عنه  ، بزرگترين مصلحتي بود كه حضرت ابوبكر رضي الله عنه   در ابتداي خلافتش بر اجرا و تنفيذ آن صحه گذاشت.[231] اما تيجاني (هدايت شده!) در اين خصوص اصلاً چيزي نگفته است حال آنكه تمام مورخين، اين واقعيت را پذيرفته اند. 
2- دليل ديگر عليه انصاف آقاي تيجاني، اين است كه او از استقامت و ثابت قدمي حضرت ابوبكر رضي الله عنه   در غزوه ي حديبيه چيزي نگفته است، حال آنكه او از لحاظ ايمان، موافقت و طاعت از خدا و رسول خدا صلي الله عليه وسلم  از حضرت عمر رضي الله عنه   و حضرت علي رضي الله عنه   و ديگران در جنگ حديبيه جلوتر بود و بيش از ديگران موقف پيامبر صلي الله عليه وسلم  را تاييد مي كرد. نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه ابوبكر عليه خود گواهي مي دهد
تيجاني در اين زمينه مي گويد ((همان گونه كه در تاريخ درباره ي ابوبكر چنين به ثبت رسيده است: ((وقتي ابوبكر بسوي پرنده اي كه روي درختي نشسته بود، نگاه كرد، گفت: خوشا به حال تو، اي پرنده، ميوه مي خوري و روي درخت مي نشيني و هيچ حساب و كتابي نداري. بسيار مايل هستم كه درختي از درختان كنار جاده مي بودم و شتري بر من مي گذشت و مرا مي خورد و به صورت سرگين بيرون مي كرد و كاش انساني نمي بودم. و باري ديگر گفته بود: ((كاش مادر مرا نمي زاييد، كاش مانند كاهي در آجر و خشت خام مي بودم)). تيجاني مي گويد: اينها نصوص معدودي هستند كه به عنوان مثال ذكر شدند نه به عنوان حصر.[232] 
عرض مي شود: 
1- روايت اول را كه آقاي تيجاني به طبري، رياض النضير، كنز العمال، منهاج السنه ابن تيميه نسبت داده است، آن را در منهاج السنه، طبري و رياض النضير پيدا نكردم، فقط در كنز العمال ذكر شده است. آري، اين است دليل صداقت و راستگويي تيجاني به گمان خودش (هدايت شده) و روايت دوم كه تيجاني آن را نيز به منابع مذكور منسوب كرده است، جز در منهاج السنه جايي ديگر ديده نشده است. تبريك به اين صداقت! 
2- تيجاني با نسبت دادن سخنان حضرت ابوبكر رضي الله عنه   به منابع مذكور مي خواهد نشان بدهد كه اين سخن را آنان نقل كرده اند و آنان با گفته هاي او (تيجاني) اتفاق نظر دارند ولي چنين چيزي بسيار بعيد است. ((منهاج السنه)) نوشته ي امام ابن تيميه، نام كاملش چنين است ((منهاج السنه النبويه في نقض كلام الشيعه القدريه)) اين كتاب در رد كتاب ((منهاج الكرمه في إثبات الإمامه)) به نگارش در آمده است. منهاج الكرمه نوشته ي ابن المطهر حلي است. جناب حلي از همان شيعه اثنا عشري است كه آقاي تيجاني بدان هدايت شده است. روايت منقول در اين كتاب از جمله ادعاهاي دروغين او است. كتاب ((رياض النضره)) كه آقاي تيجاني گاهي چرندهايش را بدان نسبت مي دهد، اسم كامل آن چنين است. ((الرياض النضره في مناقب العشره)) يعني در فضايل ده نفري كه بشارت بهشت به آنان داده شده است و آن ده نفر عبارت اند از: حضرت ابوبكر رضي الله عنه  ، حضرت عمر، حضرت عثمان، حضرت علي حضرت طلحه، حضرت زبير رضي الله عنه  ، حضرت سعد بن ابي وقاص، حضرت سعيد بن زيد، عبدالرحمن بن عوف و حضرت ابوعبيده. نويسنده در اين كتاب به آن حديث معروف اشاره مي كند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آن ده نفر را در حالي كه آنان بالاي كوه احد بودند، بشارت به بهشت داد.[233] روافض اين حديث را قبول ندارند، آنگاه چگونه از اين كتاب استدلال مي كنند؟ علاوه بر اين، آن دو جمله حضرت ابوبكر را كه تيجاني نقل كرده و آن را ملاك طعن قرار داده است، من آنها را در اين كتاب نديده ام. نويسنده كتاب در كتابش پيرامون استحقاق حضرت ابوبكر رضي الله عنه   براي خلافت بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  ثابت نموده و حدس و گمانهاي روافض را پاسخ مي دهد بلكه در يك بخش بزرگ، حدود يك چهارم كتاب را به بحث پيرامون فضايل حضرت ابوبكر رضي الله عنه   اختصاص داده است. اما اين بدخواه، بعد از همه ي اين فضايل و كرامت كه براي حضرت ابوبكر رضي الله عنه   ذكر شده است، به زعم باطل خود انگشت روي مسايلي مي گذارد كه فكر مي كند موجب نقص و عيب آن حضرت هستند ولي خوشبختانه حق همواره ظاهر و پيروز است و باطل معيوب و مكتوم. 
