 ذهبی، عهدالخلافة الراشده ص 537
10) خلافة علی بن ابی طالب، عبدالحمید علی، ص 105
11) خلافة علی بن ابی طالب ص 106
12) خلافة علی بن ابی طالب، عبدالحمید علی ص105
13) علی بن ابی طالب، عبدالستار الشیخ ص176
14) عصرالخلافة الراشده ص129
15) پیشین ص159
16) تاریخ خلیفه بن خیاط ص123
17) تاریخ خلیفه بن خیاط ص123
18) تاریخ خلیفه بن خیاط ص122
19) پیشین ص155
20) تاریخ طبری 5/467
21) سیر اعلام النبلاء 1/33، الولایة علی البلدان1/17
22) تاریخ طبری5/251
23) تحقیق مواقف الصحابه فی الفتنة 2/99
24) المعجم الکبیر طبرانی 12/261، مصنف ابن ابی شیبه1/81
25) تاریخ ابن خیاط 201، الولایة علی البلدان2/3
26) سیر اعلام النبلاء 3.35، الاصابه ترجمه ش4711
27) تحقیق مواقف الصحابه 2/100
28) الطبقات3/471
29) التاریخ الکبیر بخاری 3/209
30) النجوم الزاهره 2/94، و لامصر ص44
31) الاصابة 3/94، تحقیق مواقف الصحابه 2/101
32) سیر اعلام النبلاء 3/512
33) تحقیق مواقف الصحابه 2/101
34) تحقیق مواقف الصحابه 2/101نویسندگان معاصر از اینکه علی و عثمان خویشاوندانشان را در شهرها به فرمانداری منصوب کرده‭اند سخن گفته‏اند. در مورد عثمان‏(رض) باید گفت از بین هیجده فرماندار ایشان فقط پنج نفر از بنی امیه بودند و هنگامی‏که عثمان‏(رض) وفات یافت فقط سه نفر از بنی امیه بر سر پست فرمانداری بودند: معاویه، عبدالله بن سعد بن ابی سرح و عبدالله بن عامر بن کریز، عثمان(رض) ولید بن عقبه و سعید بن عاص را عزل کرد، امّا آنها را از کجا عزل کرد؟ از کوفه که عمر(رض) سعد بن ابی وقاص را از فرمانداری آن عزل کرده بود، کوفه از هیچ فرماندرای راضی نبودند و عزل این فرمانداران از سوی عثمان‏(رض) برای آنها عیب به حساب نمی‏آید، بلکه عیب از شهری بود که درآنجا به عنوان فرماندار قرار گرفته بودند.(1) 
 خویشاوندان عثمان(رض) که به عنوان فرماندار تعیین شده بودند، کفایت و توانایی خود را در اداره امور ولایتهایشان اثبات کردند، بسیاری از شهرها بدست آنان فتح گردید و با رعیّت خود به نیکی و عدالت رفتار می‭کردند، بعضی از آنها قبلاً در دوران ابوبکر و عمر(رض)فرماندار بودند.(2)  امیر المؤمنین علی‏(رض) به شیوه‭ی عثمان‏(رض) از میان خویشاوندان خود کسانی را که صلاحیت، کفایت و توانایی داشتند به فرمانداری تعیین کرد که فرزندان عمویش عباس بودند و عبارت بودند از: عبدالله بن عباس، عبیدالله بن عباس، قثم و تمام فرزندان عباس و محمد بن ابوبکر که پسر رضاعی او بود.
 بعد از تحقیق معلوم می‏شود که عثمان و علی‏(رض) کسانی را به فرمانداری منصوب کردند که به گمان غالب آنان دارای کفایت و مهارت کافی بودند و چنین نیست که به خاطر خویشاوندی کسی را برتردانسته باشند، شرایط حاکم به گونه‭ای بود که می‏بایست در انتخاب فرمانداران از حیث توانایی و امانتداری دقت زیادی به عمل آید، زیرا علاوه بر مشکلات خوارج در زمان علی، هنوز فتوحات در سرزمینهای شرقی استقرار نیافته بودند، .(3) 
اگر در نسب فرمانداران علی‏(رض) تأمل کنیم، می‏بینیم که از بین سی و شش فرماندار یازده نفر از انصار و هفت نفر از قریش بودند که از قریشیها چهار نفر از فرزندان عباس بن عبدالمطلب بودند، اسامی‏فرمانداران در دوران خلافت علی(4) (رض)به صورت زیر بود:
1- سهل بن حنیف انصاری (مدینه).
2- تمام بن عباس بن عبدالمطلب (مدینه).
3- ابو ایوب انصاری (مدینه).
4- ابو قتاده انصاری (مدینه).
5- قثم بن عباس بن عبدالمطلب (مکه و طایف).
6- عمر بن ابی سلمه (بحرین).
7- قدامه بن عجلان انصاری (بحرین).
