و آنان دليل روشن دارند مبني بر اينكه، اين احاديث بعد از دوران زندگي ابوبكر وضع شده اند. (ثم اهتديت ص 144 و آنگاه . . . هدايت شدم ص 238). مي گويم: كاملاً صحيح است. در اين سخن هيچ گونه ابهامي وجود ندارد. زيرا دروغگويان چگونه سخنان راستين را باور مي كنند و مي پذيرند، ضرب المثل معروفي است (البعره تدل علي البعير) سرگين شتر دال بر وجود شتر است؟! اما اين ادعا كه اين گونه احاديث بعد از زمان ابوبكر وضع شده اند و نزد شيعه براي اثبات اين دعوي دليل روشن وجود دارد، ما اميد واثق داريم كه آقاي تيجاني اين دلايل روشن را به ما ارائه بدهد و ما را ساكت و قانع كند. بسيار درست گفته شده است (رمتني بدائها وانسلت) مرا متهم به عيبي كرد كه خود او بدان مبتلا است. جناب تيجاني مي گويد: تاريخ در اين راستا براي ما به ثبت رسانده است كه امام علي مطلقاً از تمام صحابه عالم تر است و صحابه در مسايل بسيار مهم به او رجوع مي كردند ولي ما سراغ نداريم كه او حتي براي يك بار به صحابه رجوع كرده باشد. آري، اين ابوبكر است كه مي گويد: خداوند براي مشكلي كه ابوالحسن ندارد، مرا نگاه ندارد.[438] مي گويم: اين دروغ صريح است، هيچ حديث صحيحي در اين باره وجود ندارد. اهل سنت اتفاق دارند كه عالم تر بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  ابوبكر و بعد از وي عمرy است. بيش از يك نفر، در اين باره اجماع را نقل كردند. هرگز و در هيچ حديثي نيامده است كه ابوبكر علم را از علي آموخته باشد بلكه آنچه كه ثابت است، اين است كه علي از ابوبكر علم را فرا گرفته است. در كتب سنن از اسماء بن حكم فزاري آمده است، مي گويد: ((از حضرت علي شنيدم كه مي فرمود: هرگاه حديثي را از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  مي شنيدم، از آن بهره مي بردم به اندازه اي كه خواست خداوند بود. هرگاه يكي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي من حديث بيان مي كرد (درباره صحت و سقم آن حديث) او را قسم مي دادم، اگر سوگند مي خورد، سخنش را باور مي كردم، مي گويد: ابوبكر براي من حديث بيان كرد ـ و ابوبكر راست مي گفت ـ وي فرمود: از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  شنيدم كه مي فرمود: ((هر بنده كه مرتكب گناه شود و بعد وضوء بگيرد و دو ركعت نماز خواند و از خداوند آمرزش طلب كند، خداوند او را مورد مغفرت قرار مي دهد)) بعد رسول الله صلي الله عليه وسلم  اين آيه را تلاوت فرمود: )وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ)[439] علاوه بر اين، حضرت علي در جريان قتال حضرت ابوبكر با مانعين زكات دوشادوش حضرت ابوبكر مي جنگيد. امام مسلم در صحيح خود و امام احمد در مسند قول رسول الله صلي الله عليه وسلم  را چنين نقل كرده اند: ((. . . فإن يطيعوا ابابكر و عمر يرشدوا))[440] (يعني مردم و صحابه اگر از ابوبكر و عمر اطاعت كنند، راه راست را در مي يابند.) درباره ابن عباس به سند صحيح ثابت است كه او طبق كتاب الله فتوا مي داد. اگر در كتاب الله حكمي را نديد، طبق سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  فتوا مي داد و اگر در سنت رسول الله حكمي را نيافت مطابق با قول ابوبكر و عمر فتوا صادر مي كرد ولي درباره عثمان و عليy چنين نمي كرد و ابن عباسy به حبر (عالم بسيار بلند پايه) امت شهرت داشت و در زمان خود از عالمترين صحابه بود. او مطابق با قول ابوبكر و عمر فتوا مي داد و معتقد بود كه قول اين دو بزرگوار از قول ساير صحابه از حجيت برخوردار است. و در حديث صحيح آمده است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  درباره ابن عباس چنين دعا كرد: ((خداوندا او را بينش دين و معني و مفهوم صحيح قرآن عنايت بفرما)).