ا به مباهله دعوت كرد.
از عامر بن سعد بن ابي وقاص روايت است که وقتي آيه‌ي: «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ» نازل شد رسول خدا(ص) علي، فاطمه، حسن و حسين را جمع کرد وفرمود: «پروردگارا اينها اهل بيت من هستند».(2) 
3- علي (رض) طي مباحثه‌اي گفته بود: جهاد در راه خدا از آباد کردن مسجد الحرام فضيلت بيشتري دارد، به همين مناسبت آيه نازل شد و نظريه علي را تأييد كرد.
در روايت صحيح آمده: مردي گفت: من برایم مهم نیست كه پس از مسلمان شدنم هيچ عملي انجام ندهم جز اين كه مسجد الحرام را تعمير و آباد كنم. علي گفت: فضيلت جهاد در راه خدا از همه‌انچه تو می‌گويي بيشتر و برتر است، عمر بن خطاب كه ‌آنجا حضور داشت گفت: در كنار منبر پيامبر سر و صدا نكنيد.قتی که نماز كه تمام شد در اين باره‌ از پيامبر سؤال می‌كنيم، لذا آيه‌ي زير نازل شد: 
(أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(19) الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ(20) يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ(21) خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ(22)) (توبه/19-22)
آيا (رتبه سقايت و) آب دادن به حاجيان و تعميركردن مسجدالحرام را همسان (مقام آن) كسي مي‌شماريد كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده‌ است و در راه خدا جهاد كرده‌است (و به جان و مال كوشيده‌است‌؟ هرگز منزلت آنان‌يكسان نيست و) در نزد خدا برابر نمي‌باشند و خداوند مردماني را كه (به خويشتن به وسيله كفرورزيدن و به ديگران به وسيله‌اذيّت و آزار آنان) ستم مي‌كنند (به راه خير و صلاح دنيوي و نعمت و سعادت اخروي) رهنمود نمي‌سازد.
كساني كه ‌ايمان آورده‌اند و به مهاجرت پرداخته‌اند و در راه خدا با جان و مال (كوشيده‌اند و) جهاد نموده‌اند، داراي منزلت والاتر و بزرگتري در پيشگاه خدايند و آنان رستگاران و به مقصودرسندگان (و سعادتمندان دنيا و آخرت) مي‌باشند.
پروردگارشان آنان را به رحمت خود و خوشنودي (از ايشان كه بزرگترين نعمت است) و بهشتي مژده مي‌دهد كه در آن نعمتهاي جاودانه دارند.
همواره در بهشت ماندگار مي‌مانند (و غرق در لذائذ و نعمتهاي آن خواهند بود). بيگمان در پيشگاه خدا پاداش بزرگي (و فراواني براي فرمانبرداران امر او) موجود است.
خداوند متعال در بیان این آيات فرمود كه ‌ايمان و جهاد در راه خدا از آباداني مسجدالحرام، عمره، طواف و پذيرايي و نیکی با حاجيان بيشتر فضيلت دارد.
4- خير خواهي و دلسوزي علي (رض) نسبت به امّت محمّد (ص):
از علي روايت است وقتي آيه‌ي: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً ذَلِکَ خَيْرٌ لَّکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(12) أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْکُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ(13)) (مجادله/12-13)
اي مؤمنان! هرگاه خواستيد با پيغمبر نجوا و رازگوئي كنيد، پيش از نجواي خود، صدقه‌اي بدهيد. اين كار براي شما بهتر و پاكيزه‌تر (براي زدودن حب مال از دلها) است. اگر هم چيزي را نيافتيد (كه با آن صدقه را انجام دهيد) خداوند آمرزگار و مهربان است. آيا مي‌ترسيد كه پيشاپيش نجواي خود صدقه‌هائي را بدهيد (و مخارجي براي خود توليد كنيد؟! ). حال كه چنين كاري را نكرده‌ايد و خداوند هم شما را بخشيده‌است (و اين رنج را از دوش شما برداشته‌است و اجازه داده‌است بدون دادن صدقه با پيغمبر به نجوا بپردازيد) پس نماز را چنانكه بايد بخوانيد و زكات مال بدر كنيد و از خدا و پيغمبرش فرمانبرداري نمائيد. ايزد آگاه‌از همه كارهائي است كه مي‌كنيد. 
وقتی این آیه نازل شد، پيامبر (ص) به من فرمود: به مسلمانان دستور بده صدقه بدهند، گفتم: چطور؟ فرمود:‌ يك دينار، گفتم: نمی‌توانند، فرمود: نيم دينار. گفتم: نمی‌توانند، فرمود: پس چقدر بدهند خوب است؟ گفتم: به اندازه‌ي وزن ‌يك جو طلا. فرمود: علي تو بسيار زاهد و پارسايي.
علي گويد: سپس آيه‌ي: «أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ...» نازل شد.
راوي می‌گويد: علي می‌گفت: خداوند به خاطر من بر اين امّت آسان گرفت و تخفيف داد(3) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري ش /3965.
2) مسلم (425/1871/4) و (171/1).
3) ترمذي ش /3267 و میگويد:« حسن، غريب». آلباني در ضعيف موارد الضمآن ص 127-128 اين روايت را ضعيف دانسته‌است.وقتی عثمان بن عفان(رض) وفات یافت اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان بود، وقتی با علی(رض) بر خلافت بیعت شد به اشعث نامه نوشت که‌ از مردم برای او بیعت بگیرد، (1)  چنین به نظر می‌آید که علی(رض) از اشعث خواست که نزد او بیاید، او در کوفه به علی پیوست و سپس با او در جنگ‌ها مشارکت داشت و در جنگ صفین و جنگ با خوارج حضور یافت.(2)  چنین بر می‌آید که علی(رض) در این مدت سعید بن ساریه خزاعی را به فرماندار آذربایجان برگزید و سپس بار دیگر اشعث بن قیس را به عنوان فرماندار به اذربایجان فرستاد و علی(رض) ولایت ارمنستان را چنان که بلاذری تصریح کرده‌است به آذربایجان ملحق کرد، (3)  و اشعث بن قیس در زمانی که‌از سوی علی(رض) فرماندار آذربایجان بود، کارهای مهمی‌کرد، او گروهی از عرب‌هایی را که ‌اهل خیر و بخشندگی بودند در اردبیل اسکان داد و آن را به شهر تبدیل کرد و پس از آن که ‌اهالی آن مسلمان شدند در آن جا مسجدی ساخت، (4)  در تاریخ اسامی‌ بعضی از فرمانداران علی در بعضی از شهرهای دیگر شرق بیان شده ‌است، از آن جمله ‌اسامی ‌برخی از فرمانداران اهواز که ‌یکی از آنها خریت بن راشد بود که وی قبل از جنگ صفین فرمانداری یکی از ولایت‌های اهواز بود، وقتی علی(رض) از صفین بازگشت خریت شروع به گردآوری سرباز و لشکر کرد و برای براندازی حکومت علی دعوت و تبلیغ می‌کرد و بر بعضی مناطق چیره شد، این خبر به علی(رض) رسید و ایشان لشکری را به سوی او فرستاد که‌ آن لشکر توانست جنبش او را از پای درآورد و خودش را به قتل رسانید، (5)  که به تفصیل در مورد آن سخن گفته خواهد شد.
از جمله فرماندهان علی در اهواز مصقله بن هبیره شیبانی بود، (6)  او بعضی از اسیرانی را که لشکر علی(رض) به اسارت گرفته بود خرید امّا نتوانست قیمت آنها را به طور کامل بپردازد، بنابراین به شام نزد معاویه گریخت، (7)  