ه‌ اصل‌ تشكيل‌ شده‌ است‌؛ «توحيد»، «نبوت‌» و «معاد»، اما در مذهب‌ اهل‌ تشيع‌ «عدل‌» و «امامت‌» نيز بر اين‌ سه‌ اصل‌ افزوده‌ شده‌ و اگر فردي‌ به‌ «امامت‌» اعتقاد نداشته‌ باشد، او مؤمن‌ كامل‌ به‌ شمار نمي‌آيد. به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ اهل‌ تشيع‌، «ولايت‌» را ـ كه‌ تعبيري‌ از جنبه‌ي‌ عملي‌ «امامت‌» مي‌باشد ـ جزو اركان‌ اسلام‌ به‌ شمار مي‌آورند، و آن‌ را در رديف‌ «نماز، روزه‌، زكات‌ و حج‌» قرار داده‌ و حتي‌ «ولايت‌» را از همه‌ افضل‌ مي‌دانند. كتاب‌هاي‌ بينش‌ و معارف‌ اسلامي‌ و كتاب‌هاي‌ عقيدتي‌ اهل‌ تشيع‌ گوياي‌ اين‌ مطلب‌ مي‌باشد ( ).(ر.ك‌: كتاب‌هاي‌ عقيدتي‌ اهل‌ تشيع‌ مانند: تحفةالعوام‌ مقبول‌، اصول‌ كافي‌ كليني‌، كشف‌ الأسرار آية الله خميني‌، حق‌ اليقين‌ در اصول‌ دين‌ مجلسي‌ و...)
پس‌ يكي‌ از اختلاف‌هاي‌ بزرگ‌ و اساسي‌ «سُني‌ و شيعه‌» مسئله‌ي‌ «امامت‌» مي‌باشد كه‌ به‌ پندار اهل‌ تشيع‌، تعيين‌ «امام‌» بر خداوند سبحان‌ واجب‌ است‌ و اين‌ «امامان‌» تا قيام‌ قيامت‌ تعدادشان‌ مشخص‌ و همان‌ دوازده‌ نفر هستند، كه‌ يازده‌ نفر از آنان‌ آمده‌اند و مأموريت‌ خويش‌ را انجام‌ داده‌ و نفر دوازدهم‌ كه‌ «امام‌ مهدي‌» مي‌باشد فعلاً غايب‌ است‌، او «امام‌ زمان‌» و «امام‌ منتظر» مي‌باشد كه‌ فعلاً «ولي‌َّ فقيه‌» به‌ عنوان‌ نائب‌، كارش‌ را انجام‌ مي‌دهد.
«در حالي‌كه‌ از نظر جمهور اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ «امامت‌» جزو «اصول‌ دين‌» نيست‌، بلكه‌ حكمي‌ مهم‌ و اساسي‌ از احكام‌ شرعي‌ مي‌باشد. از ديدگاه‌ اهل‌ سنت‌ براي‌ به‌ اجرا در آوردن‌ شريعت‌ اسلامي‌، يكي‌ از وظايف‌ عموم‌ مسلمانان‌ اين‌ است‌ كه‌ از ميان‌ خود، فردي‌ را كه‌ اهليّت‌، صلاحيّت‌ و واجد ديگر شرايط‌ «رهبري‌» باشد، به‌ عنوان‌ رئيس‌ و سرپرست‌ انتخاب‌ كنند، رئيسي‌ كه‌ احكام‌ و قوانين‌ شريعت‌ ر ا به‌ طور فراگير در جامعه‌ پياده‌ نمايد ( - ر.ك‌: «شرح‌ عقايد نسفي‌»، و «الفرق‌ بين‌ الفرَق‌» امام‌ عبدالقاهر طاهر البغدادي‌، و ديگر كتاب‌هاي‌ عقيدتي‌. ) اين‌ رئيس‌ و سرپرست‌ را «اميرالمؤمنين‌» و «امام‌» نيز مي‌گويند، و به‌ قدرت‌ و سلطه‌ي‌ او، «امامت‌ كبري‌» و «خلافت‌» گفته‌ مي‌شود.