8- نعمان بن عجلان انصاری (بحرین).
9- عبیدالله بن عباس (یمن و بحرین).
10- سعید بن سعد بن عباده انصاری (فرمانده لشکر).
11- مالک اشتر (جزیره، سپس مصر).
12- شبیب بن عامر (جزیره).
13- کمیل بن زیاد نخعی (جزیره).
14- محمد بن ابی حذفه بن عتبه (مصر).
15- قیس بن سعد بن عباده انصاری (مصر).
16- محمد بن ابوبکر صدیق (مصر).
17- عثمان بن حنیف انصاری (بصره).
18- عبدالله بن عباس (بصره).
19- ابوالاسود الدؤلی (بصره).
20- هانی هوذه نخعی (کوفه).
21- ابوموسی اشعری (کوفه).
22- ابو مسعود بدری (کوفه).
23- قزطه بن کعب انصاری (کوفه).
24- سهل بن حنیف انصاری (فارس).
25- زیاد بن ابی سفیان (فارس).
26- منذر بن جارود (اصطخر).
27- عمر بن سلمه (اصفهان).
28- محمد بن سلیم (اصفهان).
29- خلید بن قره تمیمی‏(خراسان).
30- عبدالرّحمن بن أبزی (خراسان).
31- جعده بن هبیره بن ابی وهب (خراسان).
32- عبدالرحمن بن جزء طائی (سجستان).
33- ربعی بن کأس عنبری (سجستان).
34- جریر بن عبدالله بجلی (همدان).
35- اشعث بن قیس کندی (آذربایجان).
36- سعید بن سریه خزاعی (آذربایجان).
37- خریت بن راشد ناجی (اهواز).
38- مصقله بن هبیره شیبانی (اهواز).
39- یزید بن حجیه تمیمی‏(ری).
40- سعد بن مسعود ثقفی (مدائن).
41- حارث بن مره عبدی (سند).(5) 
عثمان و علی(رض)دو خلیفه راشد بودند که مقتدا و الگوی مسلمانان هستند و کارهایشان سوابق قانونی درخشانی در این امت است، همان طور که عمر‏(رض) این سنّت و شیوه را برای کسانی که بعد از او می‏آیند بنا نهاد که از دادن پست به خویشاوندانش پرهیز می‭کرد، عثمان و علی پست دادن به خویشاوندان را در صورت داشتن صلاحیت برای مسلمین بعدی بنا نهادند.(6) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حقبة من التاریخ ص75 و ن ک عثمان بن عفان صلابی ص265
2) تحقیق مواقف الصحابه 1/417
3) عصرالخلافة الراشده ص129
4) عصرالخلافة الراشده ص129
5) عصرالخلافة الراشده ص130، 131، 132
6) لاساس فی السنة و فقهها سعید حوی 4/1675 عثمان بن عفان صلابی ص365روش نظارت امیر المؤمنین علی‏(رض) مراقبت از فرماندارانش بود و اوضاع آنها را جستجو و پی گیری می‭کرد‏، در مورد آنها سؤال می‭کرد و در این راه از چند شیوه استفاده می‭کرد، یکی اینکه بازرسان خود را نزد فرمانداران می‏فرستاد، ودرباره آنها از مردم سئوال می‏پرسیدند و گاهی از فرمانداران در مورد یکدیگر می‏پرسید و به آنها دستور می‏داد که امور یکدیگر را بررسی نمایند، ایشان به کعب بن مالک نوشت: کسی را به جانشینی خود تعیین کن و همراه با گروهی از یاران خود به سرزمین (کورة السواد) برو و درمورد فرمانداران من پرس و جو کرده و عملکرد و رفتارشان را بررسی کن.(1)  
همچنین علی‏(رض) بازرسانی داشت که از ولایتها گزارشهای سرّی و محرمانه را برای ایشان می‏فرستادند و فرمانداران کار و مأموریّت این بازرسان را نمی‏دانستند (2) ، گاهی مراقبها از کارمندان فرماندار و گاهی افراد ناشناخته دیگر و یا افراد مقیم در حوزه فرمانداری بودند که‭این کار را انجام می‏دادند، گاهی کسانی بودند که از ولایتی به ولایت دیگری می‏رفتند، نامه‏هایی که علی به‭این فرماندارن می‏نوشت نشان می‏داد که گزارشهای سرّی به او می‏رسید، شاید دخالت بعضی افراد بین امیرالمؤمنین وفرماندارانش سبب می‭شد تا بعضی از فرمانداران پست و کار خود را ترک کنند، مانند دخالت اشتر بین علی و جریر بن عبدالله بجلی و دخالت بعضی مردم بین علی‏(رض) و مصقله بن هبیره. (3) 
علی‏(رض) راه را برای هر شکایتی که بر‏علیه‭ یکی از فرماندارانش تقدیم می‭شد باز گذا