ی باید چشم به اموال مردم ندوزد و بردبار و شکیبا باشد و حرف مردم او را به خشم نیاورد و به احکام شریعت آگاه باشد و ناسخ و منسوخ آن را بداند. علی بن ابی طالب به یک قاضی گفت: آیا ناسخ و منسوخ را می‌دانی؟ گفت: نه، فرمود: هلاک شدی و دیگران را هلاک کرده‌ای،(1)   علی به خاطر آن او را در مورد ناسخ و منسوخ پرسید که شناخت آن در آن زمان آسان نبود و قاضی باید از قضاوت قاضیان قبل از خود آگاهی داشته باشد تا از مسیر قضایی آنها خارج نگردد و هرج و مرج قضایی پیش نیاید و همچنین باید قاضی از رایزنی و مشاوره با اهل علم و خِرد ناراحت نشود چون چنین مشاوره و رایزنی او را از خطا در صدور احکام دور می‌نماید و قاضی باید در گفتن حق جرأت داشته باشد و در به زبان آوردن کلمه حق درنگ نکند، حتی اگر حق سبب خشمگین شدن صاحب قدرت و حاکم گردد و به همه‌این موارد در سخن علی (رض) اشاره شده که می‌گوید: قاضی باید پنج خصلت داشته باشد: پاکدامن، بردبار، به آنچه قبل از او اعمال شده، ‌آگاه باشد و با خردمندان مشاوره نماید و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده‌ای نهراسد .(2)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن بیهقی 10/117 
2) المغنی 2/43قاضی باید برای داوری بین متخاصمین محلی در وسط شهر را انتخاب نماید که ‌آمد و شد به آنجا برای همه ‌آسان باشد، به خاطر این علی (رض) به شُریح قاضی فرمان داد که در مسجد بزرگ قضاوت کند(1)  تا رسیدن به او راحت و آسان باشد.(2)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند زید 4/137، موسوعة فقه علی بن ابی طالب ص 506
2) موسوعة فقه علی ص 506از آنجا که ‌اقامه‌ی عدالت بین مردم یکی از اهداف مهم دولت اسلامی‌است، اساس فقه ‌اسلامی‌بر این است که بین صاحب حق و رسیدن به حقش هیچ مانعی نباشد، از این رو طرفین دعوا برای رسیدن به قضاوتی که‌ اختلاف آنها را حل و فصل می‌نماید، هیچ مبلغی به قاضی و دولت نمی‌پردازند، بلکه دولت اسلامی‌هزینه‌های حاکم و دادگاه را می‌پردازد و علی (رض) به شُریح در برابر قضاوت حقوقی می‌داد و وقتی او را به عنوان قاضی کوفی منصوب کرد ماهیانه به او پانصد درهم می‌داد.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) موسوعة فقه علی ص 506در دوران خلفای راشدین پایه‌های وکالت اساس‌گذاری شدند و علی(رض) در دعوا برادرش عقیل را وکیل می‌نمود و وقتی سن عقیل بالا رفته بود عبدالله بن جعفر بن ابی طالب را در دادگاه به عنوان وکیل خود معرفی نمود و ایشان رضی الله عنه می‌گفت: هر فیصله‌ای که برای وکیل من انجام گیرد، آن را قبول دارم و هر آنچه علیه وکیل من داوری شود آن را می‌پذیرم.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول المحاکمات الشرعیة ص 70 تاریخ القضاد فی الاسلام ص 132بعد از این که قریش در «دارالندوه» تصمیم گرفتند رسول ‎الله (ص) را به قتل برسانند و خود را از دست او خلاص کنند، خداوند پیامبرش (ص) را از این موضوع باخبر ساخت، از این رو رسول خدا که شخصیّتی ممتاز و دارای اراده‌ی استوار بود، تصمیم گرفت کسی را در بستر خوابش قرار دهد تا کسانی که به قصد کشتن ایشان در انتظار خروج او در آنجا باقی بمانند، تصوّر اینکه کسی در بستر خوابیده پیامبر (ص) است همچنان منتظر باشند و غافلگیر شوند و رسول خدا (ص) از فرصت استفاده کرده، بنابراین به علی بن ابی طالب دستور داد آن شب در بسترش بخوابد، امّا چه کسی جرأت داشت در آن شرایط حسّاس که دشمنان، خانه‌ی پیامبر (ص) را محاصره کرده بودند و منتظر بودند بیرون آید و او را بکشند در آن بستر بخوابد؟! .
