َّبِىُّ ص: «ارْمِ فِدَاكَ أَبِى وَأُمِّى». قَالَ: فَنَزَعْتُ لَهُ بِسَهْمٍ لَيْسَ فِيهِ نَصْلٌ، فَأَصَبْتُ جَنْبَهُ فَسَقَطَ فَانْكَشَفَتْ عَوْرَتُهُ، فَضَحِكَ رَسُولُ اللهِ ص حَتَّى نَظَرْتُ إِلَى نَوَاجِذِهِ»(6). 
حضرت‌ سعد ـ رض ـ مي‌فرمايد: در جنگ‌ احد مردي‌ از مشركين‌ مشغول‌ آتش‌ زدن‌ مسلمان‌ها بود، حضرت‌ رسول‌ ـ ص ـ خطاب‌ به‌ من‌ فرمودند: اي‌ سعد! او را را با تير بزن‌! پدر و مادرم‌ فدايت‌ باد!. تيري‌ از تيردان‌ به‌ دستم‌ افتاد كه‌ فاقد پيكان‌ بود، آن‌ مرد را نشانه‌ گرفتم‌، تيرم‌ به‌ شدّت‌ به‌ وسط‌ پيشانيش‌ اصابت‌ كرد به‌ نحوي‌ كه‌ نقش‌ بر زمين‌ شد و عورتش‌ ظاهر گشت‌. رسول‌الله ـ ص ـ از ديدن‌ اين‌ صحنه‌ خوشحال‌ شده‌ و خنده‌اي‌ زد، طوري‌ كه‌ دندان‌هاي‌ مباركش‌ را ديدم»‌.
7) عَن‌ عبدالله بن‌ عمرو ـ رض ـ: 
ذات يوم والنبي ص جالس مع أصحابه، رنا بصره الى الأفق في أصغاء من يتلقى همساً وسراً.. ثم نظر في وجوه أصحابه وقال لهم: «يَطْلُعُ عَلَيْكُمُ الآنَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْـجَنَّةِ»(7).
از حضرت‌ عبدالله بن‌ عمرو ـ (رض) ـ روايت‌ شده‌ كه‌ روي‌ پيامبر ـ ص ـ در جمع‌ يارانش‌ بود. نگاهش‌ را به‌ سويي‌ متمركز كرده‌ و به‌ صداي‌ خفيفي‌ چيزي‌ را زمزمه‌ مي‌كرد، سپس‌ به‌ يارانش‌ نگاهي‌ كرده‌ و فرمود: «تا چند لحظه‌ي‌ ديگر مردي‌ از اهل‌ بهشت‌ از اين‌ درب‌ وارد مي‌شود».
عبدالله گويد: همه‌ي‌ ما دوست‌ داشتيم‌ كه‌ آن‌ مرد از بستگان‌ ما باشد، همگي‌ چشمانشان‌ را به‌ درب‌ دوخته‌ بودند كه‌ چه‌ كسي‌ بر آنان‌ نمايان‌ خواهد شد، ناگهان‌ سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ وارد شد.
عبدالله بن‌ عمرو ـ (رض) ـ نزد او رفته‌ و ماجرا را براي‌ سعد تعريف‌ كرده‌ سپس‌ از او خواست‌ كه‌ راز رسيدن‌ به‌ چنين‌ مقام‌ و مژده‌اي‌ را براي‌ او بگويد، آيا عمل‌ خاص‌ و ويژه‌اي‌ انجام‌ مي‌دهد؟ سعد گفت‌: همان‌ اعمالي‌ را انجام‌ مي‌دهم‌ كه‌ همگي‌ انجام‌ مي‌دهيم‌، تنها چيزي‌ كه‌ من‌ سراغ‌ دارم‌ اينكه‌ هيچ‌گاه‌ كينه‌ و بغض‌ كسي‌ را در قلبم‌ جاي‌ نمي‌دهم‌ و نسبت‌ به‌ همه‌ حسن‌ظن‌ دارم (8).
