ا، ارزش دارد، عبادتي است كه در دنيا انجام مي‌شود. رسول اكرم(ص) فرموده است: (لو كانت الدنيا تعدل عندالله جناح بعوضة ما سقی کافراً شربة ماء)(19)  يعني: «اگر دنيا نزد خدا به اندازه‌ي بال پشه‌اي ارزش مي‌داشت، به هيچ كافري جرعه‌اي آب نمي‌داد». و نيز فرموده است: (الدنيا ملعونة، ملعون ما فيها إلا ذكر الله و ما والاه و عالما أو متعلما)(20)  يعني: «دنيا و آنچه كه در دنياست، ملعون است جز ذكر خدا و ساير اعمال نيكي كه خدا دوست دارد (يا آنچه به ذكر خدا مي‌ماند) و عالم و كسي كه علم مي‌آموزد».
3ـ عمر دنيا، رو به پايان است؛ سهل بن سعد (رض) مي‌گويد: ديدم كه رسول خدا(ص) با اشاره‌ي دو انگشت سبابه و میانی فرمود: «بعثت من و قيامت، مانند اين دو انگشت، به يكديگر، نزديك است».(21) 
4ـ آخرت، سراي هميشگی و ماندگاري است؛ چنانچه قرآن كريم، به‌نقل از مؤمن آل فرعون، مي‌فرمايد:
(يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ(39) مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ(40)) (غافر:39،40)
«اي قوم من!‌اين زندگي دنيوي، كالاي ناچيزي است، و آخرت، سراي ماندگاري و استقرار مي‌باشد. هر كس، عمل بدي انجام دهد، (در آخرت) جز همسان آن كيفر داده نمي‌شود؛ ولي هر كس، كار خوبي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن ـ به شرط اينكه مؤمن باشد ـ چنين كساني به بهشت مي‌روند و در آنجا بدون حساب و كتاب، بديشان نعمت و روزي، داده مي‌شود».
آري! هر مسلماني كه به اين حقايق پي ببرد، دنيا در چشمش، كوچك و ناچيز مي‌گردد.
◘ حسن(رض) : «از تن‌پروري و شكم‌پرستي، بدور بود؛ چنانچه آرزوي خوردن چيزي را نمي‌كرد كه يافت نمي‌شد و از آنچه كه يافت مي‌شد، زياد نمي‌خورد».
در اين سخن حسن(رض) رهنمود و فراخوان ارزشمندي وجود دارد؛ و آن، اينكه بايد از پرخوري دوري كرد. چراكه پرخوري، به اندام و جوارح، براي انجام معصيت، توان و حركت مي‌بخشد و در مقابل، اندام و اعضاي بدن را از پرداختن به عبادت‌ها، كسل و ناتوان مي‌گرداند؛ براي بدي پرخوري، همين دو مورد كافي است. چه بسيار معاصي و گناهاني كه انگيزه و سبب آن، پرخوري و شكم‌سيري مي‌باشد و نيز چه بسيار طاعات و عباداتي كه نتيجه‌ي كم‌خوري است! از اين‌رو هر كس، خودش را از بدي شكمش حفاظت نمايد، از بدي بزرگي مصون مانده است. زماني كه شكم انسان سير مي‌گردد، شيطان بيش از هر زمان ديگري مهار وي را در دست مي‌گيرد. لذا خداي متعال، ما را از پيروي دسيسه‌ها و وسوسه‌هاي شيطان كه به سركشي شهوت شكم و عدم بسنده كردن به روزي حلال مي‌انجامد، برحذر داشته و فرموده است:
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ) (بقره:168)
«اي مردم! از آنچه در زمين مي‌باشد و حلال و پاكيزه است، بخوريد و پا به پاي شيطان راه نيفتيد (و دنبال شيطان، روان نشويد). بي‌گمان او، دشمن آشكار شماست».
همچنين خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ) (اعراف:31)
«و بخوريد و بياشاميد؛ ولي اسراف و زياده روي نكنيد كه خداوند، اسراف‌كاران را دوست ندارد».
