ار تو ملائکه صف در صف عرصه محشر درآيند . » فجر ــ 22 «آيا انتظار اين را می کشند که خداوند و همچنين ملائکه در سايبانهايي از ابر بيايند ؟» بقره ــ 210 
«و روزيکه آسمان همراه ابر از هم شکافته شد و ملائکه فرود آيند، فرود آمدنی!» فرقان ــ 25 
عفوّ
عفوّ کسی است که از زشتی های ديگران در می گذرد و از اسماء خداوند است. «و خداوند همواره عفوّ و آمرزنده است» . نساء ــ 99 
علو :
علو بمعنای ارتفاع و بلندی است که بر سه قسم می باشد: 1ــ علو ذات ــ بدين مفهوم که خداوند بدليل ذاتش بالاتر از خلق قرار دارد . 2ــ علو قدرــ يعنی خداوند دارای قدرت و منزلتی بوده که هيچکدام از مخلوقات توان برابری با آنرا ندارند. 3ــ علو قهر ــ يعنی خداوند دارای چنان قدرت است و چنان قاهر بر امور است که هيچکس از سلطه و قهر او خارج نمی شود. « و او بلند مرتبه و دارای جايگاه ويژه ای است» . بقره ــ 255 
استواء خداوند بر عرش
بمعنی استقرار خداوند در عرش و جايگاه والا يش است. « رحمن بر فراز عرش قرار گرفت». طه ــ 5  و ذکر آن در هفت موضوع از قرآن آمده است و در هفت پاسخ به کسانيکه استوا را به استيلا و تملک تفسير کرده اند، اين دلائل را می آوريم: 1 ــ اين نوع تفسير برخلاف نص ظاهر است. 2 ــ اين نوع تفسير برخلاف تفسير سلف مي باشد. 3 ــ در صورت اثبات آن مترتب ميگردد. عرش در شرع چيزی است که خداوند بر آن قرار دارد. و بزرگترين مخلوقی است که ما آنرا می شناسيم. چنانچه رسول خدا (صلى الله عليه وسلم)در مورد آن فرمودند: « هفت آسمان و هفت زمين در مقايسه باکرسی مانند حلقه ايست که در فلات وسيعی از زمين افتاده باشد،و نسبت بزرگی عرش به کرسی، همانند نسبت بزرگی آن فلات است به کرسی به آن حلقه».
معيّت:
بمعنای همراهی، مصاحبت و مقارنت می باشد. «او با شماست هر جا که باشيد». حديد ــ 4 معيت عام ــ که شامل همه خلق می گردد. که اين معيت بوسيله علم، قدرت، تدبير و ...، الهی صورت می گيرد. معيت خاص ــ که مخصوص پيامبران و اتباع است.


معنای اينکه الله در سماء است:
«الله فی السماء» بدين معناست که خداوند بالای آسمان است و نه در آن و کلمه فی در اينجا به معنای «بر» است، نه «در» چنانچه خداوند می فرمايد: «بگو بر زمين برويد.» انعام ــ 11 (قل سيرو فی الارض) که در اين آيه هم معنای «بر» را می دهد.
ارکان دين :
در علم توحيد علم سه رکن است: 1 ــ اسلام ـ که ارکان آن عبارت است از : شهادتين، نماز، زکات، روزه و حج. 2 ــ ايمان ــ ارکان ايمان عبارتند از : ايمان به خدای يگانه ، به ملائکه ، به کتابهای خدا، به پيامبران خدا ، به روز قيامت ، به تقدير و قضا و قدر. 3ــ احسان ــ انجام دادن دستورات و احکام خدا به بهترين وجه ممکن.قاسطيه گويند هر که در اين دنيا بدی کند، در همين دنيا به او بدی می شود و کسيکه در اين دنيا خوبی کند در همين دنيا به او خوبی     می شود. پس نيازی به آخرت نيست و نبايد در مورد آن نگران بود. اهل سنت و جماعت گوطند دنيا ميدان عمل است و آخرت ميدان نتيجه و کسيکه در اين دنيا بدی کند، به او بدی می شود تا بدی های خود را بياد آورد و از آن برگردد و کسيکه در اين دنيا خوبی        می کند و در این دنيا به او خوبی می شود تا بخدا بيشتر ايمان بياورد. بدی دنيا  برخی از گناهان را پاک می کند و اين دنيا هشداری برای  بيداری آدمی است و کمک به کم شدن عذاب آخرت. ولی در قيامت است که دقيقاً به حساب آدمی رسيدگی می شود. و برخی از گناهن هستند که در اين دنيا برای آنها قصاصی نيست. مثلاً کسيکه بيش از يکنفر را کشته تنها می توان خون يکنفر را از او ستايند. تکوينيه گويند خداوند خالق همه چيز است و ذات خود را نيز خودآفريده و خود خود را بوجود آورده  است. اهل سنت و جماعت گويند مسلم است که خداوند خالق همه چيز است، اما هيچ چيز نمی تواند علت وجود خود باشد. پس خداوند را کسی نيافريده، بلکه هميشه بوده و هميشه خواهد بود (ازلی و ابدی است.) و کسيکه ازلی و ابديست احتياجی به خلق شدن ندارد.