رد جزئيات اعمال شهداء احد گواهي مي دهم. اگر چه در مورد اعمال اجمالي شما بنابر وحي و اعلام خداوند، مي توانم گواهي بدهم. بنابراين توجيه، تمام صحابه مخاطب اين قول رسول الله صلي الله عليه وسلم  ((لا ادري ما تحدثون بعدي)) قرار خواهند گرفت و اين جمله ((فبكي ابوبكر ثم بكي ثم قال: أئنا لكائنون بعدك)). معني اش اين است كه حضرت ابوبكرy تا دير گريه كرد و گريه اش را تكرار كرد و معني گريه كردنش را با اين جمله ظاهر كرد، ((أئنا لكائنون بعدك)) (آيا بعد از تو ما زنده خواهيم ماند؟) يعني حضرت ابوبكر مي ترسيد از فراق رسول الله صلي الله عليه وسلم  و از تنها ماندن خود بدون رسول الله صلي الله عليه وسلم  و از فقدان خير و بركات وجود آن حضرت و از فقدان نعمتهاي حضرت حق بر امت كه به خاطر وجود رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به امت عنايت مي شد.آري، اين بود ديدگاه علماي درباره اين حديث كه حكايت از نهايت جهل آقاي تيجاني نسبت به حديث و برداشت بد او در حق اصحاب گرامي رسول الله صلي الله عليه وسلم  دارد. اما درباره اين گفته تيجاني: ((چون رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نخستين كسي بود كه در حق او شك داشت و براي او گواه نشد. زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم  نمي دانست كه ابوبكر در آينده نزديك دست به چه اعمالي خواهد زد.))[340] بايد عرض شود: 
1- در اثنا صحبت هاي گذشته كاملا روشن گرديد كه منظور رسول الله صلي الله عليه وسلم  از ((لا ادري ما تحدثون بعدي)) حضرت ابوبكرنبوده است، پيامبر صلي الله عليه وسلم  با اين كلمات تمام صحابه را مخاطب قرار داده است. 
2- از مسلمات است كه يقين بوسيله شك زايل نمي شود، و قطعاً معلوم است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در چندين روايت، به بهشتي بودن حضرت ابوبكرy گواهي داده است. يكي از آن روايات اين است كه امام ترمذي و طبراني در الكبير از حضرت عايشهy نقل كرده اند. قالت: إن ابابكرy دخل علي رسول الله صلي الله عليه وسلم  فقال: ((أنت عتيق الله من النار))[341] (حضرت ابوبكرy نزد رسول الله حضور به هم رساند، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به وي فرمود: ((تو آزاد شده ي خداوند از دوزخ هستي.)) در بخشي از يك حديث كه امام بخاري از حضرت ابوموسي اشعري روايت كرده است، چنين آمده است، ((فجاء ابوبكرy فدفع الباب، فقلت من هذا؟ فقال: ابوبكر، فقلت علي رسلك، ثو ذهبت فقلت: يا رسول الله هذا ابوبكر يستاذن، فقال: ائذن و بشره بالجنه، فاقبلت، حتي قلت لابي بكرy: ادخل و رسول الله يبشرك بالجنه)): ((حضرت ابوبكرy آمد و در را زد. پرسيدم: شما؟ گفت: ((ابوبكر))، گفتم: عجله نكن، بعد نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم  رفتم و عرض كردم: ابوبكر منتظر ورود است، از شما اجازت مي خواهد. رسول اكرم فرمود: ((او را درباره ي بهشتي بودنش بشارت بده و بگذار تا وارد شود. رفتم و به ابوبكرy گفتم: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  با وارد شدن تو موافقت كرده و در عين حال، تو را به بهشتي بودنت بشارت مي دهد.[342] 
ترمذي از عبدالرحمن بن عوف نقل كرده كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((ابوبكر در بهشت است . . . الخ در روايت ديگر امام ترمذي از حضرت علي بن ابي طالب چنين نقل كرده است: ((همراه رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودم، ابوبكر و عمر از جلو مي آمدند. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به من (علي) فرمود؟ آن دو (ابوبكرو عمر) سرداران مردان ميانه سن به استثنا پيامبران در بهشت هستند. اما، اي علي تو اين مطلب را به آنان اطلاع نده.[343] 