يكي از نشانه‌هاي بارز چيره شدن شهوت شکم بر شخص، اين است كه بيش از نياز، مي‌خورد و مي‌آشامد و در خوردن و آشاميدن، زياده‌روي مي‌كند. رسول اكرم(ص) به زيان‌هاي پرخوري و آسيب‌هاي ناشي از آن بر جسم و روان، اشاره نموده و فرموده است: (ما ملأ آدمي وعاء شرًا من بطن. بحسب ابن آدم أكلات يقمن صلبه، فإن كان لا محالة فثلث لطعامه و ثلث لشرابه و ثلث لنفسه)(22)  يعني: «آدمي، هيچ ظرفي بدتر از شكم را پُر نمي‌كند؛ براي آدمي چند لقمه كافي است كه پشتش را راست بدارد ( و بدين‌سان سد رمق نمايد و توان اطاعت و بندگي بيابد). اما اگر چاره‌اي جز اين نداشت (يعني همچنان به خوردن علاقمند بود و دوست داشت بيشتر بخورد)، پس (بايد خوردنش بدين نحو باشد كه) يك‌سوم را به غذا، يك‌سوم را به آشاميدني و يك‌سوم را به تنفسش اختصاص دهد».
در اين حديثِ رسول اكرم(ص) ، رهنمود ارزشمندي در زمينه‌ي كم‌خوردن و يا حداقل رعايت اعتدال در خوردن و آشاميدن وجود دارد كه زيبنده است بدان عمل نماييم. چنانچه از اين حديث برمي‌آيد، بايد از پرخوري پرهيز نمود؛ چراكه زياده‌روي در خورد و نوش، زيان‌هاي زيادي به دنبال دارد. منظور از اين زيان‌ها، فقط ناراحتي‌ها و بيماري‌هاي مِعدَوي نيست؛ بلكه پرخوري، زمينه‌ي بروز مشكلات رواني هم مي‌باشد. زيرا زماني كه انسان، علاقه‌ي وافراي به غذاها و خوراكي‌ها پيدا مي‌كند و اين، برايش عادت مي‌گردد، خوردن غذاها و خوراكي‌ها، برايش از جنبه‌ي غذايي و تقويت بدن درآمده، و يك هدف  تبديل مي‌گردد. از اين‌رو چنين شخصي براي رسيدن به اين هدف، از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كند و اين هدف، تمام فكر و انديشه‌اش را به خود مشغول مي‌دارد و تمام هم و غمش، خوردن و سير كردن شكمش مي‌گردد؛ اما آيا اين امر، روح و روانش را هم اشباع مي‌كند؟ بطور قطع، خير؛ زيرا شهوت شكم و ميل افزون به خوردن و آشاميدن، نزد اين شخص، معيار و سنجه‌ي سعادت و خوشبختي گرديده است.(23) 
پراشتهايي و طغيان شهوت شكم، تنها به معناي پرخوري نيست؛ چراكه پرخوري يكي از عوارض غلبه‌ي شهوت شكم مي‌باشد. بلكه حقيقت اين بيماري، پراشتهايي و غافل شدن از روح و روان است و سبب مي‌گردد كه چنين بيماري، به غذا به عنوان يك وسيله براي سيرشدن و كسب توانايي جهت عبادت، نگاه نكند، بلكه به غذا، به عنوان يك هدف بنگرد! و بدين‌سان همچون چارپاياني گردد كه تمام زندگي و همه‌ي حركت و تكاپويشان، در نيازهاي جسماني خلاصه مي‌شود. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَالَّذِينَ کَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ) (محمد:12)
«و كافران، (چند روزي از نعمت‌هاي زودگذر جهان) لذت و بهره مي‌برند و همچون چارپايان، (از سرانجام خويش غافلند و همانند آنان فقط به فكر خورد و نوش‌اند و يك‌سره) مي‌خورند و (چون بميرند) آتش دوزخ، جايگاه ايشان است».
بخاري و مسلم رحمهما‌ الله از ابن‌عمر(رض) روايت كرده‌اند كه رسول اكرم(ص) فرموده است: (الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ فِي مِعًى وَاحِدٍ، وَالْكَافِرُ يَأْكُلُ فِي سَبْعَةِ أَمْعَاءٍ)(24)  یعنی: «مؤمن در يك معده، غذا مي خورد وكافر در هفت معده».
مفهوم حديث، از اين قرار است: يكي از ويژگي‌هاي مؤمن، اين است كه به‌خاطر مشغول بودن به عبادت، كم مي‌خورد، اما كافر، عكس اين وضيت را دارد؛ چراكه كافر، پيرو هوا و هوس خويش است و همواره درصدد پاسخگويي به شهوت خود مي‌باشد و از اين‌رو 