نمی‌کردند، نزدیک بود میان آنها جنگ بپا گردد، امّا با دخالت صحابه حج با امنیت بر قرار شد و جنگی در نگرفت(5) . 
قثم بن عباس همچنان فرماندار مکه بود تا اینکه لشکر معاویه (رض) به فرماندهی بسر بن ارطاه وارد مکه شد و قثم از آن جا که برای خود احساس خطر کرد پا به فرار گذاشت و از مکه بیرون رفت و اینگونه دوران فرمانداری او بر مکه به پایان رسید و مکه‌ از قلمرو حکومت علی بن ابی طالب(رض) بیرون آمد و علی (رض) یکی از لشکرهایش را فرستاد تا مکه را باز پس بگیرند امّا به شهادت رسیدن علی(رض) سبب شد تا این مهم انجام نگیرد.(6)
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان 2/3، تاریخ ابن خیاط ص 201
2) سیر اعلام النبلاء 3/440
3) تاریخ یعقوبی 2/179
4) الکامل فی التاریخ 3/398، الولایة علی البلدان 2/4
5) الولایة علی البلدان 2/4 تاریخ طبری 6/79
6) تاریخ طبری 6/80، الولایة علی البلدان 2/5در دوران پیامبر(ص) و سه خلیفه‌ی بعد از او مدینه پایتخت دولت اسلامی ‌بود و خلیفه در آن ساکن بود و مدینه را در زمان حضورش در آن خودش اداره می‌کرد و وقتی خلیفه به سفر می‌رفت کسی را به عنوان جانشین خود بر آن مقرّر می‌کرد که‌ آن را اداره کند. بعد از بیعت مردم با علی(رض) اوضاع دگرگون شد، چون وضعیت کلّی و درگیری که بعد از کشته شدن عثمان(رض) پیش آمد او را وادار به ترک مدینه کرد، به خصوص بعد از آن که طلحه و زبیر و عایشه (رض) قبل از واقعه جنگ جمل به سوی عراق رهسپار شدند، (1)  و چنان که بعضی از روایات می‌گویند در این وقت سهل بن حنیف انصاری به عنوان جانشین خلیفه در مدینه مقرر گردید.(2)  
مدت فرمانداری سهل بن حنیف بر مدینه برای ما معلوم نیست، امّا ظاهراً دوران فرمانداری او در مدینه بیش از یک سال بوده، چون روایت است که ‌او در سال (37ه-) فرماندار مدینه بوده‌است، (3)  سپس علی(رض) بعد از آن که سهل بن حنیف را عزل کرد، (تمام بن) عباس را به عنوان والی و فرماندار مدینه منصوب نمود و بعد از او ابو ایوب انصاری را به فرماندار مدینه‌ انتخاب کرد، که تا سال (40ه-) ایشان فرماندار مدینه باقی ماند. در این سال لشکر شام از سوی معاویه به فرماندهی سبر بن ارطاه(4)  وارد مدینه شد، پس ابوایوب از مدینه فرار کرد و بسوی علی در کوفه نزد رفت، (5)  روی آورد و اینجا بود که مدینه‌از قلمرو حکومت علی(رض) بیرون آمد و جزو قلمرو حکومت معاویه (رض) گردید و اینگونه در دوران علی(رض) مدینه‌از پایگاه خلافت به ولایتی از ولایت‌ها تبدیل شد و حوادث سیاسی دور از آن رخ می‌دادند، بنابراین می‌بینیم که منابع تاریخی تقریبا در این برهه مدینه را فراموش کرده‌اند، تا آن که لشکر معاویه توانست بر آن غالب آید.(6)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ خلیفه‌ابن خیاط ص 181، الولایه علی البلدان 2/2
2) منبع سابق.
