‌نزد بنی مخزوم بود، آن دو مرد را امان دادم، گفت: برادم علی(رض) پیش من آمد، گفت: به خدا سوگند هر دو را می‌کشم، من هم در اتاقم را بر روی آنها قفل کردم، سپس پیش رسول خدا(ص) به بالای مکّه رفتم، دیدم فاطمه پرده گرفته و رسول خدا(ص) از ظرفی آب برمی‌دارد که‌ اثر خمیر بر روی آن دیده می‌شد و غسل می‌کرد، وقتی که‌ از غسل فارغ شد، لباشهایش را پوشید و هشت رکعت نماز وقت چاشت به جا آورد، سپس به سوی من برگشت و فرمود:    «مرحبا و أهلاً یا أمّ‌هانئ، ما جاء بک؟»: (سلام بر تو ای ام‌هانئ، چکار داری؟)، خبر آن دو مرد را که ‌امان داده بودم و تصمیم علی به کشتن آنها را برایش توضیح دادم، فرمود: «قد أجرنا من أجرت وأمَّنَّا من أمنت، فلا‌يقتلهما»(1): (هرکس را تو پناه و امان داده‌ای در پناه و امان ما هستند و نباید علی آنها را بکشد).
بنا بر آنچه ذکر شد، در صورتی که هر مسلمانی به کفّار جنگی امان و پناه دهد، بعد از آن در امان هستند و هیچ مسلمانی حق ندارد به ‌آنها تعرّض نماید. برای اینکه کافر از حق مصونیّت و امنیّت برخوردار باشد و هیچ ضرری متوجّه‌ او نگردد، باید از مسلمان درخواست امان کند، اما فقها گفته‌اند: شرط صحیح بودن امان این است که‌ امان دهنده‌ از اتّهام بری باشد، علاوه بر اینکه پناه و امان دادن به کافر منجر به هیچ مفسده‌ای نشود یا اینکه مسأله به (ولی أمر) مسلمانان موکول گردد تا در مورد او نظر بدهد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحيح السيرة: ص (527).در فتح بزرگ مکّه رسول خدا(ص) به کارداران دولت اسلام دستور داد که هیچ زنی را نکشند مگر زنی که با آنها بجنگد، امّا خون چند نفر از مشرکین را که نامشان را نیز ذکر کرد، هدر اعلام کرد و فرمود: آنها را بکشید حتّی اگر در زیر پرده‌ی کعبه مخفی شوند، مانند حویرث بن نفیذ بن وهب که‌ از جمله کسانی بود که رسول خدا(ص) را در مکّه ‌اذیّت و آزار می‌داد، علاوه بر اینکه وقتی ابن عباس فاطمه و امّ کلثوم را سوار بر شتر کرد، حویرث شتر را به جنب و جوش و هیجان واداشت تا هر دو بر زمین افتادند و لذا وقتی که خونش هدر و بی ارزش اعلام شد، علی به ‌او ظفر یافت و او را از پای درآورد.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباري (8/11)، السيرة النبوية ابن هشام (4/58، 59).رسول خدا(ص) علی را نزد بنی جذیمه فرستاد تا اشتباه خالد بن ولید مبنی بر کشتار تعدادی از آنها را جبران و تلافی کند. مسأله‌از این قرار است که رسول خدا(ص) خالد بن ولید را سال هشتم هجری و بعد از فتح مکّه نزد بنی جذیمه روانه کرد تا آنها را به ‌اسلام دعوت کند، ولی آنها خوب نمی‌توانستند بگویند: «اسلمنا» (اسلام آوردیم)، به جای این کلمه گفتند: «صبئنا» (روی گردان شدیم)، خالد(رض) متوجه منظور ایشان نشد، لذا شروع کرد به کشتار و اسیر گرفتن از آنها.قتی که‌این کار خالد به رسول خدا(ص) ابلاغ شد، هر دو دستش را رو به ‌آسمان برداشت و دو دفعه گفت: «اللهمّ انّی أبرأ الیک ممّا صنع»(1)  (خدایا من از کاری که‌ او کرده ‌اظهار برائت می‌کنم)، بنا براین رسول‏خدا(ص) علی را با مبلغی پول برای بررسی اوضاع نزد آن قبیله اعزام داشت، علی هم با بهترین وجه وظیفه و مأموریّت خویش را انجام داد و دیه‌ی همه‌ی کشته‌ها و خسارت ضرر و زیانها را به کاملترین وجه پرداخت کرد، وقتی از همه‌ی اینها فارغ شد از آنها سؤال کرد آیا خونبها یا خسارتی مانده که پرداخت نکرده باشم، من برای احتیاط برای رسول خدا(ص) این مبلغ باقی مانده را هم به شما می‌دهم، جهت آنچه نه ‌او از آن خبر دارد و نه شما می‌دانید، وقتی نزد پیامبر(ص) برگشت و گزارش کار خود را به ایشان اعلام کرد فرمود: «أصبت و أحسنت»(2) : (درست عمل کردی و کارت خوب بود)، از این رو، با انجام این مأموریت موفقّت آمیز، علی(رض) غم و اندوه و نگرانی سهمگینی را که پیامبر را در برگرفته بود، بر طرف کرد(3)  و موجب آرامش خاطر ایشان شد، امّا قتل و کشتار خالد از بنی جذیمه بنا بر تأویل و اجتهاد اشتباه بود، به دلیل اینکه پیامبر(ص) نه ‌او را عزل کرد و نه مجازات کرد .(4)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاری، ش4339.
