 واجب مي‌شد. و اگر بر شما واجب مي‌گرديد، بدان قيام نمي‌كرديد! بنا بر اين مرا با آنچه كه ميانتان نهادم و اگذاريد، كساني كه پيش از شما بودند در اثر پرس و جو و اختلاف بسيار با پيامبران خود به هلاكت رسيدند پس هر دستوري كه به شما دادم تا آنجا كه توانايي داريد آنرا اجرا كنيد و از هر چه شما را باز داشتم، بپرهيزيد.
همچنين در مسند زيد از علي عليه السلام آمده‌است كه: مردي از پيامبر خدا (ص) پرسيد: اي رسول خدا آيا عمره نيز مانند حج، واجب است؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: نه ولي اگر آنرا به جاي آوري براي تو بهتر است.
نويسنده گويد: اگر گفته شود كه خدا تعالي مي‌فرمايد: ﴿وَأَتِمُّواْ الحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لله ..﴾ در اينجا خداوند به انجام عمره «امر» نموده و امر خداوند عز وجل دلالت بر وجوب دارد. پاسخ آنست كه: خداوند در اين آية شريفه، امر به اتمام حج و عمره داده‌است نه آغاز كردن آندو، مانند آنكه مي‌فرمايد: ﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ..﴾ (الإنسان: 7) و ما مي‌دانيم كه وفاي به نذر واجب‌است ولي اصل نذر كردن واجب نيست (البته وجوب حج از آية ديگري استفاده مي‌شود).
اين مسئله (استحباب عمره) را آنچه ترمذي در كتاب سنن از جابر عبد الله انصاري آورده تقويت مي‌كند كه از پيامبر خدا (ص) پرسيده شد: آيا عمره نيز مانند حج واجب است؟ فرمود نه! و اگر عمره به جاي آوريد بهتر است.
طبري نيز در تفسيرش از ابو صالح حنفي روايت نموده كه پيامبر خدا  فرمود: «حج (بمنزلة) جهاد‌است و عمره، نكويي بدلخواه كردن است».
خداوند تبارك و تعالي فرمود: ﴿الحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ ...﴾ (البقرة.: 197).
در كتاب «الاعتصام بحبل الله» از علي عليه السلام گزارش شده كه فرمود: «ماههاي حج، شوال و ذو القعده و ده روز اول از ذو الحجه است».
خداوند عز و جل فرموده: ﴿وَأَذَانٌ مِّنَ الله وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الحَجِّ الأَكْبَرِ.. الآية﴾ (التوبة: 3).
روايات فراواني از امير مؤمنان علي عليه السلام رسيده كه مقصود از «حجِّ اكبر» همان روز قرباني‌است چنانكه ابن جرير طبري از رسول خدا (ص) نيز آورده كه به يارانش فرمود: آيا مي‌دانيد امروز، چه روزي است؟ گفتند: روز قرباني فرمود: درست گفتيد، روز حجّ اكبر است.

الهوامش
(88) به تفسير طبري (جامع البيان) ج3، ص8 نگاه كنيد. 
(89) مقصود، حارث بن عبد الله اعور همداني از امير مؤمنان علي عليه السلام است. 
(90) همانا صفا و مروه از شعائر خدا‌است پس هر كس كه حج خانه گزارد يا عمره به جاي آورد، گناهي بر او نيست كه بر آندو طواف كند (بقره:158).خداوند بزرگ در كتابش مي‌فرمايد: ﴿انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ الله ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾ (التوبة: 41).
يعني: «سبك بار و سنگين بار (براي پيكار) حركت كنيد و با مالها و جانهايتان در راه خدا به جهاد پردازيد كه اينكار براي شما –اگر بدانيد – بهتر است».
كليني در فروع كافي به اسناد خود از أصْبَغ من نُباتَه(91) گزارش نموده‌است كه گفت: امير مؤمنان علي عليه السلام فرمود:
«خداوند  بر مردان و زنان جهاد را مقرر داشت، جهاد مرد بذل مال و جان (تا پاي كشته شدن) در راه خدا‌است و جهاد زن نيكو شوهرداري‌است».
