بخاطر سهولت و آساني براي امت، دو ركعت را اختيار نموده است و حضرت عثمان رضي الله عنه   و حضرت عايشه، شدت را در حق خود ترجيح دادند.[223] و امام زهري مي گويد: حضرت عثمان رضي الله عنه   بخاطر كثرت اعراب و مردم روستايي كه جمعيتشان در حج آن سال زياد بود، نماز را تمام و كامل خواند تا به آنان نشان دهد كه نماز چهار ركعت است.[224] علامه ابن حجر در فتح مي گويد: حضرت عثمان رضي الله عنه   بخاطر اين نماز را كامل مي خواند، چون معتقد بود كه قصر براي كساني است كه در حال فرار و حركت كردن هستند اما كساني كه در مسافرت در حال فرار نيستند يعني در محلي منزل گرفتند و ساكن شدند، حكم آنان، همان حكم مقيم است و آنان بايد نمازها را كامل بخوانند علامه ابن حجر رحمه الله در ادامه اين سخن خود مي گويد: اگر اين دليل اتمام باشد به عقيده من، مانعي ندارد و با توجيهي كه من اختيار نمودم معارض نيست بلكه مويد توجيه من است. زيرا حالت اقامت و سكون و قرار در سفر با اقامت مطلقه نزديكتر است. به خلاف كسي كه در سفر حالت قرار و اقامت را ندارد بلكه در حال كوچ است. اين توجيه نتيجه اجتهاد حضرت عثمان بود و بدان عمل مي كرد.[225] و دليل اتمام حضرت عايشه رضي الله عنه   حديث صريحي است با سند صحيح كه امام بيهقي آن را تخريج كرده است. از هشام بن عروه و او از پدرش عروه چنين روايت كرده است: ((إنها كانت تصلي في السفر اربعاً)) فقيل لها لو صليت ركعتين، فقالت: يا ابن اختي انه لا يشق علي ـ يعني حضرت عايشه رضي الله عنه   در سفر چهار ركعت مي خواند ـ از وي سوال شد: اگر دو ركعت مي خواندي بهتر نبود؟ حضرت عايشه رضي الله عنه   در جواب خطاب به خواهر زاده اش عروه گفت: ((چهار ركعت خواندن بر من سنگيني نمي كند)) اين پاسخ دليل بسيار روشني است بر اينكه او قصر را رخصت مي دانست و اتمام را براي كساني كه احساس مشقت نكنند ترجيح مي داد. 
در پايان عرض كنم كه گفته جناب تيجاني: ((حتي در حق تابعين احتمال نمي دهم كه سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  را تغيير بدهند.)) در واقع حكايت از تدليس ابن رافضي دارد. زيرا روايت حضرت انس بن مالك با آنچه كه از حضرت عثمان و حضرت عايشه رضي الله عنه   مروي است اصلاً ارتباطي ندارد. در روايت حضرت انس رضي الله عنه   توضيح داده شد كه تغيير (تاخير نماز) فعل حجاج بوده است نه فعل صحابه. اما درباره عمل حضرت عثمان و حضرت عايشه رضي الله عنه  ، هم اكنون در پاراگراف گذشته توضيحات لازم داده شد. با اين ترتيب براي ما مسلم است تنها چيزي كه در آن تغيير بوجود آمده است، آن عقل آقاي تيجاني است؟!((نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه اصحاب عليه خود گواهي مي دهند))

تيجاني مي گويد: حضرت انس بن مالك روايت مي كند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به انصار فرمود: شما بعد از من تبعيض و ترجيح زيادي مشاهده خواهيد كرد اما صبر را پيشه كنيد تا اينكه خدا و رسولش را در حوض كوثر ملاقات كنيد. انس گفت: ما صبر نكرديم. علاء بن مسيب از پدرش نقل مي كند: براء بن عازب را ديدم. خطاب به او گفتم تو انسان بسيار مباركي هستي ـ در صحبت پيامبر صلي الله عليه وسلم  بودي و زير درخت با او بيعت كردي. عازب خطاب به من گفت: اي برادر زاده، تو نمي داني كه ما بعد از او چه (بدعتهايي) را در دين بوجود آورديم ـ تيجاني بعد از نقل اين روايت مي گويد: اين صحابي كه، از سابقين اولين است و از كساني است كه زير درخت بدست پيامبر صلي الله عليه وسلم  بيعت كردند، خداوند از آنان اعلام رضايت كرده است و از