8) عَن‌ سَعدٍ ـ رض ـ قال‌:
«لَقَدْ رَأَيْتُنِي وَأَنَا ثُلُثُ الْإِسْلَامِ، مَا أَسْلَمَ أَحَدٌ إِلاَّ فِي الْيَوْمِ الَّذِي أَسْلَمْتُ فِيهِ وَلَقَدْ مَكَثْتُ سَبْعَةَ أَيَّامٍ وَإِنِّي لَثُلُثُ الْإِسْلَامِ»(9).
از سعد روايت‌ شده‌ كه‌ من‌ سومين‌ مسلمان‌ بودم‌، روزي‌ كه‌ من‌ مسلمان‌ شدم‌ كسي‌ ديگر به‌ اسلام‌ ملحق‌ نشد و تا هفت‌ روز من‌ يك‌ سوم‌ اسلام‌ بودم‌.
9) عَن‌ سعدٍ ـ رض ـ قال‌: 
«إِنِّى لأَوَّلُ الْعَرَبِ رَمَى بِسَهْمٍ فِى سَبِيلِ اللهِ»(10).
حضرت‌ سعد ـ رض ـ گويد: «من‌ اولين‌ فرد از ميان‌ اعراب‌ بودم‌ كه‌ در راه‌ خداوند تيراندازي‌ كرده‌ است‌.»
--------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري‌: ح‌ 4059. مسلم‌: ح‌ 2411. ترمذي‌: ح‌ 3755. ابن‌ ماجه‌: ح‌ 129. مسند احمد: ج‌1، ص‌ 124. 
2) بخاري‌: ح‌ 2885. مسلم‌: ح‌ 2410، 49. ترمذي‌: ح‌ 3756. مسند احمد: ج‌1، ص‌391.
3) ترمذي‌: ح‌ 3751. 
4) شرح‌ السنة للبغوي‌: ح‌ 3922.
5) ترمذي‌: ح‌ 3752.
6) مسلم‌: ح‌ 2412. الرياض‌ النضرة‌: ج‌4،ص‌ 279. أصحاب‌ الرسول‌: ص‌ .252.
7) سير أعلام‌ النبلاء: ج‌1،ص‌ 108. رجال‌ حول‌ الرسول‌: ص‌ 76.
8) رجال‌ حول‌ الرسول‌: ص‌ 76.
9) بخاري‌: ح‌ 3727، ابن‌ماجه‌: ح‌ 132. 
10) بخاري‌: ح‌ 3728، مسلم‌: 2966، ترمذي‌: ح‌ 2365، ابن‌ماجه‌: ح‌ 131، مسند احمد: ج‌1، ص‌ 174. تمامي‌ ياران‌ پيامبر (ص) به‌ جايگاه‌ ويژه‌ي‌ حضرت‌ سعد ـ رض ـ نزد خدا و رسولش‌ ـ (ص) ـ آگاه‌ بودند به‌ همين‌ علت‌ با احترام‌ زيادي‌ با او برخورد كرده‌ و از او ياد مي‌كردند. همگي‌ او را فردي‌ مستجاب‌ الدعوة، جنگجويي‌ ماهر، صاحب‌ اخلاق‌ حميده‌ و محسن‌ و نيكوكار مي‌دانستند.
سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ كسي‌ بود كه‌ در فتح‌ مدائن‌ ايران‌، فرمانده‌ي‌ سپاه‌ اسلام‌ بود. او مستحاب‌ الدعوة بود و هر دعايي‌ كه‌ مي‌كرد، قبول‌ مي‌افتاد. او كسي‌ بود كه‌ كوفه‌ را بنا نهاد و در زمان‌ جنگ‌ جمل و صفين‌ از فتنه‌ و آشوبي‌ كه‌ بين‌ مسلمين‌ واقع‌ شد كناره‌ گرفت‌ و دخالت‌ نكرد (1).
