ب قصاص یا مجازات بمیرد
از دیدگاه علی (رض) اگر حد یا قصاص بر مستحقی انجام گرفت و او به سبب آن مُرد، بر قصاص گیرنده مسئولیت و ضمانتی نیست، (28)  و او(رض) می‌گوید: اگر کسی به حکم قرآن قصاص شد و به سبب قصاص مُرد دیه‌ای ندارد، (29)  و می‌گوید: هر کسی به هنگام مجازات مرد، مجازات او را کشته ‌است، (30)  و همچنین می‌گوید: اگر کسی به خاطر ارتکاب جرم زنا یا دزدی مجازات شد و مرد دیه‌ای ندارد، (31)  دلیلش این است که گرفتن قصاص واجب است و آنچه واجب است شرط نیست که سلامت فرد در آن تضمین گردد، پس اگر در انجام واجب کوتاهی سرزده نباشد مسئولیتی به انجام دهنده واجب برنمی‌گردد.(32)  
ل- راهزنی که قبل از راهزنی دستگیر می‌شود
اگر راهزن قبل از اینکه مالی را بگیرد و یا کسی را بکشد دستگیر شود، زندانی می‌شود تا وقتی که توبه کند و اگر مالی را بگیرد و کسی را نکشته باشد دست راست و پای چپش قطع می‌شود و اگر کسی را کشته باشد و همچنین مالی را برده باشد دست راست و پای چپش قطع می‌شوند، سپس به دار آویخته می‌گردد تا بمیرد و اگر قبل از دستگیری توبه کرد باید اموال را بر گرداند و از او قصاص گرفته می‌شود ولی مجازات نمی‌شود.(33)  حارث بن بدر قبل از دستگیری توبه کرد، او یک راهزن بود، علی(رض) توبه اش را قبول کرد و مجازات محاربه را از او ساقط نمود چون قبل از دستگیری توبه کرده بود.(34)  
م- قاتلی که به خاطر نجات متهم بی‏گناهی اعتراف به قتل می‌کند
مردی را نزد امیرالمؤمنین علی(رض) آوردند که‌او را از یک خرابه در حالی که چاقویی آلوده به خون در دست داشته بود و در کنار جسد خونین انسانی ایستاده بود دستگیر کرده بودند، امیرالمؤمنین از او بازجویی کرد، گفت: من او را کشته‌ام، فرمود: او را اعدامش کنید، وقتی او را برای کشتن بردند مردی شتابان آمد و گفت: ای قوم عجله نکنید او را پیش علی(رض) برگردانید، آن مرد را بازگرداندند، مرد دیگری گفت: ای امیرالمؤمنین او قاتل نیست، من او را کشته‌ام، آنگاه علی(رض) به مرد اوّل گفت: چرا گفتی که من قاتل او هستم حال آن که تو او را نکشته بودی؟ گفت: ای امیرالمؤمنین، چه کار می‌توانستم بکنم، پلیس‌ها در حالی بالای سر جسد مقتول آمدند که در خونش می‌غلطید و من با چاقوی آغشته به خون در کنارش ایستاده بودم و من در همان خرابه دستگیر شده بودم، ترسیدم اگر بگویم قاتل نیستم حرفم مورد قبول واقع نشود و آن وقت باید پنجاه نفر از محله را سوگند می‌دادند، از این رو به جرمی‌اعتراف کردم که مرتکب آن نشده بودم. آنگاه علی گفت: کار بدی کردی، ماجرای تو چه بود؟ گفت: من قصاب هستم، در تاریکی به سوی مغازه‌ام رفتم، گاوی را سر بریدم و پوستش را در آوردم، در همین حالت که چاقو در دستم بود برای قضای حاجت به خرابه‌ای که نزدیکم بود رفتم، پس از فراغت خواستم به مغازه برگردم، ناگهان این مقتول را دیدم که در خونش می‌غلطید، وحشت زده شدم و ایستادم و به جسد نگاه کردم و همچنان کارد در دستم بود، ناگهان دیدم که مأموران شما کنار من ایستاده‌اند، مرا دستگیر کردند، مردم گفتند: قاتل همین است، قاتل جز این کسی نیست، بنابراین یقین کردم که شما سخنان آنها را به خاطر آنچه من می‌گویم رد نمی‌کنی، از این رو به جرمی‌اعتراف کردم که مرتکب نشده بودم، سپس علی(رض) به مرد دوّم که به قتل اعتراف کرده بود گفت: داستان تو از چه قرار است؟ گفت: شیطان مرا فریب داد و این مرد را به طمع دست یابی به اموالش کشتم و پس از شنیدن صدای پای نگهبانان از خرابه بیرون رفتم و این قصاب را در وضعیتی که می‌گوید دیدم، در گوشه‌ای از خرابه خود را از نگاه‌او پنهان کردم، تا آن که نگهبانان آمدند و او را دستگیر کردند و نزد تو آوردند، وقتی شما فرمان کشتن او را دادید صادر کردی فهمیدم که گناه خون این هم به گردن من خواهد بود، از این رو آمدم و به حقیقت اعتراف کردم. آنگاه علی(رض) به حسن گفت: دستور در مورد این چیست؟ او گفت: ای امیرالمؤمنین اگر او یک نفر را کشته ‌است نفر دیگری را از مرگ رهائی داده و خداوند متعال می‌فرماید:
(وَمَنْ أَحْيَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا) (المائده/ 32)
 (و هر کس انسانی را از مرگ رهائی بخشد گویا همه مردم را از مرگ رهائی بخشیده‌است. 
