آوريتان‌ مي‌كنم‌، امّا روايت‌ نسايي‌ و مسند احمد، آشكارا نشان‌ مي‌دهد كه‌ ذكر «اهل‌بيت‌» به‌ عنوان‌ دومين‌ چيز گران‌بها از «ثقلين‌» مي‌باشد. بنابراين‌، اولي‌ «كتاب‌الله» و دومي‌ «اهل‌بيت‌» مي‌باشد.
در اينجا ممكن‌ است‌ در ذهن‌ خواننده‌ي‌ گرامي‌، اين‌ اشكال‌ پيدا شود كه‌ از آيات‌ بي‌شمار كتاب‌ الله و از احاديث‌ طيبه‌، چنين‌ معلوم‌ مي‌شود كه‌ بعد از كتاب‌الله، مقام‌ دوم‌ از آن‌ «سنّت‌» رسول‌الله (ص) است‌، براي‌ همين‌ است‌ كه‌ در جاهاي‌ متعدد با تعبيرات‌ مختلف‌ اين‌ مطلب‌ عنوان‌ شده‌ است‌: ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ‌﴾، ﴿آَمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾، ﴿وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ...﴾ و در اينجا پس‌ از «كتاب‌الله»، «اهل‌بيت‌» مطرح‌ شده‌ است‌، پاسخ‌ چيست‌؟
بدون‌ ترديد، گران‌بهاترين‌ چيز بعد از «كتاب‌الله»، «سنّت‌» رسول‌ الله (ص) مي‌باشد. در اين‌ مسئله‌، جاي‌ هيچ‌گونه‌ شكي‌ وجود ندارد. اهل‌ اسلام‌ نيز در اين‌باره‌ اختلاف‌ نظر ندارند كه‌ مقام‌ دوم‌ پس‌ از كتاب‌الله به‌ چه‌ چيزي‌ اختصاص‌ دارد. منظور از ذكر «اهل‌بيت‌» در حديث‌ «ثقلين‌»، «سنّت‌» رسول‌ الله (ص) مي‌باشد، سخن‌ همين‌ است‌ و بس‌. براي‌ اين‌كه‌ «اهل‌بيت‌»، عاشقان‌ راستين‌ سنّت‌ نبوي‌ بودند، همين‌ها بودند كه‌ با صدق‌ دل‌ بر آن‌ عمل‌ مي‌كردند. بنابراين‌، ذكر «اهل‌بيت‌» در واقع‌، قايم‌ مقام‌ ذكر «سنّت‌نبوي‌» است‌.
روايات‌ موطاي‌ امام‌ مالك‌ در مستدرك‌ حاكم‌ نيز، اين‌ مطلب‌ را تأييد مي‌كنند.
در موطاي‌ امام‌ مالك‌ (رح) چنين‌ آمده‌ است‌:
«مالك‌ أنه‌ بلغه‌ أن‌ رسول‌ الله (ص) قال‌: تركت‌ فيكم‌ أمرين‌ لن‌ تضلوا ما تمسكتم‌ بهما؛ كتاب‌الله و سنة نبيِّه‌».
به‌ امام‌ مالك‌، اين‌ روايت‌ رسيده‌ است‌ كه‌ رسول‌ الله (ص) فرمودند: من‌ در ميان‌ شما دو چيز مي‌گذارم‌ تا زماني‌ كه‌ به‌ آن‌ چنگ‌ زنيد هرگز گمراه‌ نخواهيد شد؛ «كتاب‌الله» و «سنّت‌ پيامبرش‌» (موطا امام‌ مالك‌ باب‌ النهي‌ عن‌ القول‌ في‌ القدر، شيخ‌ الحديث‌ حضرت‌ مولانا محمد زكريا در بحثي‌ بر سند اين‌ حديث‌ و ديگر روايات‌ مي‌فرمايد: قال‌ الزرقاني:‌ بلاغه‌ صحيح‌ كما قال‌ ابن‌ عيينة‌ وقد أخرجه‌ ابن‌ عبدالبر من‌ حديث‌ كثير بن‌ عبدالله بن‌ عمرو بن‌ عوف‌، عن‌ أبيه‌ عن‌ جده،‌ وقال‌ في‌ التجريد: هذا حديث‌ محفوظ‌ مشهور عن‌ النبي‌ ص عند أهل‌ العلم‌ شهرة يكاد يستغني‌ بها عن‌ الإسناد، و قد ذكرناه‌ مسنداً في‌ كتاب‌ التمهيد. قلت:‌ و ذكر الحديث‌ صاحب‌ المشكوة عن‌ مالك‌ مرسلاً كما في‌ الموطأ. [أوجز المسالك‌: ج‌ 14، ص‌ 100]. ).