با توجه‌ به‌ اين‌ حكم‌ و هدف‌ «امامت‌» به‌ عقيده‌ي‌ اهل‌سنت‌، ظاهر بودن‌ و صاحب‌ اقتدار بودن‌ براي‌ امام‌ وقت‌ ضروري‌ است‌، وگرنه‌ او چگونه‌ مي‌تواند در ميان‌ عموم‌ مسلمانان‌ نظام‌ «عدل‌ و انصاف‌» را پايه‌ريزي‌ كند؟ و چگونه‌ مي‌تواند به‌ صورت‌ فراگير احكام‌ شريعت‌ را به‌ مرحله‌ي‌ اجرا درآورد؟
در نقطه‌ مقابل‌ اين‌ نظريه‌، اهل‌ تشيع‌ قرار دارند كه‌ ظاهر بودن‌ و قدرت‌ و سلطه‌ را براي‌ امام‌، شرط‌ نمي‌دانند»( - عقيده‌ي‌ امامت‌ و حديث‌ غدير، ص‌ 11 - 10 ).
پس‌ فهميديم‌ كه‌ بنياد اختلافات‌ سُني‌ و شيعه‌ «مسئله‌ امامت‌» است‌. نتايجي‌ از اين‌ اختلافات‌ اساسي‌ عبارتند از:
«* اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ معتقدند كه‌ وظيفه‌ي‌ عموم‌ مسلمين‌ است‌ كه‌ از ميان‌ خود شخصي‌ را كه‌ اهليّت‌ و صلاحيّت‌ داشته‌ باشد به‌ عنوان‌ «امام‌» تعيين‌ كنند، اما شيعه‌ معتقدند: تعيين‌ «امام‌» بر خدا واجب‌ است‌!
* اهل‌ سنّت‌ قايل‌اند كه‌ «لا يجب‌ علي‌ الله شي‌ء»؛ يعني‌ هيچ‌ چيز بر الله تعالي‌ واجب‌ نيست‌، در حالي‌ كه‌ شيعه‌ قايل‌ به‌ «وجوب‌ علي‌الله» مي‌باشند! ( .براي‌ آگاهي‌ بيشتر از اين‌ مسئله‌ به‌ كتب‌ علم‌ كلام‌ رجوع‌ شود.).
* نزد اهل‌ سنت‌، امام‌، «منصوص‌ من‌ الله» نيست‌، اما نزد شيعه‌، امام‌ «منصوص‌ من‌ الله» است‌، يعني‌ از طرف‌ خداوند متعال‌ تعيين‌ مي‌شود!
* به‌ نظر اهل‌ سنت‌، «اهليّت‌ و صلاحيّت‌» براي‌ امام‌ ضروري‌، ولي‌ «عصمت‌» لازم‌ نمي‌باشد، اما از ديدگاه‌ شيعه‌، «امام‌» هميشه‌ «معصوم‌» است‌!
* از ديدگاه‌ اهل‌ سنت‌، «امام‌» بايد در جامعه‌، خود را ظاهر كند تا مردم‌ بتوانند براي‌ رفع‌ مشكلات‌شان‌ به‌ او مراجعه‌ نمايند، اما شيعه‌ معتقد است‌ كه‌ امام‌ مي‌تواند خود را از ديد ديگران‌ مخفي‌ نگه‌ دارد؛ حتي‌ اگر سال‌هاي‌ سال‌ طول‌ بكشد تا در غاري‌ پنهان‌ بماند!
* اهل‌ سنت‌ بر اين‌ باور است‌ كه‌ بر «امام‌» لازم‌ است‌ كه‌ صاحب‌ «اقتدار و اختيار» باشد وگرنه‌ چگونه‌ مي‌تواند به‌ مسايل‌ مردم‌ رسيدگي‌ نمايد؟ در حالي‌ كه‌ نزد شيعه‌ براي‌ «امام‌» جايز است‌ كه‌ «بي‌قدرت‌ و بي‌اختيار» باشد!