آنگاه علی(رض) هر دوتا را آزاد کرد و دیه‌ی مقتول را از بیت المال پرداخت نمود، (35)  ممکن است علی(رض) بعد از آن که ‌اولیای دم به جای قصاص دیه را قبول کردند چنین نموده‌است.(36)
ن- زنی که روز زفاف، شوهرش را با حضور دوستش کشت
در زمان علی(رض) زنی شوهرش را در روز زفاف بحضور دوستش به قتل رسانید و علی (رض) او را به مجازات قتل قصاص کرد.(37)  
ص- پرداخت بدل شتر خونبها و چگونگی پرداخت دیه 
 اصل این است که شتر به عنوان دیه وخونبها داده شود و از دیدگاه علی (رض) اگر شتران فراهم نباشد می‌توان به جای آن چیزی دیگر داد. عامر از علی و عبدالله و زید روایت می‌کند که گفتند: دیه (خون بها) صد شتر است، (38)  و از حسن روایت است که علی(رض) دوازه هزار درهم را به عنوان دیه مقرر کرد، (39)  و کیفیت دادن دیه ‌از دیدگاه علی(رض) به این صورت است که دیه قتل خطا و شبه عمد بر عاقله ‌است که به صورت اقساطی باید تا سه سال آن را بپردازند(40)  دلیل آن حدیثی است که مغیره بن شعبه می‌گوید: پیامبر(ص) دیه را بر عاقله گذاشت(41) ، امّا اینکه به صورت اقساطی پرداخت شود به خاطر آن است که مبلغ دیه زیاد و سنگین است و پرداختن آن به صورت یکجا سخت است، بنابراین بر سه سال تقسیم می‌شود تا بر حسب دستور اسلام آسان گیری شود.(42) 
ع- دیه‌ی اهل کتاب
دیه‌ی اهل کتاب از قبیل یهودیان و نصارا همانند دیه مسلمان است، (43)  حَکَم بن عُتَیبه روایت می‌کند که علی(رض) گفت: خونبهای یهودی و مسیحی و هر کافری که در کنار مسلمین زندگی می‌کند مانند خون بهای مسلمان است.(44)  
ف- دیه‌ی ستون فقرات
از دیدگاه علی(رض) دیه‌ی ستون فقرات یک دیه کامل است و اگر شکسته شود و فرد توانایی آمیزش جنسی را از دست دهد، باید جانی یک دیه‌ی کامل پرداخت کند، همانگونه که علی (رض) بدان حکم کرده و دیه‌ی کامل را برای آن موارد مقرّر نمود.(45) 
س- کور کردن چشم کسی که فقط یک چشم دارد
از دیدگاه علی(رض) اگر کسی چشم فردی را که فقط یک چشم دارد کور کرد، باید دیه‌ی کامل یک انسان را بپردازد و یا اینکه‌ یک چشم از او قصاص بگیرد و چشمش را کور کند و نصف دیه را بگیرد، این را ابن قدامه نقل کرده‌است، (46)  چون چشم کسی که‌یک چشم دارد از نظر منفعت با هر دو چشم فرد بینا برابر است، از این رو از جانی دیه کامل گرفته می‌شود (47) .
ق- دیه ‌انگشتان
دیه‌ی هر انگشتی از نظر علی (رض) یک دهم دیه‌ی کامل است، یعنی دیه هر انگشت ده شتر است. عاصم بن ضمره ‌از علی(رض) روایت می‌کند که گفت: دیه‌ی هر انگشت ده شتر است، (48)  و در روایتی دیگر آمده‌است: دیه هر انگشت یک دهم یک دهم دیه‌است.(49)  
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المغنی 7/627
2) المغنی 7/757
3) مصنف ابن ابی شیبه 9/371
4) فقه‌الامام 