[441] همه اين دلايل حكايت از بينش عميق حضرت ابوبكر صديق دارند. و او حتي براي يك بار هم مخالف نصوص عمل نكرده است اما حضرت عمر و حضرت علي در بيش از يك مورد بدليل نرسيدن و عدم اطلاع از نص، خلاف آن عمل كرده اند. كساني كه درباره مسائل علمي و اقوال علماي اندك اطلاعاتي دارند، اين حقيقت را مي دانند. در صحيح بخاري و مسلم از ابوسعيد خدري، در بخشي از يك حديث طولاني آمده است ((. . . كان ابوبكر اعلمنا (يعني حضرت ابوبكرy نسبت به رسول الله صلي الله عليه وسلم  از ما بهتر مي دانست.)[442] ابن حزم در كتاب ارزشمند خود (الفصل في الملل والاهواء والنحل) مي گويد: سخن بسيار زيبايي در اين قضيه وجود دارد، هر چند كه طولاني است ولي بدليل اهميت و ارزشي كه دارد، ناچارم آن را نقل كنم. ((ابوب محمد مي گويد: (شيعه) استدلال كرده است كه علي از همه صحابه عالمتر بوده است. ابو محمد مي گويد: اين گوينده، دروغ گفته است، علم صحابي در پرتو دو چيز، روشن و شناخته مي شود هيچ راه و روش سومي وجود ندارد. اول اين است كه روايت و فتاواي او زياد باشند، ـ دوم، اينكه رسول الله صلي الله عليه وسلم  او را به كثرت و به كرات با خود همراه كرده و از وي كار بگيرد ـ زيرا باطل و محال است اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از كسي كار بگيرد كه علم نداشته باشد. اين دو روش، كه بيان گرديد، بزرگترين دليل براي عالم بودن و وسعت و گستردگي علم يك صحابي است. با توجه به اين دو روش اكنون مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  در طول بيماري خود حضرت ابوبكرy را مامور اقامه نماز كرده است. در حالي كه تمام صحابه مانند، علي، عمر، ابن مسعود، ابي بن معب و غيرهم حاضر بودند. اما رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ابوبكرy را در برابر همه اين بزرگان ترجيح داده است ولي رسول الله صلي الله عليه وسلم  موقعي كه به جهاد رفته است چنين نكرده است، يعني ابوبكرy را در مدينه جانشين خود تعيين نكرده است. زيرا جانشين رسول الله صلي الله عليه وسلم  در مدينه موقعي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي جهاد تشريف برده است، مسئوليتي به جز سرپرستي زنان و معذورين نداشته است. قطعاً چنين معلوم مي شود كه حضرت ابوبكرy درباره نماز و احكام نماز داناتر از سايرين بوده است. و مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  ابوبكرy را درباره جمع آوري و نگهداري صدقات و اموال بيت المال ماموريت داده است. اين امر نيز حكايت از آن دارد كه او در باب صدقات و اموال بيت المال حداقل مانند ساير صحابه عالم بود و حتي بسا اوقات بيش از ديگران به اين امور رسيدگي مي كرد و اگر اكثر صحيح نيست ولي رسول الله مانند ديگران از وي كار مي گرفت. و رسول الله صلي الله عليه وسلم  كار نمي گرفت مگر از كسي كه نسبت به صحت علم و فقه او اعتماد كامل مي داشت. دليل آنچه كه گفتيم داير بر اينكه علم حضرت ابوبكرy در باب صدقات، علم كامل و بينش صحيحي است، اين است كه صحيحترين حديث در باب زكات كه عمل كردن بر آن واجب و تخلف از آن غير مجاز است، حديث ابوبكرy است كه از طريق عمرy نقل شده است اما حديثي كه در باب زكات از طريق علي نقل شده است، مضطرب است و در آن حديث مسائلي ذكر شده كه فقها يكسره آنها را ترك كرده اند و از جمله آنها يك  اين است (في خمس وعشرين من ابل خمس شياه) يعني زكات 25 شتر، 5 گوسفند است. هم چنين مي بينيم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم