اده‌گويي</a><a class="text" href="w:text:152.txt">بداهه‌گويي و حاضرجوابي حسن بن علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:153.txt">احترام ابن‌عباس به حسن و حسين(رض)</a><a class="text" href="w:text:154.txt">تعريف و ستايش عبدالله بن زبير از حسن(رض)</a><a class="text" href="w:text:155.txt">آنچه ميان حسن و حسين رضي الله عنهما گذشت…</a><a class="text" href="w:text:156.txt">گرامي‌ترين مردم از ناحيه‌ي پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، دايي، خاله، عمو و عمه</a><a class="text" href="w:text:157.txt">محبت وافر مردم به حسن(رض) و برادرش حسين(رض)</a><a class="text" href="w:text:158.txt">فرازي از سخنان، سخنراني‌ها و اندرزهاي حسن(رض)</a><a class="folder" href="w:html:159.xml">شرحي مختصر بر اين سخن ارزنده‌ي حسن(رض)</a><a class="text" href="w:text:167.txt">برخي از حقوق و آداب همسايه‌داري در اسلام</a></body></html>حسن(رض) صحنه‌ها و نمايه‌هاي شكوهمندي از زندگاني اجتماعي خويش، براي ما به جاي نهاده است. آن بزرگوار، اشتياق وافري به تصحيح مفاهيم و انديشه‌هاي مردم داشت و سعي زيادي براي رفع نيازمندي‌هاي مردم، مبذول مي‌داشت و به عموم مردم، به‌خوبي هم‌نشيني مي‌كرد و آنان را از طريق پند و اندرز و بيان نكات حكيمانه، راهنمايي مي‌نمود. و اينك شرحي مختصر از رويكرد اجتماعي حسن(رض):ام‌فضل رضي الله عنها مي‌گويد: به رسول‌خدا(ص) گفتم: اي رسول‌خدا! من، در خواب ديدم كه يكي از اندام شما در خانه‌ي من است. رسول‌خدا(ص) فرمود: «فاطمه، بچه‌اي به دنيا مي‌آورد كه اگر خدا بخواهد تو نگهداري و شير‌ دادن او را بر عهده خواهي گرفت». ام‌فضل رضي الله عنها مي‌افزايد: روزي آن كودك را نزد رسول‌خدا(ص) بردم و او، روي آن حضرت ادرار كرد؛ من با دستم به او زدم. رسول‌الله(ص) فرمود: «خدا، بر تو رحم كند؛ آرامتر! فرزندم را آزردي». گفتم: لباست را به من بده تا آن را بشويم. فرمود: «نه، فقط بر آن آب بپاش؛ زيرا بايد بر ادرار پسر‌بچه آب پاشيد و ادرار دختربچه را بايد شست».
ام‌فضل، همان لبابه بنت حارث است كه همسر عباس‌ بن عبدالمطلب(رض) بود. وي، لبابه‌ي كبري است كه پيش از هجرت مسلمان شد. ابن‌سعد مي‌گويد: ام‌فضل، نخستين زني است كه پس از خديجه رضي الله عنها ايمان آورد.(1) 
ام‌فضل، از رسول‌خدا(ص) حديث روايت كرده و پسرانش عبدالله و تمّام و همچنين غلام آزاد‌شده‌اش عمير بن حارث و نيز كريب آزادشده‌ي عبدالله بن عباس و عبدالله بن حارث بن نوفل و عده‌اي ديگر، از او روايت نمود‌ه‌اند. ابن‌عباس(رض) مي‌گويد: رسول‌الله(ص) درباره‌ي مؤمن بودن چهار خواهر گواهي داد و فرمود: چهار خواهر، باايمان هستند: ام‌فضل و ميمونه –خواهر پدري و مادري ام‌فضل- و اسماء و سلمي خواهران پدري ام‌فضل كه اين دو از زني خثعمي به نام عميس بودند.(2)  ام‌فضل خاله‌ي خالد بن وليد(رض) بود.(3)  مادر خالد لبابه صغري دختر حارث هلالي بود.(4) 
درباره‌ي مادر ام‌فضل، گفته‌اند كه وي، از گرامي‌ترين خويشاوندان ام‌المؤمنين ميمونه رضي الله عنها بوده‌ است. عباس(رض) با ام‌فضل ازدواج نمود و حمزه(رض)، سلمي خواهر ام‌فضل را به ازدواج خويش در آورد. جعفر بن ابي‌طالب(رض) نيز با خواهر پدري و مادري سلمي يعني اسماء ازدواج نمود. اسماء رضي‌ الله عنها پس از جعفر بن ابي‌طالب(رض) به ازدواج ابوبكر صديق(رض) درآمد و پس از ابوبكر(رض)، علي بن ابي‌طالب(رض) با اسماء ازدواج كرد.(5)  ابن‌عمر(رض) مي‌گويد: ام‌فضل، از زنان گرامي و بر‌جسته‌اي بود كه رسول‌خدا(ص) به ديدنش مي‌رفت.(6)  در صحيح بخاري آمده است كه مردم درباره‌ي روزه داشتن رسول‌الله(ص) در روز عرفه شك داشتند. ام‌فضل، يك ليوان شير براي رسول‌خدا(ص) فرستاد و آن حضرت(ص) آن را نوشيد و بدين سان مردم فهميدند كه پيامبر اكرم(ص) روزه نيست.(7)  ام‌فضل رضي الله عنها به پسرش كه سوره‌ي مرسلات را تلاوت مي‌كرد، گفت: «پسرم! تو با تلاوت اين سوره مرا به ياد اين انداختي كه رسول‌خدا(ص) در نماز مغرب براي آخرين بار اين سوره را تلاوت نمود».(8)  ام‌فضل، در زمان خلافت ابوبكر(رض) و پس از آن در زمان خلافت عمر فاروق(رض) تا پايان خلافت عثمان(رض) زنده بود و شوهرش عباس(رض) پيش از او وفات يافت.(9)  لبابه (ام‌فضل) شش پسر و يك دختر براي عباس(رض) به دنيا آورد: *فضل كه كنيه‌ي اين زن و مرد بر اساس نام همين فرزندشان، ام‌فضل و ابو‌الفضل است. *عبدالله كه فقيه اين امت مي‌باشد. *و عبيدالله كه او نيز فقيه بود. *معبد. *قثم. * عبدالرحمن *و ام‌حبيبه.