* اهل‌ سنت‌ معتقد است‌ كه‌ از زمان‌ پيامبر (ص) تا قيامت‌، تعداد امامان‌ مشخص‌ نيست‌، با توجه‌ به‌ موقعيّت‌ زماني‌ و مكاني‌، مسلمانان‌، امامي‌ براي‌ خود تعيين‌ مي‌كنند و او وظايف‌ «امامت‌» را انجام‌ مي‌دهد، اما از نظر شيعه‌، پروردگار متعال‌ از زمان‌ رسول‌الله (ص) تا قيامت‌، «دوازده‌ امام‌» تعيين‌ كرده‌ است‌ كه‌ غير از اينها كسي‌ ديگر حق‌ امامت‌ ندارد! بنابر همين‌ نظريه‌، شيعه‌ را «اماميه‌» و «اثنا عشريه‌» ( ) مي‌گويند. (از نظر اهل‌ تشيع‌ رسول‌ الله (ص) و حضرت‌ فاطمه‌ي‌ زهراء ـ رضي‌ الله عنها ـ نيز به‌ اين‌ جمع‌ اضافه‌ شده‌ و همگي‌ را «چهارده‌ معصوم‌» مي‌نامند. خود شيعيان‌ نيز براساس‌ عقيده‌ي‌ به‌ ائمه‌ فرقه‌هاي‌ مختلفي‌ دارند؛ چراكه‌ همگي‌ تا امام‌ ششم‌ از اين‌ دوازده‌ امام‌ را قبول‌ دارند و پس‌ از آن‌ گروه‌ها مختلف‌اند. براي‌ آگاهي‌ بيشتر به‌ تحفه‌ي‌ اثنا عشريه‌ والملل‌ والنحل‌ شهرستاني‌ ج‌1، و غيره‌ مراجعه‌ شود.)
* اهل‌ سنت‌ براساس‌ احاديث‌ صريح‌ و اشارات‌ پيامبر اكرم‌ (ص)، از طرف‌ امت‌ اسلامي‌ چهار امام‌ بر حق‌ را به‌ اين‌ ترتيب‌ معرفي‌ مي‌كنند:
امام‌ اول‌: حضرت‌ ابوبكر صديق‌ (رض).
امام‌ دوّم‌: حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض).
امام‌ سوّم‌: حضرت‌ عثمان‌ ذي‌النورين‌ (رض).
امام‌ چهارم‌: حضرت‌ علي‌ مرتضي‌ (رض).
پس‌ از اينها نيز، سلسله‌ي‌ «امامت‌» جريان‌ داشته‌ و تا قيامت‌ ادامه‌ خواهد داشت‌. و هيچ‌ كدام‌ از اماماني‌ كه‌ انتخاب‌ مي‌شوند، «معصوم‌» نيستند، البته‌ طبيعتاً برخي‌ «عادل‌» و بعضي‌ «ظالم‌» خواهند بود.
* اهل‌ سنت‌ اگر چه‌ كاملاً معترف‌ به‌ اهليّت‌، صلاحيّت‌ و فضايل‌ حضرت‌ علي(رض) مي‌باشند، اما باز هم‌ امامت‌ ايشان‌ را براساس‌ ترتيب‌ خلافت‌ دانسته‌؛ و چهارمين‌ خلفاي‌ راشدين‌ قرار مي‌دهند، امّا شيعه‌ قايل‌ به‌ امامت‌ بلافصل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) است‌، يعني‌ آنان‌ بر اين‌ اعتقادند كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) پس‌ از وفات‌ رسول‌ الله (رض) خليفه‌ي‌ بلافصل‌ مي‌باشد.
* از نظر اهل‌ سنت‌، خلافت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) در رتبه‌ي‌ خودش