در مستدرك‌ حاكم‌، روايتي‌ از حضرت‌ ابوهريره‌ (رض) نقل‌ شده‌ كه‌ رسول‌الله (ص) در «حجةالوداع‌» فرمودند:
«إني‌ قد تركت‌ فيكم‌ شيئين: لن‌ تضلوا بعدهما، كتاب‌ الله وسنتي‌، ولن‌ يتفرقا حتى‌ يردا علي‌َّ الحوض‌» ( حاكم‌ در مستدرك‌ از ابن‌ عباس‌ و ابي‌ هريرة آن‌ را روايت‌ كرده‌ است‌. و ذهبي‌ از ابوهريره‌ و الجامع‌ الصغير: 240/3 و أوجز المسالك‌: 100/14 و حديث‌ الثقلين‌ وفقهه‌ از دكتر علي‌ احمد السالوس‌: ص‌ 9.). 
همانا من‌ در ميان‌ شما دو چيز گذاشته‌ام‌ كه‌ با وجود آن‌ دو، هرگز گمراه‌ نخواهيد شد؛ «كتاب‌الله و سنّت‌ام‌»، و آن‌ دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا اين‌كه‌ در حوض‌ كوثر نزد من‌ بيايند.
بسياري‌ از آيات‌ و احاديث‌ كه‌ در آنها نام‌ «كتاب‌ و سنّت‌»، با هم‌ ذكر شده‌اند و اين‌ دو روايت‌ كه‌ نقل‌ كرديم‌ را نمي‌توان‌ ناديده‌ گرفت‌، پس‌ بايد قبول‌ كنيم‌ كه‌ ذكر «اهل‌ بيت‌» در «حديث‌ ثقلين‌»، قايم‌ مقام‌ «سنّت‌ نبوي‌» است‌. مراد بودن‌ «سنّت‌ نبوي‌» از «اهل‌بيت‌» در اينجا، چنان‌ است‌ كه‌ در حديثي‌ ديگر، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) صريحاً حكم‌ داده‌ است‌ كه‌ به‌ سنّت‌ خلفاي‌ راشدين‌ (رض) چنگ‌ زنيد.
«عليكم‌ بسنتي‌ وسنة الخلفاء الراشدين‌ المهديين‌ من‌ بعدي‌ تمسكوا بها وعضوا عليها بالنواجذ»(ترمذي‌، ابوداود، ابن‌ ماجه‌ به‌ حواله‌ مشكوة المصابيح‌، مرقاة المفاتيح‌ 1 / 242. ).
«بر شماست‌ كه‌ به‌ سنت‌ من‌ و سنت‌ خلفاي‌ راشدين‌ هدايت‌ يافتگان‌ پس‌ از من‌ عمل‌ كنيد، بر آن‌ چنگ‌ زنيد و با دندان‌ محكم‌ بگيريد».