اخلاص و صدق دلهايشان با خبر بوده است و در عوض فتح و پيروزي نزديك به آنان عنايت شده است. عليه خود و ساير اصحاب گواهي مي دهد داير بر اينكه اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم  بعد از او، بدعتها را در دين بوجود مي آورند و مرتد مي شوند. و اين همان چيزي است كه خود پيامبر صلي الله عليه وسلم  درباره ي آن پيش بيني فرموده است. آيا بعد از اين، ممكن است كه فرد عاقلي به صداقت و عدالت تمام اصحاب يقين داشته باشد آن طور كه اهل سنت و جماعت معتقد اند؟ و هر كس چنين عقيده اي داشته باشد، او با عقل و نقل مخالفت كرده است (! ! !) و براي پژوهشگران هيچ گونه معياري براي رسيدن به حقيقت باقي نمي ماند.[226] عرض مي شود: 
1- روايت مذكور با سياق و سباقي كه جناب تيجاني آن را ذكر كرده است. ديده نشده است. البته اين روايت را امام زهري چنين نقل كرده است: انس بن مالك به من خبر داد كه عده اي از انصار مدينه، زماني كه اموال قبيله هوازن بدست پيامبر صلي الله عليه وسلم  رسيده بود، و پيامبر صلي الله عليه وسلم  آنها را ميان مردم قريش توزيع مي كرد، گفتند: خداوند پيامبر صلي الله عليه وسلم  را بيامرزد، او به قريش مي دهد و به ما نمي دهد و حال آنكه خون دشمنان هم اكنون از شمشيرهاي ما مي چكد. حضرت انس رضي الله عنه   مي گويد: شكايت انصار را به پيامبر صلي الله عليه وسلم  باز گو كردم. رسول الله صلي الله عليه وسلم  امر كرد تا انصار در يك خيمه چرمي جمع شدند و كسي بجز انصار در ميان آنان نباشد. بعد از اينكه انصار جمع شدند. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در محل تجمع آنان تشريف برد و فرمود: ((چه سخني از طرف شما به من رسيده است؟)) دانشمندان انصار گفتند: يا رسول الله صاحبان عقل و خرد از ما چيزي نگفته اند، البته چند تن از جوانان ما چنين گفته اند: خداوند پيامبر صلي الله عليه وسلم  را بيامرزد، به قريش مي دهد به ما نمي دهد، حال آنكه خون دشمن از شمشيرهاي ما مي چكد. پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: آري، من به كساني مي دهم كه به تازگي مسلمان شده اند. آيا شما نمي پسنديد، اين را كه ساير مردم با مال و اموال به خانه هايشان بر گردند و شما با رسول خدا صلي الله عليه وسلم  به خانه هايتان بر گرديد؟ به خدا سوگند (اگر چنين شود) آنچه كه شما همراه خود به خانه هايتان مي بريد، بهتر است از آنچه كه ديگران همراه خود مي برند. حاضرين گفتند: آري، يا رسول الله صلي الله عليه وسلم  چنين چيزي را دوست داريم. آنگاه رسول الله صلي الله عليه وسلم  به آنان فرمود: بعد از من تبعيضهاي زيادي را مشاهده خواهيد كرد اما صبر را پيشه كنيد تا در حوض كوثر با خدا و رسولش ملاقات كنيد. انس گفت: ما صبر نكرديم.[227] 
2- اين هم چنانكه بر همگان روشن است حكايت از برتري و فضيلت انصار دارد و نشانگر محبت رسول الله صلي الله عليه وسلم  با انصار است. چگونه چنين نباشد. زيرا خود آن حضرت صلي الله عليه وسلم  فرمود: دوست ندارد انصار را مگر شخص با ايمان و كينه و دشمني نمي كند با انصار مگر منافق. هر كس با انصار محبت كند، خداوند او را دوست دارد و هر كس با انصار بغض و كينه ورزد، او نزد الله نيز مبغوض مي شود.[228] رسول الله صلي الله عليه وسلم  در همين حديث مي فرمايد: ((آيا دوست نداريد كه ساير مردم همراه با مال به خانه هايشان برگردند و شما با رسول الله صلي الله عليه وسلم  به خانه هايتان بر گرديد؟)) قطعاً چنين چيزي در حق كساني گفته مي شود كه بهترين مردمان باشند. 
3- اما اين قول حضرت انس، ((فلم نصبر)) مف