اين روايت بي‌اساس، جابر جعفي است. همانگونه كه در الميزان ذهبي، آمده، جابر جعفي به اتفاق امامان حديث، يك رافضي دروغگو بوده است.(8)  برخي گمان مي‌كنند كه عمر(رض) به پهلوي فاطمه زده و نتيجه‌اش، سقط شدن محسن بوده است. اين داستان نيز، يكي از دروغ‌هاي روافض مي‌باشد و هيچ اصل و اساسي ندارد. گويا اينها نمي‌دانند يا نمي‌خواهند بدانند كه با چنين دروغ شاخداري، علي(رض) را متهم به بزدلي مي‌نمايند؛ حال آنكه چطور ممكن است علي(رض) به عنوان يكي از شجاع‌ترين ياران در برابر چنين ستمي از ناحيه‌ي عمر سكوت كند و هيچ واكنشي نشان ندهد؟!(9)  گفتني است: خيلي از شيعيان آگاه، صحت اين روايت بي‌اساس را رد كرده‌اند.(10)  همچنين پيشتر يادآور شديم كه محسن در زمان رسول‌خدا(ص) به دنيا آمد.
5 ـ ازدواج عمر(رض) با ام‌كلثوم دختر علي بن ابي‌طالب(رض) بيانگر روابط قوي و دوستانه‌ي عمر و اهل بيت(رض) مي‌باشد.
عمر(رض) آنچنان محبتي به اهل بيت داشت كه به هيچكس، آن همه مهر و محبت نداشت. چراكه آنها، نزديكان رسول‌خدا(ص) بودند و آن حضرت(ص) نيز در مورد گرامي داشتن اهل بيت و رعايت حقوق آنان، سفارش كرده بود. از اينرو عمر(رض) از ام‌كلثوم دختر علي و فاطمه‌ رضي الله عنها خواستگاري كرد و هنگام خواستگاري، اظهار محبت كرد و گفت: «به خدا قسم، هيچ مردي بر روي زمين نيست كه به اندازه‌ي من، با او رفتار نيكي داشته باشد». علي(رض) نيز به خواستگاري عمر(رض) از ام‌كلثوم جواب مثبت داد. عمر(رض) شادمان و خوشحال نزد مهاجران رفت و گفت: «به من تبريك بگوييد». و آنگاه سبب ازدواجش با ام‌كلثوم رضي الله عنها را چنين بيان كرد: «از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمود: (روز قيامت تمام روابط سببي و نسبي، از هم گسسته مي‌گردد، جز روابط سببي و نسبي من). لذا دوست داشتم با رسول‌خدا(ص) رابطه‌ي سببي داشته باشم».(11) 
استاد ابومعاذ اسماعيلي كتابي در زمينه‌ي ازدواج عمر بن خطاب با ام‌كلثوم بنت علي بن ابي‌طالب(رض) نگاشته و در آن، منابع و مراجع اهل تشيع و اهل سنت را در مورد اين ازدواج خجسته بررسي كرده است.(12)  بنده نيز در كتاب سيرت عمر فاروق(رض)، پيرامون اين مسأله و سيرت و مواضع ام‌كلثوم رضي الله عنها سخن گفته‌ام.(13) 
6 ـ مدائن در سال 16هجري فتح شد و غنايم اين پيروزي به مدينه ارسال گرديد. عمر(رض) از غنايم مدائن، به حسن(رض) هزار درهم و به حسين(رض) نيز هزار درهم عطا كرد و به فرزندش عبدالله(رض) پانصد درهم داد. اين ماجرا نيز بيانگر ميزان محبت عمر(رض) به حسن و حسين رضي الله عنهما مي‌باشد و نشان مي‌دهد كه عمر(رض) آنها را بر فرزند خود، ترجيح مي‌داده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المرتضي،ص11؛ كنزالعمال (7/105)؛ الإصابة 01/133).
2) المرتضي، ص11؛ الإصابة (1/106).
3) الخراج از ابويوسف رحمه‌الله، ص24؛ المرتضي، ص118.
4) تاريخ دمشق الكبير (6/14).
5) مصنف ابن ابي‌شيبه (14/567)، با سند صحيح.
6) عقائد الثلاثة و السبعين فرقة از ابومحمد يمني (10/140).
7) دلائل الإمامة، ص26.
8) الميزان (1/279)؛ تهذيب التهذيب (2/47).
9) حقبة من التاريخ، ص224.
10) مختصر التحفه الإثني عشرية، ص252.
11) مستدرك حاكم (3/142) با سند حسن، مجمع الزوائد هيثمي (3/173).
12) نگا: زواج عمر بن الخطاب من ام‌كلثوم بنت علي بن ابي‌طالب حقيقة و ليس افتراء.