حضرت‌ عمر ـ رض ـ به‌ علت‌ اعتماد و اطمينان‌ فراواني‌ كه‌ به‌ حضرت‌ سعد ـ رض ـ داشت‌ مسئوليّت‌ بيت‌المال‌ را به‌ ايشان‌ محول‌ كرده‌ بود. در جنگ‌ مهم‌ قادسيه‌ او را فرمانده‌ سپاه‌ اسلام‌ قرار داد. پس‌ از آن‌ سعد را به‌ عنوان‌ والي‌ عراق‌ در كوفه‌ منصوب‌ كرد. و بعد از آنكه‌ 4 سال‌ كامل‌ در عراق‌ به‌ امورات‌ مسلمين‌ رسيدگي‌ كرده‌ و به‌ عنوان‌ يك‌ استاندار شايسته‌ و مجرّب‌ خدمت‌ مي‌كرد، عليه‌ او به‌ مركز خلافت‌ شكايت‌ مي‌شود. خليفه‌ كه‌ حضرت‌ سعد را به‌ خوبي‌ مي‌شناسد، مي‌داند كه‌ اين‌ شكايت‌ها جز حسادت‌ و كينه‌ي‌ شخصي‌ چيزي‌ بيش‌ نيست‌، ولي‌ از فرصت‌ استفاده‌ كرده‌، او را عزل‌ مي‌كند و به‌ مركز خلافت‌ فرا مي‌خواند تا به‌ عنوان‌ يك‌ نامزد شايسته‌ براي‌ خلافت‌، در دارالخلافة حضور داشته‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ وقتي‌ هنگامه‌ي‌ كوچ‌ و ارتحال‌ حضرت‌ عمر ـ رض ـ نزديك‌ مي‌شود، سعد را به‌ عنوان‌ يكي‌ از شش‌ نفر شوراي‌ مسئول‌ تعيين‌ خليفه‌، انتخاب‌ مي‌كند و مي‌فرمايد: من‌ سعد را به‌ خاطر خيانت‌ و عدم‌ توانايش‌ عزل‌ نكردم‌، در حالي‌ كه‌ او نزد من‌ امين‌ و مورد اعتماد است‌ و فرمودند: اگر از ميان‌ اين‌ شش‌ نفر، سعد به‌ عنوان‌ خليفه‌ انتخاب‌ شود كه‌ فبها وگرنه‌ من‌ به‌ خليفه‌ي‌ بعد از خودم‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ نسبت‌ به‌ سعد اعتماد كامل‌ داشته‌ باشد و در امور مهم‌ مسلمين‌ او را به‌ كار گيرد.
طبق‌ توصيه‌ي‌ حضرت‌ عمر ـ رض ـ خليفه‌ي‌ منتخب‌ بعدي‌، حضرت‌ عثمان‌ ـ رض ـ سعد را از مستشاران‌ دسته‌ي‌ اول‌ خود قرار داد. و پس‌ از مدتي‌ مجدداً او را به‌ عنوان‌ والي‌ كوفه‌ منصوب‌ كرد (2).
حضرت‌ عمر ـ رض ـ از عمرو بن‌ معديكرب‌ در مورد حضرت‌ سعد سؤال‌ كرد؟ عمرو در جواب‌ گفت‌: سعد، فردي‌ روستايي‌ و پشمينه‌پوش‌ و ساده‌زيست‌ است‌. او مانند شمشير در كمانه‌اش‌ است‌. در هنگام‌ قضاوت‌ عدالت‌ را رعايت‌ مي‌كند، در هنگام‌ تقسيمات‌ به‌ مساوات‌ تقسيم‌ مي‌كند، بسان‌ مادري‌ مهربان‌ بر ما مهرباني‌ مي‌كند. حقوق‌ ما را به‌ ما مي‌رساند ولو به‌ اندازه‌ي‌ يك‌ ذرّه‌ي‌ كوچك‌ باشد (3). 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة في‌ تمييز الصحابه‌: ج‌2، ص‌31. 
2) أعلام‌ الصحابة: ج‌ 2، ص‌ 43-42.
3) أسد الغابة: ج‌2، ص‌ 368.عَن‌ ابن‌ عباس‌ ـ (رض) ـ يقول‌: 
«سمعت‌ رسول‌ الله ـ(ص)ـ يقول‌: «سعد بن‌ أبي ‌وقاص‌ يعد بألف‌ فارس‌».
حضرت‌ عبدالله ابن‌ عباس‌ ـ (رض) ـ مي‌