ويدان آن است.(12) 
براي جلوگيري از دچار شدن به بيماري حرص و جاه‌طلبي، بايد، زهد و بي‌رغبتي به دنيا را در پيش گرفت. براي اين منظور مي‌توان از راهكارهاي ذيل بهره جست:
■ مد نظر قرار دادن فرجام بد جاه‌طلبي و پيامدهاي ناگوار آن در آخرت.
■ مد نظر قرار دادن فرجام متكبران، ستمگران و كساني كه رداي كبريايي الله(جل جلاله) را به تن مي‌كنند.
■ مد نظر قرار دادن پاداش كساني كه در دنيا به‌خاطر خداي متعال، تواضع و فروتني در پيش ‌مي‌گيرند و بدين‌سان از مقامي والا و ارجمند در آخرت بهره‌مند مي‌شوند؛ چراكه هر كس، به‌خاطر خدا، تواضع و فروتني نمايد، خداي متعال، او را والا و ارجمند مي‌گرداند.
■ شرافتي كه تقواپيشگان و اهل عبادت و بندگي الله، به دست مي‌آورند، از قدرت و توان آنان نيست؛ بلكه فضل و رحمتي است كه خداي متعال، به آنان ارزاني مي‌دارد و آنان را از مال و منال دنيا بي‌نياز مي‌گرداند و بدين‌سان در همين دنيا، حلاوت و شيريني عبادت را مي‌چشند و اين، همان حيات طيبه و زندگاني پاك و خجسته‌اي است كه به مؤمنان راستين اعم از زن و مرد وعده داده شده و شاهان و فرمانروايان دنيا و جاه‌طلبان، از آن بي‌بهره‌اند. چنانكه ابراهيم بن ادهم رحمه‌الله گفته است: «اگر شاهان و شاه‌زادگان، از حالت خوبي كه ما، در آن به‌سر مي‌بريم، باخبر بودند، بر سر به دست آوردن آن، با شمشيرهايشان به ستيز با ما برمي‌خاستند». كسي كه از چنين حالتي برخوردار گردد، ديگر به جاه و مقام فناپذير دنيا روي نمي‌آورد و خواهان رياستِ گذراي دنيا نمي‌گردد.(13)  خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَيْرٌ) (اعراف:26)
«و لباس تقوا و ترس از خدا، بهترين لباس است».
همچنين مي‌فرمايد:
(مَن کَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا) (فاطر:10)
«هر كس، عزت و قدرت مي‌خواهد، (بداند كه) تمام عزت و قدرت، از آنِ خداست».
بدين ترتيب حسن بن علي(رض)، ما را از حرص و آزِ ناپسند برحذر مي‌دارد، آنجا كه مي‌فرمايد: «حرص، دشمن نفس است و باعث اخراج آدم(ع) از بهشت شد».(14) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإحسان في تقريب صحيح ابن‌حبان، شماره‌ي3218). اين حديث، حسن صحيح است.
2) روايت طبراني در الأسوط (1/470)، شماره‌ي855.
3) ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص23.
4) ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص26.
5) ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص26
6) مرجع پيشين، ص27.
7) مرجع پيشين، ص27.
8) سنن ابي‌داود (2/324)، شماره‌ي1698، آلباني رحمه‌الله، اين حديث را صحيح دانسته است.
9) ما ذئبان جائعان، ص31.
10) ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص33
11) بخاري، شماره‌ي6622)
12) ما ذئبان جائعان، صص34،35
13) ما ذئبان جائعان، صص75،76.
14) نگا: علموا أولادكم حب آل بيت النبي(ص) ، ص131.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:163.txt">صفحه اول</a><a class="text" href="w:text:164.txt">صفحه دوم</a><a class="text" href="w:text:165.txt">صفحه سوم</a><a class="text" href="w:text:166.txt">صفحه چهارم</a></body></html>حسادت، متضاد آرزوي خير و نيكي كردن، براي ديگران است. به عبارت ديگر، حسادت، به معناي آرزوي زوال نعمت از كسي است كه انسان حسود، به او رشك مي‌برد. حسادت، نوعي بيماري مهلك دروني است و آن‌قدر زشت و ناپسند مي‌باشد كه خداي متعال، به پيامبرش دستور داده از شر حسود، به خدا پناه ببرد، همچنان‌كه امر نموده از شر شيطان، به خداوند، پناه ببرد:
(وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ) (فلق:5)
«و از شر حسود، بدان‌گاه كه حسادت مي‌ورزد».
