ت بود، مگر اینکه قاتلان عثمان ثابت می‭کردند که عثمان مستحق قتل بوده است. ای مسلمانان به خدا قسم همه می‏دانید که ظلمی‏علیه عثمان ثابت نمی‭شد و در آن هنگام فرصت و شرایط برای طلب حق بهتر و رسیدن به هدف آسان تر بود.(11) 
علی امام بود و هر کس بر او خروج کرد باغی است و جنگ با وی تا وقتی که به اطاعت برگردد واجب می‏باشد و بدون شک این سخن که علی در جواب مردم شام گفت که ابتدا بیعت کنند و سپس خواهان اجرای قصاص بر قاتلان عثمان شوند، سخنی صحیح و درست بود، زیرا اگر وی قبل از اینکه با وی بیعت می‭شد و کار در دست او قرار می‏گرفت از قاتلان عثمان قصاص می‏گرفت، قبائل آن قاتلان به هواخواهی آن افراد بر می‭خواستند و جنگ سومی‏درمی‏گرفت. پس علی منتظر این بود که ابتدا زمام امور را بدست بگیرد و سپس علیه آن جانیان طرح دعوا شود و سپس در مورد آنان قضاوتی از روی حق انجام دهد.(12) 
فقهای حجاز و عراق (یعنی علمای حدیث و موافقان آنان) و از جمله امامان مالک و شافعی و ابوحنیفه و اوزاعی و جمهور متکلمین معتقدند که علی در جنگ خود با اهل صفین- و نیز اهل جمل- بر حق بود. نیز می‏گویند: کسانی که با علی جنگیدند باغی بودند و به او ظلم کردند، اما نمی‭توان آنان را به خاطر این بغی، کافر دانست.(13) 
ابن تیمیه رأی علی را این چنین خلاصه می‏کند: او معتقد بود که بر معاویه و یاران وی واجب است که از وی اطاعت کنند و با او بیعت نمایند و آنان خارج از اطاعت وی بوده و از ادای این واجب امتناع می‏ورزند و آنان دارای قدرت هستند. پس علی به‭این رأی و نتیجه رسید که با آنان بجنگد تا این واجب را ادا نمایند و از او اطاعت ببرند و مردم متحد شوند.(14)  
همانا تأخير علي رضي الله عنه از اقامت حد شرعي و قصاص قاتلان عثمان به خاطر ضرورت بود و برای ایشان کاملا واضح و تمام شده بود که باید قصاص انجام بگیرد، هنگامی که علی رضی الله عنه از مدینه به عراق رفت تا به شام نزدیک باشد تا به شام نزدیک باشد و قاتلان عثمان که در لشکر وی حضور داشتند و تعدادشان بسیار زیاد بود- خصوصاً از اهالی کوفه و بصره- در زیر سایه قدرت و فخرفروشی قبائل خود همراه با وی به عراق منتقل شدند. علی بر این باور بود که اجرای قصاص در مورد قاتلان عثمان در مقابل وی دری را خواهد گشود که چه بسا بعداً نتواند آن را ببندد. صحابی بزرگوار قعقاع بن عمرو تمیمی ‏به ‭این حقیقت پیبرد و در مورد آن با ام المؤمنین عائشه و طلحه و زبیر صحبت کرد و آنان هم به آن اقرار کردند و علی را معذور دانستند و در مورد موضع و رأی استوار وی، یعنی دفع نزدیک ترین مفسده و ارتکاب کوچک ترین ضرر با او هم سخن شدند. سیاست حکیمانه مقتضی همان چیزی بود که علی بن أبی طالب اظهار می‏داشت و آن اینکه صبر و تحمل شود و عجله به خرج داده نشود، زیرا این کار به اتحاد موضع و سخن برای گرفتن موضعی واحد و رویارویی با آن مبارزه طلبیای نیازداشت که مرکز خلافت را تهدید می‭کرد، اما اختلاف نظر مرکز جدید خلافت را ضعیف کرده و همه آرزوها در مورد اجرای قصاص بر قاتلان عثمان را بر باد داده بود.(15) 
دلایلی قوی وجود دارند که بیان گر این امر می‏باشند که علی نسبت به طلحه و زبیر و معاویه بیشتر بر حق بود، این دلایل عبارتند از: 
