ي صلح و سازش دو گروه بزرگ از مسلمانان بگرداند».
اين فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) در واقع فراخوان و رهنمودي بود كه حسن بن علي(رض) را براي ايجاد صلح، آماده نمود و او را بر آن داشت در جهت تحقق آن، برنامه‌ريزي کند و در این راستا، موانع و تنگناهاي فراواني را پشت سر نهد.
اين فرموده‌ي رسول‌ گرامي اسلام(ص) بر تمامي ديدگاه‌ها و كردار حسن بن علي(رض) و حتي بر روش زندگي وي تأثير گذاشت؛ به‌گونه‌اي كه بر تمامي احساسات و برنامه های زندگاني وی چيره گرديد و با گوشت و خونش عجين گشت. حسن بن علي(رض) برنامه‌ي اصلاحي خود را بر اساس این رهنمود جد بزرگوارش، بنا نهاد و با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف آن، مطمئن بود كه به نتيجه‌ي مطلوب خواهد رسید. بنابراين مي‌توان گفت: اين فرموده‌ي رسول‌ گرامي اسلام(ص)، انگيزه‌ي اساسي و دليل اصلي روي‌آوردن حسن بن علي(رض) به صلح بود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:27.txt">1ـ طالب بن ابي طالب.</a><a class="text" href="w:text:28.txt">2ـ عقيل بن ابي‌طالب.</a><a class="text" href="w:text:29.txt">3ـ جعفر بن ابي‌طالب.</a><a class="text" href="w:text:30.txt">4ـ ام‌هاني بنت ابي‌طالب.</a><a class="text" href="w:text:31.txt">5 ـ جمانه بنت ابي‌طالب.</a></body></html>باری حسن بن علي(رض) فرمود: «از اين ترسيدم كه روز قيامت هفتاد يا هشتادهزار نفر يا كم‌تر و يا بيشتر، در حالي (در محضر الهي) حاضر شوند كه از رگ‌هايشان خون، جاري است و هر يك از آنان، از خداوند خواستار رسيدگي به اين باشد كه خونش، براي چه، ريخته شده است؟»(1) 
همچنین فرموده است: «هان (اي مردم!) همانا آن‌چه خداوند مقدر كند، همان روی مي‌دهد و هيچ‌كس نمي‌تواند مانع آن گردد، هرچند برای مردم ناخوشايند باشد. اي مردم! من دوست ندارم به خاطر من، حتي یک قطره‌ خون از امت رسول‌خدا(ص) بر زمين ريخته شود. من تصميم خود را گرفته‌ام و نفع و زیان خویش را مي‌دانم. بنابراين شما هر قصدي که داريد، انجام دهید».(2) 
در خطبه‌اي كه حسن بن علي(رض) طي آن بطور رسمی از خلافت كناره‌گيري نمود و زمام امور مسلمانان را به معاويه(رض) واگذار نمود، فرمود: «...اگر خلافت، حقم بود، پس من، از اين حق خویش به خاطر مصالح اين امت گذشتم تا خون مسلمانان، پايمال نگردد».(3) 
بنگريم كه حسن بن علي(رض) چگونه از ترس خداوند متعال، به صلح روي ‌آورد؛ خداوند(عزوجل) مي‌فرمايد:
(إِنَّهُمْ کَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ) (انبياء:90)
«آنان در انجام كارهاي نيك بر يكديگر سرعت مي‌گرفتند، و در حالي‌كه چيزي مي‌خواستند يا از چيزي مي‌ترسيدند، ما را به فرياد مي‌خواندند، (و در وقت نيازمندي و بي‌نيازي، و بيماري و سلامت، و خوشي و ناخوشي، رو به آستانه‌‌ي ما مي‌كردند و ميان خوف و رجا مي‌زيستند) و همواره خاشع و خاضع ما ‌بودند».
همچنین مي‌فرمايد:
(وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ) (رعد:21)
«و كساني كه برقرار مي‌دارند پيوند‌هايي را كه خدا به حفظ آن‌ها دستور داده است. (از قبيل: رابطه‌ي انسان با آفريننده‌ي جهان، و نیز ارتباط با هم‌نوعانش بويژه خويشان و نزديكان.) و از پروردگارشان مي‌ترسند و از محاسبه‌ي بدي (كه در قيامت به سبب گناهان داشته باشند) هراسناك مي‌باشند».
