، سوگند به خدا نمي نوشم، سوگند به خدا نمي پوشم» در هر يک از مواد که عملِ خلافِ آن انجام دهد کفّاره اي بر او واجب مي گردد و اگر کفّاره ي آن را پرداخت نمود، در صورتي که خلافِ مورد بعدي نيز عمل کند کفّاره ي ديگري بر او واجب مي گردد و در اين مورد نيز اختلافي وجود ندارد. اگر در تمامِ موارد مرتکبِ شکستنِ سوگند شد و براي هيچ کدام از آنها کفّاره نداده بود، بايد براي هر مورد کفّاره ي جداگانه اي بپردازد و اين، نظرِ بيشتر علما بوده و در روايتي، از امام احمد نيز نقل شده است. ولي در روايتي ديگر از امام احمد آمده است که تنها يک کفّاره براي تمامِ آنها کافي است. امام ابن قدامه ي حنبلي نيز روايتِ اوّل از امام احمد را ترجيح داده است. (1)
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:45.txt">کفّاره بر عهده ي سوگند خورنده است نه بر عهده ي کسي که سوگند داده مي شود</a><a class="text" href="w:text:46.txt">آيا کفّاره بر کسي که سوگندش را فراموش کرده واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:47.txt">آيا کفّاره بر کسي که مجبور به شکستنِ سوگند گشته واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:48.txt">کفّاره ي واجب براي شکستنِ سوگند چيست؟</a><a class="text" href="w:text:49.txt">حقِّ انتخاب در کفّاره ي شکستنِ سوگند</a><a class="text" href="w:text:50.txt">نوعِ اوّلِ کفّاره : دادنِ خوراک</a><a class="text" href="w:text:51.txt">آيا پرداختنِ قيمتِ کفّاره جايز است؟</a><a class="text" href="w:text:52.txt">آيا دادنِ کفّاره، فقط به يک فقير، جايز است؟ </a><a class="text" href="w:text:53.txt">پرداختنِ کفّاره به نزديکان</a><a class="text" href="w:text:54.txt">نوعِ دوّمِ کفّاره : لباس پوشاندن بر مرد و يا زن </a><a class="text" href="w:text:55.txt">نوعِ سوّم از کفّاره : آزادکردنِ برده </a><a class="text" href="w:text:56.txt">نوعِ چهارمِ کفّاره : روزه</a></body></html>کفّاره بر عهده ي سوگند خورنده است نه بر عهده ي کسي که سوگند داده مي شود
اگر کسي، ديگري را سوگند دهد به اين صورت که بگويد : «سوگند به خدا که بايد چنين کني يا چنان نکني» ولي او به آن عمل نکند، کفّاره بر سوگند خورنده واجب مي گردد [نه بر سوگند داده شده]؛ اگر بگويد : «از تو مي خواهم به خاطرِ خدا فلان کار را انجام دهي» و مقصودش از اين گفته، سوگند باشد، در اين حالت نيز وضع به همان منوالِ حالتِ قبل است ولي اگر مقصودش از آن، به شفاعت گرفتنِ خدا در مقابلِ او باشد، سوگند به حساب نيامده و چون عملِ سوگند حاصل نشده است، هيچ کفّاره اي بر هيچ يک از آن دو نيست.
آيا کفّاره بر کسي که سوگندش را فراموش کرده واجب است؟
کسي که سوگند خورده باشد که عملي را انجام ندهد ولي به دليلِ فراموشي، آن را انجام داد کفّاره بر او واجب نيست؛ به دليلِ اين فرموده ي خداوند متعال :
( وَ لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أخْطَاْتُمْ بِهِ وَلِکن مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ( (احزاب : 5).
«و هر گاه اشتباه کرديد، گناهي بر شما نيست ولي آنچه را که دلتان مي خواهد (يعني از روي عمد و اختيار مي گوييد) گناه است و کيفر دارد».
و نيز به دليلِ اين فرموده ي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) که مي فرمايد :
«انَّ اللهَ تجاوزَ لِأمتي عنِ الخطإِ وَ النَّسيانِ وَ مَا استکرهوا عليه».
«خداوند از اشتباه و فراموشيِ امّتِ من و از آنچه که بدان مجبور شده باشند، در گذشته است».