2) سیرة النبویة ابن هشام (4/72-73) اسنادش ضعیف است ولی شواهدی دارد.
3) خلافة علی بن ابی طالب، ص46.
4) سیرة النبویة فیضوء‌المصادرالأصلیة ص579.از جمله فعالیتهای جهاد و مبارزات علی که نشان دهنده‌ی شجاعت و دلاوری او بود و بر مهارت و تخصّص ایشان در جنگ دلالت می‌کند، کارهایی است که در غزوه‌ی حنین واقع در سال هشتم هجرت انجام داد، زیرا علی در این جنگ همراه رسول خدا(ص) و مجاهدین پایدار ثابت قدم بود. در میان سپاه دشمن از قبیله‌ی هوازن، مردی با پرچمی‌سیاه و سوار بر شتر سرخ رنگ، به هر کس می‌رسید، با یک ضربه ی نیزه‌اش او را از پای در می‌آورد و جایی که کسی را نمی‌یافت، نیزه‌اش را برمی‌افراشت و همه (جهت تهاجم) به مسلمانان دنبالش راه می‌افتادند، بنابراین علی با نبوغ و مهارتی که در فنون جنگی و تجربه ی طولانی که داشت، فهمید که ‌این مرد در ایجاد روحیه‌ی حماسی و قدرت شدید جنگی هوازن نقش بسیار مؤثّری دارد، لذا همراه با یکی از انصار متوجّه ‌او شدند و به ‌او حمله کردند و توانستند در مدتی کوتاه ‌او را از شترش بر زمین بیندازند و از پای در آورند که ناگهان پس از گذشت مدتی کوتاه سپاه دشمن شکست خورد و تار و مار شدند و لشکر اسلام پیروز شد(1).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند ابی یعلی (3/388)، اسنادش حسن است؛ و صحیح مسند عدوی، ص141.پس از پاکسازی بیت الله شریف از سوی پیامبر(ص) از بت و تندیسهایی که در داخل و اطراف آن قرار داشتند، نوبت انهدام و نابودی بتکده‌هایی فرا رسید که زمانی طولانی نماد جاهلیّت بودند(1) ، بنابراین سریه‌های پیامبر(ص) یکی پس از دیگری برای عملیات پاکسازی جزیره‌ی عرب اعزام می‌شدند و نصیب علی در این تندیس (بُت) فلس در سرزمین طیئ بود. بنا بر این در ماه ربیع الآخر سریه‌ی علی بن ابوطالب با صد و پنجاه نفر از جهادگران انصار، با صد شتر و پنجاه ‌اسب و با یک پرچم سیاه و یک پرچم سفید، برای انهدام بُت فلس راهی منطقه‌ی طیئ شده و هنگام دم صبح به محله‌ی آل حاتم- حاتم طائی مشهور به سخاوت- حمله‌ور شدند و بت و بت خانه‌ی فلس را تخریب و منهدم ساختند و دست پر از برده و احشام و گوسفند بازگشتند و خواهر عدی بن حاتم در میان برده‌ها بود و حاتم به طرف شام فرار کرد(2).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معین السیرة، ص294.
2) تاریخ الاسلام، ذهبی ص 624.غزوه تبوك در ماه رجب سال نهم هجري به وقوع پيوست، اين غزوه در سيره‌ي نبوي اهميّت بسياري دارد و با آن اهدافي محقق شد كه در دل مسلمانان و اعراب تأثير بسزايي داشت و مسير حوادث را در تاريخ اسلام تغيير داد.(1)  در اين غزوه رسول‎ الله (ص) علي را بر مدينه گمارد و اين امر موجب