3) تاریخ طبری 6/53، الولایه علی البلدان 2/2
4) سیر اعلام النبلاء 3/409، الولایه علی البلدان 2/2
5) تاریخ طبری 6/80، الکامل 3/373
6) الولایه علی البلدان 2/3بحرین در زمانی که عثمان(رض) وفات یافت تابع امارت بصره بود و ابن عامر یکی از فرمانداران خود را امیر آن جا مقرر می‌کرد و علی(رض) در دوران خود مجموعه‌ای از أمراء خود را که مهمترین آنها عمربن ابی سلمه(1)  بود را به عنوان امیر بحرین مقرر کرد، عمربن ابی سلمه در اثنای سفر علی (رض) به عراق او را همراهی کرد، سپس علی او را برای مدت زمانی به عنوان فرماندار بحرین منصوب کرد(2)  و سپس او را به عراق فراخواند تا در کنارش باشد، همچنین قدامه بن عجلان انصاری (3)  و نعمان(4)  بن عجلان انصاری از فرمانداران علی(رض) در بحرین بودند و گفته‌اند که عبیدالله بن عباس(5)  نیز از جمله کسانی بوده‌است که علی آنها را به فرمانداری بحرین منصوب کرده‌است و عبیدالله بن عباس فرماندار یمن بود، شاید بحرین و نجد در آن زمان تابع یمن بوده‌اند، همانگونه که‌از تعبیر طبرانی بر می‌آید، همچنان که تعبیر خلیفه بن خیاط به این نکته ‌اشاره می‌کند که ترتیب مشخصی برای این فرمانداران را سراغ نداشته ‌است، (6)  منابع تاریخی اسامی‌بعضی از فرماندارانی را ذکر کرده‌اند که علی به عمان می‌فرستاد، که‌ یکی فرماندار و دیگری فرمانده لشکر بود، ایشان(رض) این فرماندهان را می‌فرستاد تا شورش‌هایی را که در عمان علیه علی (رض) بپاخاسته بودند خاموش کنند، (7)  همچنین فرمانداری در یمامه بود که شاید او تحت اشراف والی و فرماندار بحرین قرار داشت.(8)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تهذیب التهذیب 7/456
2) الکامل 3/222، الولایة علی البلدان 2/5
3) الولایة علی البلدان 2/5
4) الاصابة 3/562، الولایه علی البلدان 2/5
5) تاریخ طبری 6/90
6) الولایه علی البلدان 2/6
7) تاریخ یعقوبی 2/95، الولایه علی البلدان 2/6
8) الولایه علی البلدان 2/6وقتی عثمان(رض) به شهادت رسید و مردم با علی(رض) بیعت کردند، علی(رض) عبید الله بن عباس (رض) را به فرمانداری یمن منصوب کرد، (1)  و قبل از رسیدن عبیدالله بن عباس به یمن، فرمانداران عثمان(رض) از آنجا بیرون آمدند و بعضی از آنها همراه لشکر جمل با طلحه و زبیر(رض) همراه شدند و در مجهّز کردن لشکر نقش به سزایی داشتند، (2)  عبیدالله بن عباس فرماندار صنعاء و توابع آن بود و سعید بن سعد بن عباده‌ انصاری با او در فرمانداری کمک می‌کرد و فرمانده لشکر بود، (3)  شهادت عثمان (رض) تاثیر شگرفی بر مسلمین یمن گذاشته بود و آنها از این جنایت ناراحت و متنفر بودند، بنابراین بعضی از اهالی یمن بیعت نکردند و دوست داشتند قاتلان عثمان(رض) را بکشند و چون امر کشتن قاتلان عثمان(رض) به تأخیر افتاد، آنها بعد از واقعه‌ی حکمیت به معاویه نامه نوشتند، بنابراین معاویه بسر بن ارطاه را فرستاد و او توانست با همکاری این دسته‌از مردم برای مدت کوتاهی(4)  بر یمن چیره شود، بعد از آن علی توانست یمن را از لشکر معاویه باز پس بگیرد و باری دیگر عبیدالله بن عباس را به عنوان فرماندار یمن منصوب کرد و تا وقتی که علی(رض) به شهادت رسید عبیدالله والی یمن بود.(5)  
 روایت شده که بسربن ارطاه دو پسر عبیدالله بن عباس و برخی از طرفداران علی را در آن جا به قتل رسانید، سپس به سوی شام بازگشت و امیرالمؤمنین علی(رض) جاریه بن قدامه سعدی را به یمن فرستاد و او همان کاری را کرد که به سر کرده بود و او بعضی از دوستداران عثمان را در یمن به قتل رسانید(6) . ابن کثیر می‌گوید: این خبر نزد سیره نویسان مشهور است، امّا از دیدگاه ‌اینجانب صحت آن قابل تأمل است (7)  و تردیدی نیست که در این برهه‌افراد بی گناه کشته نشده‌اند، حتی در بصره و صفین وقتی دو طرف با هم جنگیدند افراد بی گناه را نمی‌کشتند، پس چگونه در دوران آتش بس کودکان و بی گناهان را می‌کشته‌اند، بنابراین نمی‌توان این حرفهای متضاد با عرف و ارزش‌ها و دین مسلمین را قبول کرد(8) . 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ خلیفة بن خیاط ص 6
2) مروج الذهب مسعودی 2/357، 