مقصود اصلي‌، سنّت‌ رسول‌ الله (ص) است‌، آشنايي‌ و شناخت‌ اين‌ «سنّت‌»، از طريق‌ آشنايي‌ با سنّت‌ خلفاي‌ راشدين‌ و اهل‌بيت‌ ميّسر مي‌گردد و عمل‌ بر سنّت‌ اينان‌، عمل‌ بر سنت‌ آن‌ حضرت‌ (ص) به‌ شمار مي‌آيد؛ چراكه‌ خلفاي‌ راشدين‌ و اهل‌ بيت‌ از ميان‌ جمع‌ صحابه‌ي‌ كرام‌ (رض) به‌ علت‌ دارا بودن‌ امتيازات‌ نماياني‌، ملاك‌ و معياري‌ براي‌ عمل‌ بر سنّت‌ آن‌ حضرت‌ (ص) مي‌باشند.
به‌ هر حال‌؛ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در اين‌ بخش‌ از خطبه‌ي‌ خود (حديث‌ ثقلين‌)، امت‌ را به‌ چنگ‌ زدن‌ به‌ قرآن‌، تعظيم‌ و بزرگداشت‌ اهل‌ بيت‌ و پيروي‌ از اسوه‌ي‌ حسنه‌ي‌ آنان‌ رهنمود كردند و فضايل‌ اهل‌ بيت‌ را برشمردند.
ترجمه‌ي‌ حديث‌ ثقلين‌ و آنچه‌ ما در تشريح‌ مفهوم‌ آن‌ گفتيم‌ بسيار واضح‌ است‌، هر خواننده‌ي‌ منصف‌ بدون‌ جانبداري‌ (از فرقه‌اي‌)، با خواندن‌ آن‌ به‌ همين‌ نتيجه‌ خواهد رسيد، امّا اهل‌ تشيع‌ معتقدند كه‌ از حديث‌ ثقلين‌، مسئله‌ي‌ امامت‌ و خلافت‌ اهل‌بيت‌ به‌ ثبوت‌ مي‌رسد. و نتيجه‌ مي‌گيرند كه‌ حق‌ امامت‌ و خلافت‌، تنها و تنها از آن‌ اهل‌ بيت‌ مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ (براساس‌ ديدگاه‌ اهل‌ سنّت‌) اين‌ مفهوم‌ و برداشت‌ نه‌ در حديث‌ بيان‌ شده‌ و نه‌ مي‌توان‌ از الفاظ‌ حديث‌، آن‌ را به‌ اثبات‌ رسانيد. بسيار آشكار است‌ كه‌ در الفاظ‌ حديث‌ نه‌ ذكري‌ از ائمه‌ به‌ ميان‌ آمده‌ و نه‌ از امام‌ و نه‌ از خلافت‌ و امامت‌، اگر حضرت‌ رسول‌الله (ص) واقعاً مي‌خواستند اعلام‌ كنند كه‌ خلافت‌ و امامت‌، فقط‌ و فقط‌ در انحصار «اهل‌بيت‌» است‌، هيچ‌ نيرويي‌ نمي‌توانست‌ ايشان‌ را از اين‌ كار باز دارد، ولي‌ هدف‌ ايشان‌ نه‌ اعلام‌ اين‌ مطلب‌ بود و نه‌ بيان‌ آن‌. بلكه‌ آن‌حضرت‌ (ص) مي‌خواستند به‌ طور واضح‌ امت‌ را به‌ محبّت‌ و اكرام‌ «اهل‌بيت‌» متوجه‌ گردانند و همين‌ مطلب‌ را در خطبه‌ي‌ خويش‌ اظهار داشتند، در حالي‌ كه‌ مردم‌ را از خدا مي‌ترسانيدند آنان‌ را به‌ محبّت‌ با «اهل‌بيت‌» تشويق‌ نمودند. بنابر همين‌، امت‌ اسلامي‌، محبّت‌ با «اهل‌ بيت‌» را جزيي‌ از ايمان‌ و وسيله‌ي‌ نجات‌ خود مي‌داند.
* نكته‌هايي‌ در مورد حديث‌ ثقلين‌
1ـ اوّلين‌ نكته‌اي‌ كه‌ از «حديث‌ ثقلين‌» به‌ دست‌ مي‌آيد اين‌ 