 ايندسته از دانشمندان سر انجام از كَلبى و مُقاتل و ضَحّاك و امثال اينها تفسير هاي خود را بر گرفته اند و نگارنده، از ربانيِ اين امّت و پيشوايي كه همه در بزرگي مقام و درجه والاي او اتفاق دارند يعني على بن أبي طالب (ع) اقتباس نموده ام. همان بزرگمردي كه قرآن و دانش را از دهان مبارك خاتم پيامبران (ص) فرا گرفت چنانكه خود وي به روايت تِرْمِذى در كتاب سنن فرموده: «چون من از رسول خدا (ص) پرسش مي‌نمودم، او مرا (علم و حكمت) عطا مي‌كرد و چون خاموش مي‌شدم، او آغاز مي‌نمود(2)».
از خداوند بزرگ در خواست مي‌كنم اين كتاب را براي كساني كه از قرآن رهنمايي مي‌جويند و آنرا بر هر اثر ديگري بر مي‌گزينند، سودمند گرداند و مرا از انحراف و لغزش در گفتار و كردار محفوظ دارد كه او بهترين پشتيبان است.

مصطفي الحسيني الطباطبائي
8  آذرماه 1380 هـ ش
13  رمضان 1422 هـ ق

الهوامش
(1) شيخ انصاري در كتاب «فرائد الأصول» گويد: «اخباري كه وارد شده در بارة آنكه روايات ناسازگار با كتاب و سنّت را (هر چند معارض نداشته باشند) بايد دور افكند، جدّاً در حدّ تواتر است». به كتاب فرائد الأصول، المقصد الثاني في الظّن، نگاه كنيد.
(2) به كتاب الجامع الصحيح (كه همان سنن ترمذي است) ج5، كتاب المناقب، ص59 بنگريد.علي (رض) از نويسندگان وحي نبوي و حافظان قرآن كريم بود. كتاب خدا در دلش جاي داشت و از اينرو مصداق آية شريفه شمرده مي‌شد كه مي‌فرمايد: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾ (عنكبوت: 49) «بلكه قرآني آياتي روشن در سينه‌هاي كساني‌است كه دانش (الهي) بدانها داده شده‌است». اين آيات، در عمل و آموزش و فرمانروايي و پيكارهاي علي (رض) تجلّي مي‌نمود چنانكه بخشي از تابشهاي قرآني را در زندگي امام (ع) اينك به نظر خوانندگان محترم مي‌رسانيم:
1ـ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى در تفسيرش از سلسله راويان خود گزارش نموده و آنها از مَكْحوُل(3) آورده اند كه گفت:
رسول خدا (ص) آية شريفة ﴿وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ﴾ (حاقّه: 12) را بر خواند كه مي‌فرمايد: «گوشهاي پند آنرا بخاطر مي‌سپارند»  سپس روي به علي (ع) آورد و گفت: من از خداوند در خواست كرده ام كه گوش تو را آنچنان قرار دهد و علي (ع) مي‌گفت: هيچ سخني را از پيامبر خدا (ص) نشنيدم كه آنرا بدست فراموشي سپارم.
2ـ محمّد بن سعد در كتاب «طبقات كبري» از علي (ع) آورده است كه فرمود: 
سوگند بخدا هيچ آيه‌اي از قرآن نازل نشد مگر آنكه من مي‌دانم در چه مورد نازل شده؟ و در كجا آمده؟ و به زيان چه كس نزول يافته است؟ خداوندم مرا دلي بس خِرَدْوَرْ و زباني بس گويا عطا كرده است(4).
3ـ در قرآن كريم آيه اي را مي‌يابيم كه هيچكس از امّت اسلامي ـ جز عليّ بن ابي طالب (ع) ـ بدان جامه عمل نپوشاند! ابن جرير طبرى در تفسير خود به گزارش از مجاهد(5)، آورده كه گفت عليّ بن ابي طالب (ع) فرموده است:
در كتاب خداي عزّ و جل آيتي است كه هيچكس پيش از من بدان عمل ننمود و پس از من نيز عمل نخواهد كرد و آن آيه نجوي است كه مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾ (المجادلة: 12) يعني: «اي مؤمنان! چون خواستيد با فرستادة خدا به نجوي (يا سخن خصوصي) پردازيد، پيش از نجواي خويش (اهل فقر و نياز را) صدقه‌اي دهيد». اين دستور، بصورت حكمي واجب آمد و سپس وجوب آن برداشته شد(6).