زيرا شخص در اين حالت نخواسته است که مخالفتِ شرع بنمايد در نتيجه همانندِ کسي که خواب است يا ديوانه، مرتکبِ شکستنِ سوگند نشده و گناهکار محسوب نمي شود. کسي که به دليلِ به جا نياوردنِ محلوفٌ عليه مرتکبِ شکستنِ سوگند مي شود نيز در عدمِ وجوبِ کفّاره بر او همانندِ کسي است که محلوفٌ عليه را فراموش کرده است، مثلاً کسي سوگند خورده است که با فلان کس صحبت نکند ولي با او صحبت مي کند در حالي که فکر مي کند طرفِ مقابلش کسي است غير از آن که بر صحبت نکردنِ با او سوگند ياد کرده است. پس در اين حالت چون او در حکمِ فراموشکار به حساب مي آيد دادنِ کفّاره بر او واجب نيست. (1)
آيا کفّاره بر کسي که مجبور به شکستنِ سوگند گشته واجب است؟
کسي که به زور و اکراه، مجبور به شکستنِ سوگند شده باشد مثل کسي که سوگند خورده که وارد خانه ي فلاني نشود ولي او را به زور واردِ آن خانه کنند، به عنوانِ شکننده ي سوگند محسوب نمي گردد و کفّاره هم براو واجب نيست.
اگر شخص با کتکِ شديد و يا تهديد به قتل مجبور به شکستنِ سوگندش گردد در اين حالت نيز کفّاره بر او واجب نيست به دليل اينِ حديث پيامبر که مي فرمايد :
«إنَّ اللهَ تجاوزَ لأمتِي عنِ الْخطإؤ وَ النَّسيانِ وَ مَا استکرهوا عليْهِ».
«خداوند از اشتباه و فراموشيِ امّتِ من و از آنچه که بدان مجبور شده باشند، در گذشته است».

کفّاره ي واجب براي شکستنِ سوگند چيست؟
گفتيم که شکستنِ سوگندِ منعقد شده موجبِ کفّاره مي گردد ولي اين کفّاره چيست و دليلِ وجوب آن کدام است؟
جواب اين است که دليلِ وجوب و بيانِ ماهيّت و انواعِ آن، تماماً در اين فرموده ي خداوندِ متعال آمده است :
(لَا يُؤَاخِذُکُمُ اللهُ بِالَّغْوِ فِي أيْمَانِکُمْ وَ لکِنْ يُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَاکِينَ مِنْ أوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أهْلِيکُمْ أو کِسْوَتُهُمّ أوْ تَحْرِيرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَهِ أيَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أيْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَ احفَظُوا أيْمَانَکُمْ کَذَلِکَ يُبَيِّنُ اللهُ لَکُمْ ءَايَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ( (مائده : 89).
«خداوند، شما را به خاطرِ سوگندهاي بيهودده و بي اراده مؤاخذه نمي کند ولي شما را برابرِ سوگندهايي که از روي قصد واراده خورده ايد مؤاخذه مي کند. کفّاره ي اين گونه سوگندها عبارت است از : خوراک دادن به ده نفر مستمند از غذاهاي معمولي و متوسّطي که به خانواده ي خود مي دهيد يا جامعه دادن به ده نفر از مستمندان و يا آزادکردنِ برده اي. (ميان هر يک از اين سه مخيّر هستند) امّا اگر کسي (هيچ يک از اين سه کار را نتوانست و تواناييِ انجامِ آنها را) نيافت، او مي تواند سه روز روزه (بگيرد). اين کفّاره ي سوگندهايي است که مي خوريد. سوگندهاي خود را حفظ کنيد (و سعي کنيد سوگند نخوريد و اگر خورديد بدانها عمل کنيد و اگر هم سوگندها را شکستيد، کفّاره را فراموش نکنيد). خداوند اين چنين (روشن) آيات (احکام) خود را براي شما بيان مي کند تا (بر اثرِ آشنايي با احکامِ الهي) شکر (نعمتهاي او را) به جاي آوريد». در سنّتِ پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نيز احاديثِ شريفي وجود دارند که از آنها ياد کرديم و در آنها وجوبِ کفّاره براي شکستنِ سوگند، وجود داشت.

حقِّ انتخاب در کفّاره ي شکستنِ سوگند
علما بر اين موضوع ، اجماع دارند که شکننده ي سوگند در انتخابِ کفّاره ي سوگندش مختار است؛ اگر خواست ده مسکين را غذا مي دهد و اگر خواست به آنان لباس مي پوشاند و يا برده اي را آزاد مي کند؛ هر کدام را که انجام دهد درست است زيرا خداوندِ تعالي آنها را به وسيله ي حرف «أوْ» يعني «يا» به هم عطف نموده و اين حرف، براي مختار گ