بخاری از ابوسعید خدری از رسول خدا روایت کرده که فرمود: افسوس برای عمار! او توسط گروهی باغی به قتل می‏رسد.(16)  ابن حجر می‭گوید: در این حدیث یکی از نشانههای نبوت وجوددارد و فضیلتی آشکار برای علی و عمار است و پاسخی به ناصبیانی است که اظهار می‏دارند علی در جنگهای خود برحق نبود.(17)  امام نووی می‭گوید روایات وارده از رسول خدا به صورت صریح بیان گر این نکته می‏باشند که علی بر حق بود و یاران معاویه باغی و دارای تأویل هستند. نیز بر این نکته تصریح دارند که دو طرف درگیر مؤمن بوده و به خاطر این جنگ از ایمان خارج نشده و فاسق نمی‏شوند.(18) 
2- در حدیث صحیحی که امام مسلم از ابوسعید خدری روایت کرده است آمده است: رسول خدا از قومی‏سخن گفتند که در میان امت وی می‏باشند که بدانگاه که مردم دچار تفرقه می‏شوند آنان خروج می‭کنند و سرهایشان را تراشیده‏اند- یعنی خوارج- و در مورد آنان فرمود: آنان بدترین مخلوقات هستند و نزدیک ترین گروه به حق از میان آن دو، آنان را به قتل می‏رسانند.(19)  در روایت دیگری آمده است: در هنگام تفرقه‭ای که در میان مردم روی می‏دهد خروج می‭کنند و نزدیک ترین گروه به حق از میان آن دو، آنان را به قتل می‏رسانند.(20) 
این حدیث دلالت آشکاری بر این نکته دارد که علی نسبت به مخالفان خود در جمل و صفین، به حق نزدیک تر بوده است.
---------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری؛ تحقیق مواقف الصحابة2/158.
2) تاریخ طبری5/470.
3) إفادة الأخبار، تبانی2/52 به نقل از تحقیق مواقف الصحابة2/159.
4) تاریخ طبری5/525.
5) همان.
6) التمهید، باقلانی، ص231؛ تحقیق مواقف الصحابة2/159.
7) صحیح البخاری8/142.
8) خوارج وی را کشته بودند. إن شاء الله در مورد وی بحث خواهد شد.
9) الفصل فی الملل و النحل4/162.
10) العواصم من القواصم، ص163.
11) تحقیق مواقف الصحابة2/161.
12) احکام القرآن، ابن العربی؛ تحقیق مواقف الصحابة2/161.
13) أعلام النصر المبین، ابن دحیة؛ تحقیق مواقف الصحابة2/162.
14) مجموع الفتاوی72/350.
15) تحقیق مواقف الصحابة2/163.
16) صحیح البخاری3/207.
17) فتح الباری1/542.
18) شرح نووی بر صحیح مسلم7/168.
19) صحیح مسلم، شماره1065.
20) 	همان21/746.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:434.txt">شرح</a><a class="folder" href="w:html:435.xml">برخی امور مهم در ماجرای خروج عائشه(رض)</a></body></html>طلحه و زبیر به مکه آمدند و با عائشه دیدار کردند. آن دو تقریباً چهار ماه بعد از کشته شدن عثمان، یعنی در ربیع الآخر سال36ه- به مکه رسیدند.(1)  سپس گفتگو با عائشه(رض) در مکه و در مورد رفتن آغاز شد. در آن هنگام فشار روانی زیادی بر کسانی وجودداشت که چنین احساس می‏نمودند که آنان برای متوقف ساختن عملیات قتل خلیفه مظلوم کاری نکرده‭اند. آنان خودشان را به‭این متهم می‭کردند که خلیفه را تنها گذاشته‏اند و جز رفتن و خونخواهی عثمان، کفاره‭ای برای گناه آنان وجود ندارد. اما نباید فراموش کرد که عثمان به قصد فدا نمودن خود در راه خدا کسانی را که می‭خواستند از وی دفاع نمایند از این کار باز می‏داشت. عائشه می‏گفت: عثمان مظلومانه کشته شده است. به خدا قسم من خون او را مطالبه می‏کنم.(2)  طلحه می‏گفت: درباره عثمان کاری از من سرزده که باید به توبه آن خونم را در راه خونخواهی او بریزم.(3)  زبیر می‏گفت: مردم را تشویق می‏کنیم که خون عثمان گرفته شود و معوق نماند که معوق ماندنش سلطه خدا را در میان ما به سستی افکند و اگر مردم از امثال آن باز بمانند همه امامان توسط اینگونه افراد کشته می‏شوند.(4) 
این احساس که بر اعصاب و روان آنان فشار وارد می‭کرد برای اینکه مردم را به حرکت درآورد و از محل آسایش و استقرار خود خارج گرداند، کفایت می‭کرد، بلکه آنان بدانگاه که راهی می‭شدند می‏دانستند 