عبدالله بن يزيد هلالي درباره‌ي ام‌فضل رضي الله عنها چنين سروده است:
ما ولــدت نجيبـة من فحـل	بجبــل نـعلـمـه و ســهـل
كستــة من بطـن ام ‌الفضـل	أكــرم بها من كهلة و كهل
عم النبي المصطفي ذي‌الفضل	وخاتم الرسل و خير الرسل(10) 
يعني: «ما در هيچ كوهسار و بياباني سراغ نداريم كه هيچ زن نيك‌نژادي از شوهرش همچون ام‌فضل شش شكم زاييده باشد. ام‌فضل، چه زن خوبي است و همچنين شوهرش ابوالفضل، واقعاً مردي گرامي است؛ هم او عموي آخرين و بهترين و برگزيده‌ترين پيامبر خداست».
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن‌سعد (8/277)
2) موسوعة عظماء حول الرسول، خالد العك (3/2162).
3) سيرة آل بيت النبي الأطهار، مجدي فتحي، ص31.
4) الاستيعاب، ذيل شرح حال شماره‌ي 610.
5) الإصابة في تمييز الصحابة (8/450).
6) الاستيعاب في معرفة الأصحاب (4/1908).
7) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي 1661.
8) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي 767.
9) الإصابة في تمييز الصحابة (8/451).
10) الاستيعاب في معرفة الأصحاب (4/1908).در روايت عمرو بن اصم آمده است: به حسن(رض) گفتم: «شيعيان چنين مي‌پندارند كه علي(رض) قبل از برپایی قيامت، برانگيخته خواهد شد». فرمود: «به خدا سوگند دروغ مي‌گويند؛ اينها، شيعه نيستند. اگر ما مي‌دانستيم كه علي(رض)، پيش از رستاخيز، برانگيخته مي‌گردد، اموالش را تقسيم نمي‌كرديم و نمي‌گذاشتيم كه زنانش، ازدواج كنند».(1) 
نخستين كسي كه عقيده‌ي رجعت را بنا نهاد، ابن‌سبأ بود؛ البته او بر اين باور بود كه امام، كشته نشده، بلكه در غيبت به‌سر مي‌برد و باز خواهد گشت. عقيده‌ي رجعت، از ديدگاه پيروان ابن‌سبأ، منحصر به امام بود، اما اين پندار، از ديدگاه دوازده‌امامي‌ها، عموميت يافت و غير از امام، بسياري از مردم را نيز در بر گرفت. آلوسي از تحول مفهوم رجعت نزد روافض از انحصار آن به امام تا فراگيرشدن و عموميت يافتن آن براي غير امام در قرن سوم هجري، مطالب ارزنده‌اي بيان نموده است.(2) 
مفهوم عمومي رجعت از ديدگاه دوازده‌امامي‌ها، سه دسته از انسان‌ها را در بر مي‌گيرد:
1ـ دوازده امام؛ بر اساس اين پندار، مهدي، از مخفي‌گاهش بيرون مي‌آيد و پس از غيبتي طولاني ظهور مي‌كند. آن‌گاه ساير امامان، زنده مي‌شوند و به اين دنيا باز مي‌گردند.
2ـ كارداران و خلفاي مسلمانان كه به گمان باطل روافض، خلافت را از صاحبان اصلي آن، يعني دوازده امام غصب كرده‌اند. بر اساس اين عقيده، خلفاي مسلمانان به‌ويژه ابوبكر و عمر و عثمان(رض) از قبرهايشان بيرون مي‌آيند و به دنيا باز مي‌گرد