تقوا و خوف الهي، امري است پسنديده كه موجب مي‌شود انسان به اميال شهواني پشت‌پا بزند، به‌ دنيا دل نبندد، از آن كناره‌گيري نمايد و در جستجوي علم و دانش برآيد.(4) 
حسن بن علي(رض) تصمیم گرفت جهت تقرب و نزدیکی به خداوند(عزوجل) جلوی کارزار و خونريزي مسلمانان را بگیرد؛ زيرا وي، از اينكه در مورد خون مسلمانان در روز قيامت مؤاخذه شود، بسيار مي‌ترسيد. هر‌چند اين امر، به معنای کناره‌گیری از خلافت و زمامداری امور مسلمانان بود. به هر حال مجموعه‌ي عواملی که ذکر شد، حسن بن على(رض) را به پذیرش صلح واداشت.
حسن بن علي(رض) به خوبي مي‌دانست كه جنگ و درگیری مسلمانان با یکدیگر، امري بس خطرناك است و پیامدهای ناگواری را به دنبال دارد و كيان و هستی جامعه را تهديد مي‌كند. به همين خاطر است که قتل و کشتار بناحق، حرام شده و وعيد و تهدید سختي براي آن، بیان گرديده است. در بسياري از نصوص قرآن و سنت، به عذاب و سزايي كه براي قتل در نظر گرفته شده، اشاره شده است. نخستین چیزی که در روز قيامت، مورد قضاوت و حسابرسی قرار مي‌گیرد، قتل است و اين، نشان از اهميت اين امر دارد. چراكه قتل، بارزترین نمونه‌ي تعدي و تجاوز به حقوق و حرمت انسانيت است. امام بخاري رحمه الله به نقل از عبدالله بن مسعود(رض) روايت مي‌كند كه رسول‌خدا(ص) فرموده است: (أول ما يقضي بين الناس في الدماء).(5)  یعنی: «نخستين چيزي كه ميان مردم در مورد آن داوري مي‌شود، درباره‌ي خون‌ها (قتل‌ها) است».
قتل و خونريزي، در روز قيامت گناه بسيار بزرگی محسوب مي‌شود و شريعت، صيانت و حفاظت از جان مسلمانان در دنيا را از مقاصد و مهمترین احکام خويش قرار داده است. به همين خاطر حسن بن علي(رض) شيفته‌ي صلح و صيانت از جان مسلمانان بود.شريعت مقدس اسلام كه حسن بن علي(رض) به خوبي آن را درك كرده و به مفاهيم آن پي برده بود، براي جان انسان‌ها اهميت ويژه‌اي قائل شده و احكامي را تشريع نموده كه در جهت مصالح انسان‌هاست و مفاسد و زيان‌ها را از آنان دور می‌سازد و اين‌، تنها به منظور حفظ و صيانت جان انسان‌ها و ريشه‌كن كردن کینه و دشمني ميان آنها صورت گرفته است؛ چراكه بدون ترديد تعرض به جان‌ افراد، موجب هلاكت آنان و در ‌نتيجه كشه‌شدن مسلماناني می‌گردد كه سراپا خداوند(عزوجل) را بندگي مي‌كنند و چون مسلمانان از بين بروند، دين اسلام با زيان و مصیبت بزرگی روبرو خواهد شد. ناگفته نماند انسان‌هايي كه شريعت مقدس براي جان آن‌ها اهميت قائل شده، مسلمانان و همچنين افرادي هستند كه جزيه مي‌دهند يا به نحوي از امان حکومت اسلامی برخوردار شده‌اند.(6) 
با توجه به آنچه بیان شد، زمانی که عده‌اي بر صلح حسن بن علي(رض) اعتراض نمودند و از آن به عنوان ننگ و عاري براي مسلمانان ياد كردند، حسن بن علي(رض) خطاب به آنان فرمود: «من، اين ننگ و عار را بر آتش جهنم ترجيح مي‌‌دهم».(7)  ابن سعد نیز روایتی به همین مضمون نقل کرده است.(8)  چنانچه پیداست حسن بن علي(رض) همواره مسأله‌ی صلح و سازش را با پيروان خويش در میان مي‌نهاده و برای آنان، انگيزه‌هاي خویش را از بستن پیمان صلح، متذكر مي‌شده تا سطح فكري آنان را ارتقا دهد. بدين ترتيب حسن بن علي(رض) از زمره‌ي رهبران و حاکمانی نبود که زمام کارش را به توده‌ی مردم بسپارد و تمام هم و غمش، خواسته‌ها و سخنانِ مورديِ مردم باشد؛ بلكه وي تلاش مي‌نمود همان اموري را كه خود، به حقيقت آن‌ها پي برده بود، بكار بندد و در مسیر مورد نظرش، از فشار توده‌ي مردم متأثر نمي‌گرديد. از اینرو هرگاه حسن بن علي(رض) اطمینان خاطر پیدا مي‌