َقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً) (بقره/237)
و اگر زنان را پيش از آن كه با آنان تماس بگيريد (و آميزش جنسي بنمائيد) طلاق داديد، در حالي كه مهريّه‌اي براي آنان تعيين نموده‌ايد...، در این آیه واژه‌ی: « مسّ» را به معنای خلوت کردن با زن حمل کرده و می‌گوید: منظور از «مسّ» در این آیه خلوت کردن زن و مرد است.(4)  به این ترتیب از نظر علی هرگاه مردی با زنی که عقد ازدواج بسته خلوت کند، پرداخت تمام مهریه بر او واجب است(5)  و می‌گوید: هر گاه زن ومرد پشت پرده‌ی زفاف رفتند و درب اتاق را بستند، بر مرد پرداخت مهریه و بر زن عدّه واجب می‌شود(6) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن کثیر21/1.
2) الدرّ المنثور7334.
3) فقه‌ الامام علی 48/1 و الفصول فی الاصول، جصاص203/1.
4) الفصول فی الاصول جصاص 202/1
5) فقه‌الامام علی 48/1.
6) مصنف ابن ابی شیبه 234/4 و فقه‌الامام علی 531/2.الف- ابورفاعه بن رافع بن مالک عجلان انصاری وقتی که علی قصد خروج از ربذه را کرد به وی گفت: ای امیر مؤمنان چه می‏خواهی و ما را کجا می‏بری؟ علی گفت: آنچه که می‏خواهیم و قصد آن را داریم صلح است اگر از ما بپذیرند و دعوت ما را اجابت نمایند. گفت: اگر قبول نکردند چه؟ علی گفت: با عذرشان رهایشان می‏کنیم و حقشان را می‏دهیم و صبر می‏کنیم. گفت: اگر راضی نشدند چه؟ علی گفت: تا با ما کاری نداشته باشند با آنان کاری نداریم. او گفت: اگر کاری داشتند چه؟ علی گفت: دفاع می‏کنیم. گفت: نیکو است. وی این سلسله از سوالات و جوابها را شنید و به آن راضی و خشنود شد و گفت: تو را به کردار خشنود می‏کنم چنان که به گفتار خشنودم کردی و این شعر را خواند:
دراکها دراکها قبل الفوت
و انفر بنا واسم بنا نحو الصوت
لا وألت نفسی إن هبت الموت(1) 
(دریاب دریاب، پیش از آنکه فرصت از دست برود. ما را به طرف این صدا ببر. جانم نماند اگر از مرگ بترسم).
ب- سوال عده‭ای از اهل کوفه و از جمله اعور بن بنان منقری. وقتی مردم کوفه نزد امیر المرمنین علی در ذی قار رسیدند عده‭ای از مردم کوفه از جمله أعور بن بنان منقری نزد وی رفتند. علی به وی گفت: اصلاح و ایجاد سازش و خاموش کردن جنگ دشمنی بر من لازم است تا که شاید خداوند به وسیله ما پراکندگی این امت را جمع نماید و جنگ را به پایان برساند، اگر دعوت ما را قبول کردند. أعور گفت: اگر قبول نکردند، چه؟ علی گفت: مادامی‏که کاری با ما نداشته باشند با آنان کاری نداریم. أعور گفت: اگر ما را رها نکردند چه؟ علی گفت: از خودمان دفاع می‏کنیم. أعور گفت: آیا به مانند آنچه از این موارد که علیه آنان می‏باشد برای آنان نیز خواهد بود؟ (یعنی چنین احکامی‏برای آنان نیز جایز می‏باشد؟) علی گفت: آری.(2)  
ج- ابوسلامة دألانی از جمله کسانی بود که از او سوال کرد و به‭ایشان گفت: به نظر تو اگر این قوم که به خونخواهی برخاسته‏اند از این کار خدای عزوجل را منظور داشته باشند معذور خواهند بود؟ علی گفت: آری. ابوسلامه گفت: آیا تو نیز به خاطر تأخیری که در این کار انجام می‏دهی معذور هستی؟ علی گفت: آری، وقتی کاری نامشخص باشد باید ابتدا کاری را که به احتیاط نزدیک تر است و نفع شامل تری دارد انجام داد. ابوسلامه گفت: اگر فردا چاره‭ای جز جنگ وجود نداشت حال ما و حال آنان چگونه خواهد بود؟ علی گفت: امیدوارم که هر کس از ما و آنان با قلب پاک کشته می‏شود خداوند او را وارد بهشت گرداند.(3) 