متوسمه گويند هر چه هست از دل است. اگر دل پاک باشد، عمل نيز پاک است و اگر دل تيره باشد، عمل نيز بد است. پس دل خود را پاک کن، و تنها در پی دل باشد تا عملت پاک باشد. اهل سنت و جماعت گويند دل مخزن عمل است و خير و شر از آن بر آيد. ولی سعادت انسان تنها در دل و پاکی آن نيست، بلکه بايد فرمان خدا و رسولشمحمد صلى الله عليه وسلم   را نيز برد و اطاعت آنها را کرد، هر چند که دل را خوش نيايد يا دل آنرا نپسندد، زيرا دل به تنهايی سعادت آدمی را به او نشان دهد. محروقيه گويند آتش جهنم چنان شديد است که کافران فرصت عذاب کشيدن را نيابند و فوری در آن بسوزند و خاکستر شوند. پس در جهنم عذاب نيستند، بلکه نابودی است. اهل سنت و جماعت گويند کافران را از عذاب رهايی نباشد و هرکس به اندازه گناهش عذاب می کشد و اگر قرار به نابودی بود، ديگر به جهنم احتياجی نبود و خدا پس از مرگ کافران را نابود می کرد. خدا در جهنم کافران را عذاب داده و اگر پوست و استخوان آنها را از بين رود، پوست و استخوانی ديگر برای آنها می سازد. «هرگاه پوست های آنها بريان و سوخته شد، پوستهای ديگر بجای آن قرار می دهيم، تا مزه عزاب را بچشند» نساء ــ56بوستانيه گويند از آنجا که زمين برای دوزخ کوچک است، پس هنوز وجود ندارند و بعد از قيامت خداوند زمين و آسمان را  بزرگ کرده و دوزخ و بهشت را بر جای آن بنا می کند. اهل سنت و جماعت گويند بهشت و دوزخ اکنون وجود دارند و در اسفل السافلين، زير طبقه هفتم زمين مکانيست که آنرا سجين ناميده اند و دوزخ در آنجا قرار دارد. و بالای طبقه هفتم آسمان درخت سدرة المنتهی است که بهشت اکنون آنجاست و بام بهشت و عرش خداوند است.  مفروعيه گويند چون سرنوشت آدمی از روز اول نوشته شده خداوند از همه امور فارغ است و کاری به خير و شر آدمی ندارد و جهان خود به خود سلسله مراتب خويش را طی می کند. اهل سنت و جماعت گويند آن چه لازم بود نوشتند و فارغ شدند و آن چه عمل می کنيد و می گوييد می نويسند و دو فرشته بر دوش تو سوارند که اين کار را می کنند. و خدا تعالی هر روز شأنی دارد و خير و شّر را بحال خود رها نمی کند.نجاريه گویند جون دست و پا و زبان و ديگر جوارح آدمی خداست و آدمی را او آفريده, پس فعل بندگان فعل اوست و اگر جزايی در کار باشد، خداوند فعل خود را جزا داده است. زيرا ايشان اراده خود را از خدا می گيرد نه بخاطر چزيی که خدا بر او تقدير کرده است. اهل سنت و جماعت گويند آدمی بر اساس سعی و تلاش و خير و بدی عملش جزاء می شود که آنها را با ميل انجام داده است نه آنهايی که در آن مجبور بوده است. «هيچکس بارگناه ديگری را بر دوش نمی گيرد و اينکه برای انسان پاداش و بهره ای نيست جزء آنچه کرده است» نجم ــ 38و39 خارجيه (خوارج) گويند برای مسلمانان خدا و رسولش بس است. و جزء اين دو فريادرسی نيست. از آل رسولمحمد صلى الله عليه وسلم   و علی مرتضی چه برآيد. از همه بيزاريم و از آنها دوری می جوئيم. 
             آنکس بهر دو عالم کارش نظام گيرد            کارد بدست همت، دامان آل ياسين
اهل سنت و جماعت 