 گفت: من جسد برادرم را دور قبر جدش رسول الله صلي الله عليه وسلم  طواف داده در بقيع آن را دفن مي كنم، زيرا امام حسن وصيت كرده بود كه به خاطر من حتي يك قطره خون هم ريخته نشود، ابن عباسy درباره ي عايشه اشعار بسيار خوبي را سروده است: 
تجملت تبغلت ولو عشت تفيلت                           لك التسع من الثمن و بالكل تصرفت
ترجمه: روزي سوار بر شتر شدي و اينك سوار بر استر مي شوي، و اگر زنده بماني بر پيل هم سوار مي شوي. تو تنها يك نهم از يك هشتم را داري ولي در تمام ميراث تصرف كردي.[692] 
مي گويم: 
1- . . . منبع و ماخذ اين دروغها چيست؟ و نهايت صحت آنها در چه حد و ميزاني است؟ اگر آقاي تيجاني عرضه اي دارد به ما ارائه دهد اين سخنان بي سر و ته را از كجا آورده است؟ و گر نه هر كودن مي تواند عليه بهترين فرزند آدم، هر چه كه دلش مي خواهد بگويد!
2- كوچكترين شك و ترديد در كاذب بودن اين روايت و اينكه اين سخنان افتراء محض عليه ام المومنين هستند، وجود ندارد حتي به ادعا مي توان گفت: آنچه كه در اين باب در خصوص ام المومنين روايت مي شود، همه اش دروغ هستند كمترين نشاني در كتب و منابع اهل سنت از اين روايت ديده نشده است بلكه عكس و ضد اين روايات در آنها ديده شده است. ابن اثير درباره ي خبر وفات حسن بن عليy آورده است: ((حضرت حسين درباره ي دفن برادرش، حسن از عايشه اجازه خواست، عايشهy موافقت فرمود.[693] و در ((استيعاب)) آمده است: ((وقتي حسن فوت كرد، حسين نزد عايشه رفت و از وي اجازه ي دفن برادرش را در كنار رسول الله صلي الله عليه وسلم  خواستار شد. عايشه فرمود: ((نعم و كرامه))[694] در بدايه آمده است: ((حسين نزد عايشه قاصد فرستاد و خواستار دفن برادرش در كنار رسول الله صلي الله عليه وسلم  شد، عايشه موافقت كرد.[695] (البدايه لابن كثير ج8 ص46 سنه49) خواننده محترم، يك نگاه كوتاه به حق و واقعيت بينداز و قضاوت كن. آقاي تيجاني چقدر از حق منحرف شده و باز ادعاي عقلانيت و انصاف را دارد؟ لا حول و لا قوه إلا بالله. 
3- دشمنان واقعي حسن بن علي در واقع خود را دوستان و هواداران و شيعيان او جا زدند. آنان بر اساس اعتراف خود شيعيان دوازده امامي از پست ترين و فاسدترين مردمان هستند. ابومنصور طبرسي كه از امامان شيعه است. از حسن بن علي روايت مي كند، امام حسن مي گويد: ((به خدا سوگند معاويه را براي خود بهتر مي دانم از آناني كه مدعي شيعه بودن و هواداري از من را دارند و در پشت پرده در صدد سر به نيست كردن من هستند.!! اموال من را به غارت بردند و تمام متاع مرا چاپيدند، به خدا سوگند، اگر از معاويه تعهد مي گرفتم و بوسيله او جانم را حفاظت مي كردم و درباره ي اهل و عيالم در امان مي بودم(! ؟) بهتر بود از اينكه مرا بكشند و خانه و كاشانه ام را به يغما ببرند.[696] آري، آقاي تيجاني اينها دشمنان حسن بودند نه عايشه، اين سخن از كتاب راهنمايان و رهبران خود تو نقل مي شود. 
