حشمت آنها را از بين ببرد و مروت آنها را ساقط نمايد و باعث تحقير شود معصومند. اينها مسائلي هستند كه انبياء از آنها معصومند و بر اين مطلب اجماع شده است [2].

و همچنين مي گويد: اي خواننده! براي تو با آنچه ما  گفتيم حق واضح و آشكار گرديد كه پيامبر -صلي الله عَليه و آله و سلم- از جهل به خداوند -جل جلاله- و صفات آن معصوم است و همچنين معصوم است از اينكه حالتي داشته باشد كه با علم اجمالي در مورد ذات و صفات خداوند -جل جلاله- منافات داشته باشد اين عصمت بعد از نبوت با عقل و اجماع ثابت است و قبل از نبوت با دلائل سمعي و نقلي ثابت است و همچنين بطور قطعي عقلاً و شرعاً معصوم است  از اينكه چيزي از امور شرع را بيان نمايد يا  از امور وحي از طرف خدا -جل جلاله- تبليغ نمايد و آن را نداند و از اموري مثل دروغ و وعده خلافي عمدي و غير عمدي از هنگامي كه خداوند او را به رسالت و نبوت انتخاب نموده، معصوم است و اين امور باشرع و اجماع و برهان و دليل بر وي محال است و پيامبر، از اين امور، قبل از نبوت هم بطور قطعي پاك و مبرا است و از گناهان كبيره با اجماع پاك است و تحقيق اينست كه از گناهان صغيره هم پاك است. و از ادامة سهو، غفلت و استمرار خطأ و فراموشي در آنچه براي امت تشريع كرده است پاك و مبراست و همچنين پيامبر در تمام حالات اعم از خوشنودي، خشم، جديت و شوخي معصوم است [3].
----------------------------------
[1] آنطور كه در كتابش ( اهل سنت واقعي ) ادعا مي كند وبزودي پاسخ به آن در همين كتاب خواهد آمد.
[2]  مختصر از كتاب الشفاء (2|784). 
[3] الشفاء (2/848(10) در صفحه (65 ـ 66) تيجاني مي گويد:

(منعم به من گفت: آيا تفسير اين آيه شريفه را خوانده اي كه مي فرمايد:

}إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً{.  (الأحزاب: 56) 

«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر صلوات مي فرستند، پس أي مؤمنان بر او صلوات بفرستيد و سلام كنيد سلام تمام وكامل».

 مفسرين شيعه وسني متفق القول اند كه اصحابي كه اين آيه در بارة آنها نازل شد، خدمت حضرت رسول -صلي الله عَليه و آله و سلم- رسيده عرض كردند اي رسول خدا فهميديم بر تو چگونه سلام كنيم ولي نفهميديم چگونه بر تو درود و صلوات بفرستيم؟ حضرت فرمودند:

 بگوييد: (اللهم صل على محمد وآل محمد كما صليت على إبراهيم وآل إبراهيم في العالمين إنك حميد مجيد) و هرگز بر من صلوات منقطع و ناقص نفرستيد. عرض كردند: يا رسول الله ! صلوات ناقص چيست؟ فرمود: اينكه بگوييد (اللهم صل علي محمد) و آنگاه سكوت كنيد و همانا خداوند كامل است و جز كامل را دوست ندارد.

رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- راست و درست فرموده است:

«اذالم تستح فاصنع ما شئت». 

(چون حيا را كنار گذاشتي هر چه مي خواهي بكن)[1]

الله اكبر،  }كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً.{  (الكهف: 5)

«سخن بزرگي از دهانهايشان بيرون ميشود و بجز دروغ، چيزي نمي گويند».

 آيا مفسرين اهل سنت براي حديث دروغين اجماع كرده اند؟ و جاي تعجب است كه تيجاني در حاشيه اين حديث، را به تفسير ابن اثير! نسبت داده است و ما اسم چنين تفسيري را نشنيده ايم و علمايي كه  زندگينامة ابن اثير را  نوشته اند براي او كتاب تفسيري ذكر نكرده اند.

جرأت تيجاني بر دروغ گفتن چقدر زياد است! به كتب تفسير مراجعه كردم هيچ كدام از مفسرين اين حديث را با اين لفظي كه تيجاني نقل كرده است، نياورده اند و حديث صحيح از قول صحابه -رضي الله عنهم-: از (مي دانيم چگونه سلام كنيم) شروع مي شود و تا (انك حميد مجيد) به پايان مي رسد.

اما ذكر (درود دم بريده) از دروغ هاي تيجاني است و مفسريني كه من به كتابهايشان مراجعه كردم يعني: طبري، ابن كثير، ابن العربي، قرطبي، نسفي، شوكاني، ابن جوزي، ابن تيميه [2]، ابن عطيه، نسائي و سيوطي، هيچكدام اين حديث را ذكر نكرده اند.

پس چگونه تيجاني به خودش اجازه مي دهد كه بگويد: مفسرين شيعه وسني متفق القول اند؟ سخاوي ميگويد: از پيامبر خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- مطلبي روايت شده است كه من بر سند آن دست نيافتم: برمن دم بريده درود نخوانيد گفتند: درود دم بريده چيست؟ (اللهم صل علي محمد) ميگوييد و ساكت مي شويد بلكه (اللهم صل علي محمد وآل محمد) بگوييد اين حديث را أبوسعد در شرف الم