رسول اكرم(ص) فرموده است: (لا تَبَاغَضُوا، وَلا تَحَاسَدُوا، وَلا تَدَابَرُوا، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا)(1)  يعني: «نسبت به يكديگر بغض و دشمني نداشته باشيد، به يكديگر حسادت نورزيد و به همديگر پشت نكنيد؛ بلكه برادروار خدا را عبادت نماييد».
انس(رض) مي‌گويد: روزي نزد رسول‌خدا(ص) نشسته بوديم كه آن حضرت(ص) فرمود: «اينك شخصي، از اين درب، به سوي شما مي‌آيد كه جزو بهشتيان است». گويد: در اين اثنا شخصي از انصار(رض)، در حالي كه آب وضو، از ريشش مي‌چكيد و كفش‌هايش را با دست چپش گرفته بود، وارد شد و سلام كرد. روز بعد نيز رسول‌خدا(ص) همين سخن را تكرار نمود و پس از چند لحظه، همان شخص، از در وارد شد و روز سوم نيز رسول‌ اكرم(ص) آن سخن را تكرار فرمود و باز هم پس از لحظاتي، آن شخص، نمايان شد. پس از آنكه رسول‌خدا(ص) برخاست، عبدالله بن عمرو بن عاص(رض)، پشت سر آن انصاري رفت و به او گفت: «كشمكش و دعوايي ميان من و پدرم رخ داده و من، سوگند ياد كرده‌ام كه سه روز، به خانه نروم. اگر ممكن است سه روز مرا جاي بده تا اين مدت سپري شود». گفت: باشد. بدين ترتيب عبدالله(رض) سه شب را در خانه‌ي آن انصاري گذراند و در اين سه شب نديد كه آن انصاري، نماز شب بخواند؛ وي، فقط هنگامي كه در رختخوابش، از پهلويي به پهلوي ديگر مي‌گشت، خدا را ياد مي‌كرد و بس، و تا نماز صبح، همچنان خواب بود. گويد: غير از آنكه من، جز خير و نيكي، از او نشنيدم. پس از سه روز كه چيزي نمانده بود، من، اعمالش را ناچيز و اندك بشمارم، به او گفتم: «اي بنده‌ي خدا! هيچ كشمكشي ميان من و پدرم، روي نداده است؛ ولي من، از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه چنين و چنان فرمود. از اين‌رو دوست داشتم بدانم تو، چه عملي انجام مي‌دهي؟ اما نديدم كه چندان عملي داشته باشي! پس چه چيز، تو را به اين جايگاه رسانيده است؟ گفت: «اعمال من، همان‌گونه است كه تو ديدي و بس». زماني كه داشتم باز مي‌گشتم، مرا صدا نمود و گفت: «اعمال من، همان اندازه است كه تو ديدي، اما من، در دل نسبت به هيچ‌يك از مسلمانان، كينه ندارم و به هيچ‌يك از آنان، به‌خاطر خيري كه خداوند، به او ارزاني نموده، حسادت نمي‌ورزم». عبدالله(رض) گفت: اين، همان چيزي است كه تو را به اين جايگاه رسانده و همان چيزي است كه در توان ما نمي‌باشد».(2) 
حسد، خاستگاه‌هاي بسياري دارد؛ از جمله: دشمني و كينه، خودپسندي و رياست‌طلبي، بدطيتني و بخل و ساير بيماري‌هاي دروني و نفساني؛ از اين‌رو حسد، بيماري‌ها و آسيب‌هاي رفتاري زيادي به دنبال دارد و بيش از هر چيز ديگري به دين و ايمان شخص و محبت و دوستي مؤمنان با يكديگر آسيب مي‌رساند و فساد و تباهي فراواني در پي دارد. حسادت، در ميان كساني كه زمينه‌هاي مذكور در بين آنان، به‌كثرت وجود دارد، افزايش مي‌يابد و معمولاً اين بيماري اخلاقي، در ميان همكاران، دوستان، برادران، پسرعموها، بازرگانان و رقيبان تجاري، علما و كساني كه به نحوي با هم رابطه‌ي كاري يا پيوند ديگري دارند، بيش از ساير افراد، به چشم مي‌خورد. زيرا يكي بودن اهداف در چارچوب‌ كارهاي مشترك، خود، خاستگاه و زمينه‌ي حسادت نسبت به يكديگر است و بدين‌سان نفرت و كينه از همديگر را به دنبال دارد. به عبارت ديگر حسادت، ريشه در اهداف مشترك دو يا چند نفر دارد كه احساس مي‌كنند وجود هر يك از آنها، مزاحمتي براي ديگري است و خاستگاه آن، چيزي جز محبت دنيا نيست. ب