13) اين كتاب، توسط، دوست گرامي بنده، آقاي عبدالله ريگي احمدي به فارسي ترجمه شده است.(مترجم).حكومت اسلامي در دوران خليفه‌ي دوم، با توفيق خداوند متعال و بر اساس فقه و دانش راهبردي عمر بن خطاب(رض)، توانمند و قوي، ظاهر شد. نبوغ بي‌نظير عمر فاروق(رض) در عرصه‌ي خلافت، تأثير بسزايي در پيشرفت نهادهاي حكومتي و حل و فصل مشكلات فقهي و مديريت بحران و ساير مواردي داشت كه به اثرپذيري حسن(رض) از دانش و توانمندي عمر فاروق(رض) در عرصه‌ي خلافت انجاميد. چراكه پدر حسن يعني علي بن ابي‌طالب(رض) يكي از اعضاي برجسته‌‌ي مجلس شوراي خلافت عمر(رض) و بلكه مشاور اول خليفه بود. عمر(رض) از توانمندي علمي علي(رض) باخبر بود و نسبت به او، نظر نيكي داشت. چنانچه درباره‌‌ي علي(رض) فرموده است: «بهترين قاضي ما، علي است».(1)  علي(رض) در مورد مسايل قضايي، مالي و اداري، در دوران اميرالمؤمنين عمر(رض) نظرياتي ارائه داد كه مورد پذيرش عمر(رض) قرار گرفت. عمر فاروق(رض) درمسايل بزرگ و كوچك با علي(رض) مشورت و رايزني مي‌نمود؛ از جمله: هنگام فتح بيت‌المقدس، هنگام فتح مدائن، هنگام تصميم‌گيري براي جنگ با ايرانيان و لشكركشي به نهاوند، زماني كه براي جنگ با روميان، قصد حركت نمود و نيز در مورد تقويم هجري و ساير مسايل.(2) 
علي(رض) در تمام زندگاني عمر(رض) مشاور خيرخواه او بود و به عمر(رض) محبت مي‌ورزيد و نگران وي بود. عمر(رض) نيز علي(رض) را دوست داشت و بدين سان در ميان آنها، مهر و محبت، اطمينان و رابطه‌ي دو طرفه‌اي برقرار بود؛ با اين حال برخي كوشيده‌اند تا تاريخ را دگرگون جلوه دهند و براي اين منظور برخي از روايات بي اساس را دستاويز قرار داده‌اند تا دوران خلفاي راشدين(رض) را بدين‌ شكل به تصوير بكشند كه هر يك از آنها، در كمين ديگري بوده و يا مسايلي كه در بين آنها جريان داشته، جهت‌دار و مغرضانه بوده است!(3) 
اندكي تأمل درخلافت عمر فاروق(رض) نشان مي‌دهد كه رابطه‌ و همكاري ميان عمر و علي رضي الله عنهما، شفاف و بي‌نظير بوده است. علي(رض)، مشاور اول عمر(رض) در مسايل بود و هر پيشنهادي كه علي(رض) به عمر(رض) نمود، از سوي عمر(رض) پذيرفته و اجرا شد. علي(رض) در تمام شرايط، صادقانه، با عمر(رض) همكاري مي‌كرد و دوست و خيرخواه مخلصي براي او بود.(4)  بدون ترديد رابطه‌ي علي و عمر رضي الله عنهما، پيامدهاي فرهنگي، علمي و تربيتي ارزنده‌اي بر حسن(رض) و ساير جوانان آن دوران نهاد. موارد زيادي وجود دارد كه بيانگر روابط گرم و دوستانه‌ي عمر و علي رضي الله عنهما مي‌باشد؛ از آن جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
1ـ علي(رض) در حالي كه جامه‌اي عدني بر تن داشت، گفت: «اين لباس را برادر، دوست صميمي، رفيق يكدل و يار پاكباز من، اميرالمؤمنين عمر(رض)، به من داده است».(5)  ابوالسفر مي‌گويد: علي بن ابي‌طالب(رض) جامه‌اي داشت كه آن را زياد مي‌پوشيد. به او گفته شد: چرا بيشتر اوقات، اين لباس را مي‌‌پوشي؟ فرمود: «اين لباس را دوست صميمي و رفيق پاكبازم، عمر بن خطاب(رض) به من داده است؛ او، بنده‌ي نيك و مخلصي بود و خداوند نيز او را پاك و مخلص گردانيد». آنگاه علي(رض) گريست.(6) 
حسن(رض) با مشاهده‌ي چنين مواردي، به حقيقت محبت علي و اهل بيت(رض) و نيز محبت عمر(رض) نسبت به آنان پي برد.
2ـ ابن عباس(رض) مي‌گويد: جنازه‌ي عمر(رض) را روي تختش گذاشته بودند. من هم در ميان مردمي بودم كه براي عمر(رض) دعا مي‌كردند. هنوز جنازه‌‌ي عمر را برنداشته بودند كه ناگهان مردي از پشت سر، آرنجش را بر شانه‌ام گذاشت و گفت: «خداوند، عمر را رحمت كند؛ آرزو مي‌كردم كه خدا، تو را در كنار دو دوستت، ق