ند- و او هم با معاویه بیعت کرد- گرچه به علی علاقه داشت و معتقد به‭این بود که علی مستحق خلافت می‏باشد و او را می‏ستود و دوست می‏داشت و کسانی را که به او طعن می‏زدند مورد مذمت قرار می‏داد و فقط در جنگهای فتنه بود که از موافقت با علی امتناع ورزید.(7) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف ابن أبی شیبة8/259.
2) صحیح البخاری8/95.
3) سیر أعلام النبلاء3/228-229.
4) مجموع الفتاوی4/440.
5) سیر أعلام النبلاء1/119-120؛ مجمع الزوائد7/246.
6) العزلة، خطابی، ص20-21.
7) منهاج السنة6/285.مجمل حکمی ‌است که منظور و مراد آن به گونه‌ای پوشیده ‌است که بدون شرح و توضیح مراد و منظور گوینده فهمیده نمی‌شود.(1) 
 مفسّر حکمی ‌است که منظور آن بدون نیاز به شرح و توضیح، واضح باشد .(2) سرورما علی(رض) آیه‌ی: 
(هَدْيًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ) (قربانی که به کعبه برسد) که مجمل است بر آیات دیگر مفسر حمل کرده ‌است.
روایت است: مردی از علی درباره‌ی قربانی که حاجی با خودش می‌برد سؤال کرد، علی گفت: هشت جفت از انواع حیوانات با خودش ببرد، آن مرد از این پاسخ به شک افتاد. لذا علی به او گفت: آیا قرآن تلاوت می‌کنی؟
گفت: آری.
علی گفت: آیا نشنیده‌ای خداوند می‌فرماید: 
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْکُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْکُمُ مَا يُرِيدُ»(مائده/1)
 یعنی: اي مؤمنان! به پيمآنها و قراردادها وفا كنيد (اعمّ از عقدها و عهدهاي مشروع انسان با انسان ‌يا انسان با خدا. بعد از ذبح، خوردن گوشتِ) چهارپايان براي شما حلال است، مگر آنهائي كه (در اين سوره مستثني مي‌گردد) و بر شما خوانده مي‌شود. هنگامی‌كه در حالت احرام هستيد (يا اين كه در سرزمين حرم بسر مي‌بريد) شكار (بَرّي) را حلال ندانيد. خداوند هرچه بخواهد (و مصلحت بداند) حكم مي‌كند.
آن مرد گفت: آری.
باز فرمود: آیا شنیده‌ای خداوند می‌فرماید:( لِيَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ) (حج/34)؟
باید نام الله را در هنگام ذبح چهارپایانی که برایشان روزی داده ‌است، ذکر کنند.
گفت: آری.
علی گفت: و شنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: 
(وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا کُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ) (انعام/142)؟
برخی چهارپایان را برای بارکشی و برخی دیگر جانداران را که روی زمین می‌خزند آفرید، از آنچه خداوند به شما روزی داده‌است، بخورید).
گفت: آری.
فرمود: شنیده‌ای خداوند می‌فرماید:
(ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّکَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ(143) وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّکَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاکُمُ اللّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(144)) (انعام/143و144)؟ 
«... از میش دو تا (نر و ماده) از بز دو تا (نر و ماده) بگو آیا این دو نر (بز و میش)یا دو ماده را خداوند حرام کرده‌ یا آنچه در شکم ماده قرار دارد. (کدام یک را خداوند حرام کرده‌است؟) با علم و یقین به من پاسخ دهید، اگر از راستگویانید و از شتر دو تا (نر و ماده)».
گفت: آری.
پرسید: اگر آهویی را در هنگام احرام کشتم بر من چه چیز لازم می‌آید؟
فرمود: «هَدْيًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ».(3) 
منظور علی این بود که ‌اگر کسی آهویی را در هنگام احرام حج شکار کرد، باید یک گوسفند به جای آن قربانی کند. به این صورت علی آیه‌ی مجمل را با آیات مفسَّر توضیح داد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مرآة الاصول فی شرح مرقاة الوصول/167
2) همان منبع /161
3) الدر المنثور 13/3.وقتی که عثمان بن عفان به قتل رسید سلمه بن أکوع به ربذه رفت و در آنجا با زنی ازدواج کرد و از آن زن صاحب فرزندانی شد و هم چنان در آنجا بود تا اینکه مدتی قبل از وفات خود بازگشت و در مدینه سکونت گرفت.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح البخاری6/285.ذهبی در مورد وی می‭گوید: وی از جمله افرادی بود که از فتنه کناره گرفتند و همراه با علی وارد جنگ نشد.(1)  از حمید بن هلال روایت است که گفت: وقتی که فتنه به تلاطم درآمد، عمران بن حصین به حجیر بن ربیع عدوی گفت: نزد قومت برو و آنان را از فتنه نهی کن. حجیر گفت: من در میان آنان گمنام و ناشناخته هستم و امر من را اطاعت نمی‭کنند. عمران گفت: از جانب من خبر ببر و آنان را نهی کن. راوی می‭گوید: شنیدم که عمران به خدا قسم یاد کرد و گفت: به خدا قسم اینکه من یک برده حبشی سیاه باشم و بزهایی گریزپا را در بالای کوهها بچرانم تا اینکه مرگ به سراغ من آید، نزد من خوشایند تر از این است که به سوی یکی از این دو صف پرتاب نمایم، خواه‭این تیر به هدف بخورد و یا اینکه به خطا برود.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر أعلام النبلاء2/509.
2) مصنف ابن أبی شیبة10/15؛ المعجم الکبیر، طبرانی18/105. راویان آن راویان روایات صحیح می‏باشند.ذهبی در مورد وی می‭گوید: وی از فتنه کناره گرفت و همراه با معاویه وارد جنگ نشد و چون معاویه به خلافت رسید سعید به سوی او رفت و معاویه به او احترام گذاشت و مال فراوانی به وی عطا کرد.(1)  ابن کثیر می‭گوید: وقتی که عثمان از دنیا رفت او از فتنه کناره گرفت و در جنگ جمل و صفین حضور پیدا نکرد و وقتی که معاویه به خلافت رسید، سعید نزد وی رفت.(2)  سعید به تنهایی از فتنه کناره نگرفت، بلکه عده‭ای به تبعیت از او از فتنه کنار نشستند تا اینکه جنگ جمل و صفین به پایان رسید.(3)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر أعلام النبلاء3/446.
2) البدایة و النهایة8/91.
3) سیر أعلام النبلاء3/446.ذهبی می‭گوید: اسامه از سخنی که رسول خدا در آن به وی فرمود: « ای اسامه او را بعد از اینکه گفت: «لا إله إلا الله» کشتی؟ بهره برد و وارد فتنه نشد و از آن کناره گرفت و در خانه‭اش نشست و کار نیکی کرد.(1)  منظور ذهبی از این سخن روایتی است که اسامه بن زید نقل کرده و در آن می‭گوید: رسول خدا مرا در سریه‭ای اعزام کرد. من و مردی از انصار به سوی دشمن با هم مسابقه دادیم و من بر مردی حمله بردم و چون به وی نزدیک شدم آن مرد تکبیر سر داد و من به او ضربه‭ای زدم و او را کشتم و اعتقاد من در آن هنگام بر این بود که آن مرد برای حفظ جان خود تکبیر گفت. سپس اسامه