له، ايشان ص فرمودند: با او كدورت نداشته باش. چرا كه حق او در مال خمس، بيشتر از اينها بود.
بخاري شريف، باب بعث علي ابن ابيطالب و خالد بن الوليد الي اليمن قبل الحجه الوداع (بخاري 2/632 طبع نورمحمد كراچي)
(2) صحيح مسلم مع اكمال المعلم 6/226، صحيح مسلم مترجم طبع قرآن محل 3/521
در جامع ترمذي، در باب مناقب علي، چند روايت آمده است ولي ذكري از خطبة غدير نيست. يك روايت از حضرت عمران بن حصين رض است كه در آن، اين واقعه مذكور است كه پس از بازگشت از سفر يمن، در خدمت حضرت رسول اكرم ص حاضر شديم و طبق برنامة قبلي، چهار نفر از ما يكي پس از ديگري، شكايات خود را از حضرت علي رض در خدمت حضرت رسول اكرم ص مطرح كردند.  پس از استماع شكايات، حضرت رسول اكرم ص فرمودند: 
«ما تريدون من علي، ما تريدون من علي، ما تريدون من علي – أن علياً مني و أنا منه و هو ولي كل مؤمن من بعدي - قال الترمذي هذا حديث غريب لا نعرفه الا من حديث جعفر بن سليمان» 
شما از علي چه مي خواهيد؟ شما از علي چه مي خواهيد؟ شما از علي چه مي خواهيد؟ بدون ترديد علي از من است و من از علي هستم و او پس از من ولي (محبوب) هر مؤمن است. ترمذي پس از بيان حديث مي فرمايد: اين حديث، غريب است و ما اين حديث را فقط با روايت جعفر بن سليمان مي شناسيم.(1)  
روايت دوم ترمذي، از حضرت زيد بن ارقم رض است كه رسول الله ص فرمودند:
من كنت مولاه فعلي مولاه قال الترمذي: هذا حديث حسن غريب. يعني هركه مرا دوست دارد علي را دوست دارد. ترمذي پس از بيان حديث مي فرمايد: اين حديث، حسن غريب است. (2)
روايت سوم ترمذي، از حضرت براء بن عازب رض است كه رسول الله ص دو لشكر، يكي به فرماندهي حضرت علي رض و ديگري به فرماندهي خالد بن وليد رض اعزام كرده فرمودند: اگر جنگ شود امير، حضرت علي رض، خواهد بود. حضرت علي رض قلعه را فتح (تصرف) كرد و كنيزي براي خود گرفت. حضرت خالد بن وليد رض شكايت نامه اي نوشته و توسط من به رسول اكرم ص ارسال كرد. نامه را رساندم. هنگامي كه شروع به خواندن نامه كردم چهرة حضرت رسول اكرم ص متغير شد. آنگاه فرمودند: 
             «ما تري في رجل يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله»
يعني نظر شما دربارة كسي كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش، او را دوست دارند چيست؟ براء  مي گويد عرض كردم: من از خشم و قهر خدا و رسولش، به خدا پناه مي برم. پس از آن، حضرت رسول اكرم ص سكوت فرمودند. (3)
...........................
(1) جامع الترمذي طبع دارالفكر بيروت 5/296
(2) ايضاَ: 5/297
(3) ايضاَ: 5/303در ابن ماجه، حديث غدير خم، از حضرت براء بن عازب رض روايت شده است. مي فرمايد: ما همراه رسول الله ص از حج بر مي گشتيم. در مسير راه، جايي فرود آمدند. دستور به نماز دادند. سپس دست حضرت علي رض را گرفته فرمودند: 
الست اولي با المؤمنين من انفسهم قالو بلي قال الست اولي بكل مؤمن من نفسه قالوا بلي قال فهذا ولي من انا مولاه، اللهم وال من والاه، اللهم عاد من عاداه. (في الزوائد اسناده ضعيف، لضعف علي بن زيد بن جدعان) 
آيا ارزش من براي مؤمنين، بيش از جانشان نيست؟ حاضرين عرض كردند: بله؟ فرمودند: آيا من، براي هر مؤمني محبوب تر از جانش نيستم؟ حضّار عرض كردند: بله ؟ فرمودند: هر كه من محبوب اويم علي محبوب اوست. پروردگارا! هر كه با او محبت كند تو با او محبت فرما و هر كه از او نفرت داشته باشد تو از او متنفر باش. 
توجه: در الزوائد، اسناد اين حديث، ضعيف گفته شده است. براي اينكه در اين روايت، علي بن زيد بن جدعان، راوي ضعيفي است.(1)
..............................