4- . . . درباره ي ادعاي آقاي تيجاني داير بر دو بيتي كه ابن عباس در حق ام المومنين سروده است. بايد عرض شود: علاوه بر اينكه اين دو بيت نهايت خفت و ركاكت معني را در بر دارند، متضاد و متعارض اند با آنچه كه ابن عباس در حق ام المومنين در موقع وفات او گفته است. امام احمد در ((فضايل)) از ذكوان، غلام عايشه نقل كرده است: ((ذكوان براي ابن عباس از عايشه اجازه ي ورود خواست. عايشهy در بيماري موت به سر مي برد و برادر زاده اش، عبدالله بن عبدالرحمن نزد او بود. ذكوان گفت: عبدالله بن عباس كه از بهترين فرزندان تو هست، خواستار ملاقات و ديدار با شما است. عايشه فرمود: از پاكي و خوبي عبدالله بن عباس براي من سخن مگو. عبدالله بن عبدالرحمن به ام المومنين گفت: ((او قاري كتاب خدا و فقيه و دانشمندان دين الله است، بگذار تا وارد شود و بر تو سلام گويد)) و تو را خداحافظي و توديع كند. عايشه فرمود: ((اگر تو مايل هستي كه او بيايد، مانعي ندارد. ابن عباس وارد خانه شد، سلام گفت و نشست و گفت: ((خوشا به حال تو اي ام المومنين، به خدا سوگند چند لحظه پيش كه روح تو از جسد تو جدا شود و اذيت و آزار دنيا را پشت سر بگذاري، باقي نمانده است و تو با دوستان، محمد صلي الله عليه وسلم  و يارانش بزودي ديدار خواهي كرد. عايشه گفت: تو همچنين. ابن عباس گفت: ((تو محبوبترين همسران رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودي و رسول الله صلي الله عليه وسلم  دوست نمي داشت مگر پاكان را. خداوند برائت و پاكي تو را از فراز هفت آسمان نازل كرده است. در روي زمين هيچ مسجدي وجود ندارد كه آيه هاي برائت و پاكي تو صبح و شام در آن تلاوت نگردد. در شب ابواء گردنبند تو افتاد. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در منزل توقف فرمود و مردم همراه با رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي پيدا كردن آن به راه افتادند تا اينكه موقع صبح مردم براي وضو گرفتن آب نداشتند، (يعني آبها تمام شده بود) خداوند آيه ي تيمم:) فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً) را نازل كرد. مردم به خاطر تو و به بركت تو از رخصت تيمم بهره مند شدند. به خدا سوگند، تو بسيار مبارك هستي، عايشه فرمود: ((اي ابن عباس اين سخنان را بگذار، به خدا سوگند دوست دارم، اي كاش مادر مرا نمي زاييد)).[697] ابن عباس در بحث و مجادله با خوارج (آناني كه حضرت عليy با آنان قتال كرد) و استدلال عليه آنان گفت: ((شما مي گوييد: علي قتال كرد ولي غنيمت نگرفت و كسي را اسير نكرد، آيا شما مادرتان عايشه را به اسارت مي گيريد، در حق وي حلال مي دانيد آنچه را كه در حق ديگران حلال مي دانيد، حال آنكه او مادر شما است؟ اگر مي گوييد: آري، مرتكب كفر شده ايد،!! اگر مي گوييد: ((عايشه مادر ما نيست، باز هم مرتكب كفر شده ايد، زيرا خداوند مي فرمايد: )النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ) شما (خوارج) ميان دو گمراهي قرار گرفته ايد. راه نجاتي براي خودتان پيدا كنيد. اين روايت صريح و صحيح كليه روايت مجهوله اي را كه بدون ذكر مآخذ و منبع ذكر شده اند، نفي مي كند، ممكن است اين گونه روايات از خزعبلات آقاي تيجاني باشند. آقاي تيجاني در ادامه ي توهمات و خيالات خود مي گويد: ((موقف عايشه دختر ابي بكر را در برابر امام علي شناختيم، او سعي دارد با تمام وجود پدرش را حمايت كند حتي با نقل احاديث موضوعه يعني ساختگي!؟))[698] 
1- . . . از آقاي تيجاني محدث!!! مي پرسم، آيا تو معني و مفهوم حديث موضوع را مي داني؟ حديث موضوع، به حديثي گفته مي شود كه راوي آن متهم به كذب و دروغ پردازي باشد. در صورتي كه راوي از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ، عايشه باشد، آيا عايشه كسي است كه متهم به كذب شده است؟! اگر تو معتقد به اين هستي، بايد موضعت را با دليل ارائه بدهي. زيرا تمام دلايل قرآني و روايي پيرامون سيره ي عايشهy حكايت از صدق و راستگويي او دارند، و امكان ندارد كه عايشه در حق شوهرش دروغ گويد و احاديث دروغين را در باب فضايل پدرش به رسول الله صلي الله عليه وسلم  نسبت دهد. با اين وصف چاره اي نمانده به جز اينكه به دروغگو بودن آقاي تيجاني قضاوت شود، و بدون ت