و از مالك بن أعيَن روايت نموده كه گفت:
«امير مؤمنان – صلوات الله عليه- مردم را در جنگ صفّين به نبرد تشويق نمود و (با اشاره به آيات سورة صف) فرمود: خداي بزرگ شما را به تجارتي رهنمون شده كه از عذاب دردناك رهايي‌تان مي‌بخشد و شما را به خير و نيكي نزديك مي‌سازد (اين تجارت سودمند) ايمان به خدا و جهاد در راه اوست كه پاداش آنرا آمرزش گناه و سراهاي پاكيزه در بهشت جاودان قرار داده است. خداي عز و جل مي‌فرمايد:  
﴿إِنَّ الله يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ﴾ (صف: 4).
يعني: «خداوند كساني را دوست مي‌دارد كه راه او صف زده (و يكپارچه) مي‌جنگند، گويي ايشان بنايي هستند كه از فلز ريخته شده است...»(92).
و در گزارش كليني از عقيل خزاعي آمده كه گفت:
چون هنگام پيكار فرا مي‌رسيد امير مؤمنان علي عليه السلام مسلمانان را به سخناني چند سفارش مي‌نمود (از جمله مي‌فرمود): «جهاد برترين اعمال پس از اسلام شمرده مي‌شود (زيرا) ماية پايداري دين‌است و پاداشي بزرگ در پي دارد كه با عزت و سربلندي قرين است. يورشي‌است كه نيكي هاي (فراوان) را در بر دارد. خداوند عز و جل مي‌فرمايد:  
﴿وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ الله أمْواتاً.. الآيَةَ﴾ (آل عمران: 169).
يعني: «البته گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شده اند، مردگانند بلكه آنان زنده اند(93) و در پيشگاه خداوندشان روزي داده مي‌شوند».
سپس ترس و هراس از جهاد با كسي كه در خورِ آن‌است و با آنانكه پشتيبان گمراهي‌اند، ماية ضلالت در دين و از دست دادن دنيا با خواري و حقارت مي‌شود و بدليل فرار از جمع دشمن بهنگام فرا رسيدن پيكار، موجب ورود در آتش (دوزخ) خواهد شد. خداي عز و جل مي‌فرمايد:  
﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ﴾ (انفال: 15).
يعني: «اي كساني كه ايمان آورده ايد چون با انبوه كافران روبرو شديد به آنان پشت نكنيد...».
بنا بر اين، فرمان خدا را در اين جايگاهها حفظ كنيد كه پايداري در آنها بزرگمردي بشمار مي‌آيد و ماية تجات در دنيا و آخرت او ترس شديد و بيم الهي مي‌شود...».
نويسنده گويد: خداوند سبحان در كتابش مي‌فرمايد:  
﴿وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ الله الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ الله لاَ يُحِبُّ المُعْتَدِينَ﴾ (البقرة: 190).
يعني: «در راه خدا با كساني كه با شما مي‌جنگند پيكار كنيد و تجاوز نكنيد كه خداوند تجاوزگران را دوست نمي‌دارد».
و پيامبر - (ص) - تجاوز در جنگ را براي يارانش توضيح داده و فرموده است:
 «... نوزادان و كودكان و زنان و پيرمردان را نكشيد، و چشمه اي را خشك نكنيد، و درختي را نبريد مگر درختي كه بشما زيان مي‌رساند (و مانع پيشروي شما مي‌شود) و انسان و حيوان را مثله نكنيد، و مكر و خيانت بكار نبريد و چون مردي از شما - بزرگترين يا كمترينتان - مردي ديگر از مشركان را به اشارت فراخواند و او پيش آمد، وي را امان دهيد تا كلام خدا را بشنود آنگاه اگر پذيرفت در آن صورت برادر ديني شما خواهد شد و چنانچه نپذيرفت وي را به جايگاه امنش برسانيد...»(94) همانگونه كه علي عليه السلام از رسول خدا (ص) گزارش نموده است.
و امير مؤمنان علي عليه السلام نيز در اين امور دقيقاً از پسر عموي خود رسول خدا (ص) پيروي مي‌كرد چنانكه كليني با اسناد خود از ابو حمزة ثمالي(95) آورده كه گفت به علي بن حسين – صلوات الله عليهما- گفتم كه: امير مؤمنان علي عليه السلام در بارة اهل قبله، بر خلاف سيرة رسول خدا (ص) در بارة اهل شرك رفتار نمود! امام سجاد از اين سخن خشمناك شد، آنگاه نشست سپس گفت: سو