(1) سنن ابن ماجه به تحقيق فواد عبدالباقي 1/43 طبع دار احياء التراث العربي  عقيدة امامت
و
حديث غدير


مولف:
مولانا محمود اشرف عثماني


ترجمه:
مولانا عمر علي دوست 
زيد بن ارقم رض مي فرمايد: در زير درختان كسي نبود كه تمام واقعات و بيانات رسول اكرم ص را نديده يا نشنيده باشد. 
در سنن مجتبي نسائي، روايتي از مناقب وجود ندارد. البته چند روايت در السنن الكبري للنسائي هست. دو روايت از بريده رض است كه در آن، همان قصه، مذكور است كه بريده رض وقتي از علي رض شكايت كرد و رسول اكرم ص طبق يك روايت در جواب فرمودند:
من كنت وليه فعلي وليه: يعني هركه من دوستش مي باشم علي نيز دوست اوست. 
و طبق روايت ديگر فرمودند: 
يا بريده الست اولي با المؤمنين من انفسهم؟ قلت: بلي يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه. 
اي بريده، آيا من براي مؤمنين، دوستدارتر از جانشان نيستم؟ عرض كردم: بله يا رسول الله! فرمودند: هر كه من محبوب اويم علي محبوب اوست. 
يك حديث از عمران بن حصين رض روايت شده است كه طبق آن فرمودند: 
«إن علياً مني، و أنا منه و هو ولي كل مؤمن من بعدي» 
همانا علي از من و من از اويم و او پس از من، محبوب هر مؤمن خواهد بود. 
ولي در اين سه روايت تصريح نشده كه اين روايات، مربوط به «خطبة غدير» هستند. دو روايت اولّي، به طور يقين مربوط به پيش از خطبة غدير، هنگامي كه حضرت بريده رض از دست حضرت علي رض شكايت كرده بود هستند. البته روايتي از حضرت زيد بن ارقم رض در سنن كبري نسائي وجود دارد كه در آن خطبه غدير تصريح شده است. 
حضرت زيد بن ارقم رض مي فرمايد: زماني كه رسول الله ص از حجه الوداع بر مي گشتند در غدير خم فرود آمدند. طبق دستور ايشان، زير چند درخت بزرگ، پاك و تميز كرده شد. سپس فرمودند: 
«كاني قد دعيت فاجبت، اني تركت فيكم الثقلين، احدهما اكبر من الاخر كتاب الله و عترتي اهل بيتي، فانظرو كيف تخلفون فيها، فانهما لن يتفرقا حتي يراد علي الحوض، ثم قال ان الله مولاي، و انا ولي             كل مؤمن ثم اخذ بيد علي فقال من كنت وليه فهذا وليه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.»
مانند اينكه بسوي خدا فراخوانده شده ام و بايد اجابت كنم و در ميان شما دو چيز گرانبها مي گذارم. يكي از ديگري بزرگتر است. كتاب الله، عترت و اهل بيتم؛ ببينيد پس از من، شما با آنها چگونه برخورد مي كنيد؟ چرا كه اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا آنكه كنار حوض كوثر به من برسند. سپس فرمودند: همانا خدا مولاي من است و من محبوب هر مؤمن هستم. سپس دست علي را گرفته فرمودند: هر كه را من محبوبش باشم علي محبوب اوست. پروردگارا! هر كه با او محبت ورزد تو با او محبت فرما و هركه با او دشمني كند تو با او دشمن باش. 
زيد بن ارقم رض مي فرمايد: در زير درختان كسي نبود كه تمام واقعات و بيانات رسول اكرم ص را نديده يا نشنيده باشد.(1)
...........................
(1) السنن الكبري للنسائي 5/45 طبع دارالكتب العلميه بيروت. و بمثله عن ابي سعيد الخدري مسند احمد بن حنبل 3/17 و ص 126 الي قوله عليه السلام حتي يردا علي الحوض فقط و بدون ذكر غدير خم.
در مسند احمد، چندين روايت در اين رابطه به چشم مي خورد. در بيشتر اين روايات، همان مضامين هستند كه در روايات گذشته آمد. البته دو روايت را كه در آن كمي اضافه وجود دارد در اينجا مي آوريم: 
اوّلين روايت از حضرت براء بن عازب رض مرويست، مي فرمايند: 
باري  به همراه رسول الله ص در سفر بوديم كه در راه در محلي به نام غدير خم توقف كرديم. اعلام شد كه مردم براي