3- اگر صحت ثبوت سخنان مذكور را از حضرت ابوبكر رضي الله عنه   بپذيريم با ادعا مي توان گفت كه اين سخنان دال بر قدرت ايمان و خوف او از خداوند سبحان است و هيچ گونه نقصي را در ايمان او وارد نمي كند. زيرا در صحيحين (بخاري (7067) و مسلم (2756) آمده است. فردي كه به خانواده اش امر كرد كه بعد از مردن، او را سوزانده، نصف خاكسترش را در دريا و نصف ديگر را در فضا متلاشي كنند. حال آنكه او هرگز كار خيري را انجام نداده بود و فكر مي كرد اگر خداوند دوباره مرا زنده كند، چنان عذابي به من مي دهد كه به هيچ كس هرگز نداده است خداوند به دريا و خشكي امر كرد تا اجزاء جسدش را جمع كنند. آنگاه خداوند از وي سوال كرد، چه چيزي موجب شد تا دست به چنين عملي بزني، گفت: ترس و بيم از تو، اي پروردگار. سپس آن شخص مورد مغفرت خداوند قرار گرفت.[234] آري اين شخص كه درباره قدرت خداوند براي دوباره زنده كردنش شك داشت ولي وقتي به جهت ترس و خوف از خداوند بخشوده شد، چنين بر مي آيد كه ترس و بيم از عذاب الهي از موثرترين عوامل و عناصر عفو و مغفرت است، اگر گناهي واقعي وجود داشته باشد.[235] و چنين چيزي از بسياري صحابه رضي الله عنه   نقل شده است. از جمله آنان حضرت عبدالله بن مسعود رضي الله عنه   مي باشد. امام احمد بن حنبل از مسروق چنين روايت مي كند: شخصي نزد عبدالله بن مسعود رضي الله عنه   گفت: دوست ندارم كه از اصحاب يمين باشم، دوست دارم كه از مقربان درگاه الهي باشم. حضرت عبدالله بن مسعود گفت: ((من كسي را سراغ دارم كه دوست دارد كه بعد از مردنش زنده نشود.))[236] (منظور خودش بود) ترمذي و ابن ماجه از حضرت ابوذر رضي الله عنه   چنين روايت كرده اند: ابوذر  مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: من مي بينيم آنچه را كه شما نمي بينيد، و مي شنوم آنچه را كه شما نمي شنويد. آسمان به آه و فغان در آمد و بايد آه و فغان كند. به اندازه چهار انگشت در آن جاي پيدا نمي شود مگر اينكه فرشتگان در آنجا مشغول سجده هستند. به خدا سوگند اگر شما مي دانستيد، آنچه را كه من مي دانم، بيشتر گريه و كمتر خنده مي كرديد و هرگز از زنان لذت جماع را محسوس نمي كرديد و به ميدانها مي رفتيد و بسوي خداوند با صداي بلند آه و فغان مي كرديد. بسيار دوست دارم كه درخت خارداري مي بودم.[237] امام ترمذي مي گويد: اين حديث به عبارت و تعبيري ديگر نيز وارد شده است. قال ابوذر قال: لوددت أني كنت شجره تعضد)) يعني رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: دوست دارم درختي مي بودم كه جانوران مي جويدند.[238] آري اكنون از آقاي تيجاني (هدايت شده) سوال مي شود: از روايات صحيحه ثابت كرديم كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نيز درباره خود فرمود: ((لوددت اني كنت شجره تعضد)) اي كاش من درختي بودم كه به وسيله جانوران جويده مي شدم آقاي تيجاني پاسخ بده، اين حديث نيز، گواهي حضرت رسول الله صلي الله عليه وسلم  عليه خودش محسوب مي گردد؟ آي