خداوند متعال صحبت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را براي ابوبكر ثابت كرده است در آيه 40 سوره توبه مي فرمايد: )إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا) يعني اگر شما وي را كمك نكنيد، خداوند وي را كمك كرد آن هنگامي كه كفار وي را بيرون كردند و آن حضرت صلي الله عليه وسلم ، دومين دو نفر بود وقتي كه داخل غار شدند و به يار غارش ـ حضرت ابوبكر صديقy ـ گفت: غمگين مباش، خدا با ماست. حكايت از فضيلت و برتري حضرت ابوبكرy دارد. حضرت ابوبكرy در اين فضل و برتري منفرد است. زيرا تنها او در اين سفر رسول الله صلي الله عليه وسلم  را همراهي كرده و از وي پاسداري كرده است.[344] سفيان بن عيينه با استدلال به اين آيه، فرموده است: خداوند درباره پيامبر خود به جز حضرت ابوبكرy تمام بندگانش را مورد عتاب قرار داده است. ابن عيينه و هم ديگران بر اين باور هستند، هر كس صحابي بودن حضرت ابوبكرy را منكر شود، او كافر است. زيرا او قرآن را تكذيب كرده است.[345] 
بعد از همه اين فضايل كه از زبان رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  و نصوص قرآن براي حضرت ابوبكرy آمده است، آقاي تيجاني مدعي است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  درباره ي ابوبكر صلي الله عليه وسلم  شك داشت ولي هر طالب حق قطعاً و بدون ترديد، از خلال دلايل گذشته از كتاب و سنت، مي داند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به بهشتي بودن حضرت ابوبكر گواهي داده است و درباره وي هيچ گونه شك و ترديد نداشته است و گر نه، شك و ترديد درباره حضرت ابوبكر منجر به تناقص در اقوال رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي شود و رسول الله صلي الله عليه وسلم  از چنين تضاد و تناقضي مبرا و پاك است. 
آقاي تيجاني مي گويد: ((. . . حق با من است درباره اينكه تا حقيقت براي من روشن نشده كسي را برتر و بهتر معرفي نكنم و بديهي است كه اين دو حديث متناقض با تمام احاديث وارده در باب فضيلت ابوبكر و عمر هستند، و آنها را باطل مي كنند. زيرا اين دو حديث با واقعيت نزديكترند و عقلاني تر به نظر مي رسند تا احاديث فضايل و دروغين. حاضرين سوال كردند: چگونه؟ گفتم: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  براي حضرت ابوبكر گواهي نداد و گفت: (إنني لا ادري ماذا تحدثون بعدي)! اين جور گفتن عقلاني است و قرآن اين را به اثبات رسانده است و تاريخ گواهي مي دهد كه صحابه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  تبديل شدند. ابوبكر به همين خاطر گريه كرده زيرا تبديل شده و فاطمه را به خشم در آورده بود و چنان عوض شده بود كه قبل از وفات، پشيمان بود و آرزو مي كرد، اي كاش، بشري نمي بودم، حديثي كه در باب فضيلت ابوبكر روايت مي كنند و مي گويند: پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرموده است: ((لو وزن إيمان أمتي بإيمان ابي بكر لرجح ايمان ابي بكر)) (اگر ايمان امت من با ايمان ابوبكر مقايسه شود، ايمان ابوبكر مي چربد) باطل و غير عقلاني است. ممكن نيست شخصي كه چهل سال از عمرش را در شرك سپري كرده است و بتها را عبادت كرده است. از لحاظ ايمان از تمام امت بالاتر باشد. در حالي كه در ميان امت، اوليا، صالحان، شهداء، و امامان كه تمام عمر را در جهاد سپري كرده اند. وجود دارند. ابوبكر با اين حديث چه مناسبتي دارد؟ اگر اين حديث صحت مي داشت، او در پايان عمر خود آرزوي بشر نبودن را نمي كرد. اگر ايمان او، برتر از ايمان تمام امت مي بود، فاطمه، سردار بانوان بر وي