4ـ ابن ابي داود سجستانى در كتاب «مَصاحِف» از ابن سيرين (7) آورده كه گفت:
چون رسول خدا (ص) وفات يافت، علي (ع) سوگند خورد كه رداي خويش را ـ جز براي نماز جمعه ـ بر شانه نيافكند (و از خانه بيرون نرود) تا قرآن را در مصحفي گرد آوَرَد و اين كار را به انجام رسانَد.
نويسنده گويد: محمّد بن اسحاقِ نديم مصحف علي (ع) را در زمان خويش نزد ابو يَعْلي حمزة الحسنى ديده و در كتاب «فهرست» بدان گواهي داده است وما إن شاء الله، ترتيب نزول سوره ها را در مصحف مزبور بزودي خواهيم آورد.
5ـ علي (ع) پس از حضور در مجلس عثمان و جمعي از ياران پيامبر (ص) رأي عثمان را در بارة مصحف ها تصويب نمود چنانكه ابو جعفر طبرى در تاريخش از سُوَيْد بن غَفْلَه(8) گزارش كرده است كه: جز آنچه گوشهاي من از علي بن ابي طالب (ع) شنيده و قلبم بخاطر سپرده حديث نمي‌گويم، من از علي (ع) شنيدم كه فرمود:
نام «پاره كنندة مصحف‌ها» را بر عثمان منهيد كه سوگند بخدا او بدينكار دست نزد (و نوشته هاي مغلوط را از ميان نبرد) مگر در ميان گروهي از ما ياران محمّد (ص)، و اگر من زمامدار بودم كاري را كه او در بارة مصحف‌ها كرد، من نيز مي‌كردم.
6ـ علي (ع) به اصلاح نگارش قرآن اهتمام داشت چنانكه ابن شهر آشوب در كتاب «مناقب» آورده است:
زيد بن ثابت (از ياران پيامبر و نويسندگان وحي) چون واژة تابوت را (در آيه 248 سورة بقره) بصورت «تابوة» خواند امام فرمود: آنرا با تاء كشيده بنويس وزيد چنان كرد.
7ـ گفته‌اند فصيح ترين قرائت‌ها، قرائت عاصِم بن ابي النَّجود كوفي است كه او نزد ابي عبد الرحمن سُلَمى از ياران علي (ع) قرآن را خوانده و ابو عبد الرحمن گفته است كه تمام قرآن را بر علي (ع) خواندم.
8ـ عددشماريِ آيات قرآن به شمارش كوفيان، منسوب به امير مؤمنان علي (ع) است كه آنرا از رسول خدا (ص) شنيده. ابو علي طبرسى در تفسير «مجمع البيان» گويد:
استاد احمد زاهد در كتاب «ايضاح» با سلسه سند خود از سعيد بن مُسَيَّب(9) و او از علي بن ابي طالب (ع) گزارش نموده كه فرمود: از پيامبر خدا (ص) در بارة ثواب قرآن پرسيدم. رسول خدا (ص) (خواندن و عمل كردن به) يكايك سوره هاي قرآن خبر داد بدان ترتيب كه از آسمان نازل شده بود (تا آنجا كه فرمود) پيامبر (ص) چنين گفت كه: جميع سوره هاي قرآن، صد و چهارده سوره است و همه آيات آن، شش هزار و دويست و سي و شش آيه است و تمام حروف قرآن، سيصد و بيست و يك هزار و دويست و پنجاه حرف است و جز مردم سعادتمند كسي قرآن را فرا نگيرد و جز دوستان خداوندِ رحمن كسي قرآن را حفظ نمي‌كند.
9ـ علي (ع) به مردم، قرآن را آموزش مي‌داد و آنان نيز قرآن را بر او مي‌خواندند تا قرائتشان را اصلاح كند چنانكه از زِرّ بن حُبَيْش(10) روايت شده كه گفت: قرآن را از آغاز تا انجام در مسجد كوفه بر امير مؤمنان علي بن ابي طالب (ع) خواندم.
10ـ علي (ع) به آموزش قاريان بسنده نمي‌كرد بلكه به تنهايي در بازارها براه مي‌افتاد و گمشدگان را رهنمايي مي‌كرد و ناتوانان را ياري مي‌نمود و بر فروشندگان و بقّالان كه مي‌گذشت، خواندن قرآن را بر آنان آغاز مي‌كرد و آيه ﴿تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾ (القصص: 83) را بر ايشان مي‌خواند كه مي‌فرمايد: «آن سراي بازپسين را براي كساني قرار مي‌دهيم كه نمي‌خواهند در زمين به استكبار و تباهكاري پردازند و سر انجام نيك از آنِ پرهيزكاران است».
11ـ علي (ع) در برابر دشمنان خود، از آيات قرآن دليل مي‌آورد چنا