چه کسی حاضر بود چنین کاری بکند و در خآنهای بماند که می‌داند دشمنان بی خبر از این که چه کسی در این خانه و بستر است، به قصد کشتن او را محاصره خواهند کرد؟ روشن است که بجز قهرمانان و افراد شجاع با پشتوانه‌ی لطف و فضل خدا کسی چنین نمی‌کند(1) ، علاوه بر این پیامبر (ص) به علی دستور داد که پس از او چند روزی در مکّه بماند تا امانتهایی را که ‌از دشمنانش نزد او به منظور حفظ و نگهداری گذاشته بودند، به صورت کامل و بدون کم وکاست به صاحبانشان برگرداند و این بزرگترین نوع عدالت در برگرداندن أمانت به صاحبانشان است(2).  
در روایتی دیگر آمده که پیامبر (ص) به علی (رض) فرمود: «زیر این ملافه‌ی سبز رنگ در رختخواب من بخواب و مطمئن باش که هرگز نمی‌توانند کاری کنند که برایت ناخوشایند باشد.»(3) 
ابن حجر می‌گوید: موسی بن عقبه از ابن شهاب روایت کرده‌است که: علی در رختخواب خوابید و روی خودش را پوشید و قریش با هم مشورت و رایزنی می‌کردند که چه کسی بر فرد خوابیده، هجوم ببرد و او را محکم بگیرد تا دیگران او را بکشند، شب را بر همین منوال سپری کردند تا صبح فرا رسید، دیدند علی از رختخواب بیرون آمد، از او پرسیدند. محمّد کجاست؟ گفت: نمی‌دانم، آن وقت فهمیدند که رسول‎الله (ص) از دستشان نجات یافته ‌است.(4) 
از ابن عباس روایت است که علی در آن شبی که لباس رسول‎ الله (ص) را پوشید و به جایش خوابید از جانش گذشت(5)  و می‌گفت: آیه‏ی: 
(وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ) (بقره/207)
یعنی: در ميان مردم كسي‌يافته مي‌شود كه جان خود را (كه عزيزترين چيزي است كه دارد) در برابر خوشنودي خدا مي‌فروشد (و رضايت الله را بالاتر از دنيا و مافيها مي‌شمارد و همه چيز خود را در راه كسب آن تقديم مي‌دارد) و خداوندگار نسبت به بندگان بس مهربان است (و بدانان در برابر كار اندك، نعمت جاويد مي‌بخشد و بيش از توانائي انساني برايشان تكاليف و وظائف مقرّر نمي‌دارد).
می‌توانیم از موضعگیری داستان فوق این درسها و پندها را بگیریم:
1- رسول ‎الله (ص) برنامه‌ی هجرت را طوری تنظیم کرده بود که کسی را در خانه خود بگذارد تا محاصره کنندگان را مشغول نگهدارد و برای مدّتی آنها را غافلگیر کند تا مسیر خروج او را کشف نکنند و نتوانند مانع خروجش شوند، در این مدّت رسول‎ الله (ص) و ابوبکر صدّیق (رض) از منطقه‌ی خطر خارج شوند(6). 
2- اطاعت علی از فرمان پیامبر (ص) نمونه‌ای از سرباز صادق و مخلصی است که قصد دارد در مسیر دعوت اسلامی ‌تلاش کند و خود را فدای زنده ماندن رهبر و فرمانده‌اش کند، چون نجات و سلامتی رهبر به معنای نجات و سلامتی دعوت است و مرگ و نابودی رهبر و فرمانده ضعف و ناتوانی دعوت را در پی دارد. بنابراین خوابیدن علی در بستر پیامبر در شب هجرت فداکاری بسیار ارزشمندی به شمار می‌رود، چون احتمال می‌رفت شمشیرهای جوانان قریش بر سر او فرود آیند، ولی علی (رض) از این خطر هم پروا نداشت، چون نجات و سلامتی رسول خدا (ص) و رهبر این امّت برایش از همه چیز مهمتر بود(7)  .
3- در این که مشرکان امانتهایشان را به پیامبر (ص) می‌سپردند و در همان حال با او در جنگ و درگیری بودند و حتّی برای قتل او نقشه‌های کشیدند و در تصمیم خود قاطع بودند، دلیل واضح و ر