 بن ابزی بود، (1) و همچنین جعده بن هبیره(2)  بن ابی وهب از والیان خراسان بود که ‌از سوی علی(رض) به آن جا فرستاده شده بود و علی (رض) بعد از جنگ صفین در سال (37ه-) او را به آن جا فرستاد، اهالی خراسان مرتد شده بودند، ولی او کوشید آنها را ادب کند و بار دیگر امور آنجا را سامان دهد، (3) امّا موفق نشد، سپس علی یکی از فرماندهان خود را به خراسان فرستاد و او توانست با اهل خراسان صلح کند و بار دیگر امور آن را کنترل نماید.(4) ، همچنین سیستان یکی از اقلیم‌های مجاور خراسان بود و هر دو اقلیم تا حدود زیادی مرتبط با فرماندار بصره بودند و اغلب این دو اقلیم با یکدیگر ارتباط اداری داشتند. 
در تاریخ بعضی از فرمانداران سیستان در دوران علی ابن ابی طالب(رض) ذکر شده‌اند، یکی از آنان عبدالرحمن ابن جزء الطایی (5) ، بود بعد از جنگ جمل علی(رض) او را به آن جا فرستاد، آنگاه گروهی از ارازل و اوباس تهی دست عرب او را کشتند و در سرزمین سجستان فساد و نابسامانی به پا کردند، در آن موقع علی(رض) نامه‌ای برای ابن عباس فرستاد و از او خواست که فرمانداری دیگر به سبحتان بفرستد، آنگاه ‌ابن عباس ربعی بن کاسل عنبری را به سجستان فرستاد و ربعی توانست شورش تهیدستان عرب را خاموش کند و رهبر آنها را به قتل رسانید و منطقه را کنترل کرد و تا وقتی که علی(رض) به شهادت رسید در آن جا باقی ماند.(6) 
همدان یکی از مرزهای شرقی حکومت علی(رض) بود، در دوران عثمان(رض) همدان فرماندار مستقلی داشت و وقتی عثمان(رض) وفات یافت جریربن عبدالله در آن جا فرمانداری می‌کرد و بعد از آن که با علی(رض) به عنوان خلیفه بیعت شد و ایشان به عراق آمد، به جریر بن عبدالله پیام فرستاد که‌از مردم بیعت بگیرد و نزد او بیاید، (7)  علی(رض) پیام را با فرد مورد اعتمادی فرستاد و گفت: فلانی را نزد تو فرستاده‌ام، آنچه می‌خواهی از او بپرس و نامه‌ام را برای مسلمین بخوان.(8)  جریر در کوفه نزد علی آمد و علی(رض) او را به شام نزد معاویه فرستاد، او دوباره‌از شام بازگشت و وقتی آمد بوسیله بعضی از سربازان علی از آن جمله ‌اشتر و غیره مورد اهانت قرار گرفت و بعد جریر به شام بازگشت و به معاویه پیوست و پست فرمانداری را ترک کرد و این اندکی پیش از واقعه‌ی صفین بود.(9) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتوح البلدان ص 399
2) تهذیب الکمال 1/191، الولایة علی البلدان 2/23
3) فتوح البلدان ص 399، الولایة علی البلدان 2/23
4) تاریخ خلیفه بن خیاط ص 199، الولایة علی البلدان 2/23
5) الولایة علی البلدان 2/23
6) فتوح البلدان ص 387، الاخبار الطوال ص 153 الولایة علی البلدان 2/153
7) تاریخ طبری 5/599
8) الفتوح الن اعثم کوفه 2/363، الولایة علی البلدان 3/167
9) تاریخ طبری 5/600، 601در زمان رسول خدا (ص) قرآن نازل می‌شد و به حوادث و مسائلي كه در جامعه‌ی مدینه ‌اتفاق می‌افتاد پاسخ می‌داد و پيامبر (ص) را راهنمايي می‌کرد که با چه ‌اقوام و گروههايي رابطه برقرار نمايد و با چه كساني قطع رابطه كند و حتّي هشدار می‌داد كه با برخي هيچ رابطه‌اي نداشته باشد و برخي اشتباهات را تذكّر می‌داد و برخي از آياتی كه در مورد علي و صحابه نازل شدند که‌ افتخارات جاویدان را برای ایشان ثبت کرد، از جمله:
1-(هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ(19) يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ(20) وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ(21) کُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ(22) إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ(23)) (حج/19-23)
اينان كه دو دسته مقابل هم (مردمان، به نام مؤمنان و كافران) مي‌باشند (و در آيه‌هاي متعدّد ذكري از ايشان رفته‌است) درباره (ذات و صفات) خدا به جدال پرداخته‌اند و به كشمكش نشسته‌اند. كساني كه كافرند، (خداوند برايشان آتش دوزخ را تهيّه ديده و انگار آتش آن) جامه‌هائي (است كه به تن آنان چست بوده و) براي آنان از آتش بريده (و دوخته) شده‌ است. (علاوه بر آن) از بالاي سرهايشان (بر آنان) آب بسيار گرم و سوزان ريخته مي‌شود. (اين آب جوشان آن‌چنان در بدنشان نفوذ مي‌كند كه) آنچه در درونشان است بدان گداخته و ذوب مي‌گردد و هم پوستهايشان. تازيانه‌هائي از آهن براي (زدن و سركوبي) ايشان (آماده شده) است. هر زمان كه دوزخيان بخواهند خويشتن را از غم و اندوه عظيم آتش برهانند، بدان برگردانده شوند (و آمرانه بديشان گفته‌ شود:) بچشيد عذاب سوزان را. (اين حال گروه‌اوّل، ‌يعني كافران در قيامت است. امّا گروه دوم كه مؤمنانند) خداوند كساني را كه‌ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته ‌انجام داده‌اند، به باغهائي (از بهشت) داخل مي‌گرداند كه در زير (درختان و كاخهاي) آن رودبارها جاري است. آنان با دستبندهائي از طلا و مرواريد زينت مي‌يابند و جامه‌هايشان در آنجا از حرير است.
 بخاري از علي روايت مي‌كند كه می‌فرمود: «من نخستین كسي هستم كه در روز قيامت در برابر خداوند براي خصومت با دشمنان احضار می‌شوم». قيس بن عباده می‌گويد: آيه‌ي: «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ». در مورد برخي از صحابه و دشمنانشان مانند: حمزه، علي، ابوعبيده بن حارث، شيبه بن ربيعه، عتبه بن ربيعه و وليد بن عتبه نازل شده‌ است كه در جنگ بدر به نمايندگي از دو گروه مؤمن و كافر رو در روي هم قرار گرفتند. (و مبارزه كردند).(1) 
2- افرادی که ‌آيه‌ي زير درباره‌ي كساني نازل شده ‌است: 
(فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِينَ) (آل عمران/61).
هرگاه بعد از علم و دانشي كه (درباره مسيح) به تو رسيده‌است (باز) با تو به ستيز پرداختند، بديشان بگو: بيائيد ما فرزندان خود را دعوت مي‌كنيم و شما هم فرزندان خود را فرا خوانيد و ما زنان خود را دعوت مي‌كنيم و شما هم زنان خود را فرا خوانيد و ما خود را آماده مي‌سازيم و شما هم خود را آماده سازيد، سپس دست دعا به سوي خدا برمي‌داريم و نفرين خدا را براي دروغگويان تمنّا مي‌نمائيم.
وقتی که هیئت اعزامی ‌از سوی طایفه‌ی نجران نزد پيامبر(ص) در مورد عیسی‎بن‎مریم(رض) با آنها به مجادله پرداخت و فرمود: عيسي بنده‌ی خدا و رسول و كلمه‌ي اوست كه به مادر پاک او (مريم) القاء كرده ‌است و در مورد ادعای آنها مبنی بر اینکه عیسی «خدا یا پسر یا سوّم سه خدا »باشد، آنها را تکذیب کرد و آنها را به اسلام دعوت کرد، امّا آنها نپذيرفتند، بنابراين آنها 