د- مالک بن حبیب نیز از علی بن أبی طالب سوال کرد و گفت: اگر با این قوم رو در رو شدی چکار خواهی کرد؟ علی گفت: معلوم داشته‭ایم که صلاح دست نگه داشتن است، اگر با ما بیعت کردند چه بهتر، اما اگر جز جنگ راهی نبود در این صورت این شکافی است که به هم نخواهد آمد. مالک گفت: اگر از جنگ چاره‭ای نبود وضع کشتگان ما چگونه خواهد بود؟ علی گفت: هر که خدای عزوجل را مدنظر داشته است این کار برایش سودمند واقع شده و مایه نجات وی می‏شود.(4) 
هدف امیرالمؤمنین ایجاد صلح و خاموش کردن آتش فتنه بود و جنگ در دستور کار وی قرار نداشت، زیرا اگر جنگ روی می‏داد این دردی بود که درمان نداشت. کسی که در این جنگ از دو طرف به قتل می‏رسید در گرو نیتش بود، خواه در کنار امیرالمؤمنین می‏جنگید یا علیه‭ایشان. بدین ترتیب علی بن أبی طالب بیان می‏دارد که مسلمانانی که بعد از شهادت عثمان در مورد این قضیه خروج کرده‭اند دنبال اصلاح و از بین بردن فتنه هستند و مجتهد می‏باشند و اجرشان به‏اندازه اخلاص آنان در نیت و پاکی قلبشان است.(5) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری5/510.
2) البدایة و النهایة7/250؛ تاریخ طبری5/529.
3) البدایة و النهایة7/250.
4) تاریخ طبری5/529. در کتاب این ارجاع به‭اشتباه آمده بود اصلاح کردم.
5) الإنصاف، د. حامد، ص406.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:452.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:453.txt">1- عمران بن حصین(رض)</a><a class="text" href="w:text:454.txt">2- کعب بن سور(رض)</a><a class="folder" href="w:html:455.xml">3- قعقاع بن عمرو تمیمی(رض)</a></body></html>قبل از اینکه علی سپاه خود را به طرف بصره حرکت دهد چند روز را در ذی قار اقامت کرد. هدف وی از بین بردن فتنه و تفرقه با وسائل مسالمت آمیز و دور ساختن مسلمانان از شر جنگ و درگیری مسلحانه به قدر توان و وسع بود. طلحه و زبیر نیز چنین نیت و وضعیتی داشتند. تعدادی از صحابه و بزرگان تابعین که از فتنه کناره گرفته بودند برای برقرای صلح تلاشهایی را انجام دادند، از جمله:وی کسی را به میان مردم فرستاد تا عزم آنان بر جنگ و رویارویی را سست کند. سپس کسی را نزد بنی عدی- آنان تعداد زیادی بودند که به زبیر پیوسته بودند- فرستاد. فرستاده وی نزد آنان که در مسجد خود بودند آمد و به آنان گفت: عمران بن حصین صحابه رسول خدا مرا نزد شما فرستاده است و شما را نصیحت می‏کند و به خدای یگانه سوگند می‏خورد که اگر برده‭ای حبشی و مجدع- بینی بریده- باشد و در بالای کوهها گوسفندانی را بچراند و تا دم مرگ بر همین وضعیت باشد نزد وی دوست داشتنی تر از این است که به سوی یکی از این دو گروه تیری پرتاب کند که به هدف بخورد یا به خطا برود. پس پدر و مادرم به فدایتان باشد دست نگه دارید. مردم در جواب وی گفتند: دست از سر ما بردار، به خدا قسم ما هرگز بازمانده رسول خدا- منظورام المؤمنین عائشه است- را به خاطر چیزی رها نمی‏کنیم.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد4/87؛ خلافة علی، عبدالحمید، ص148.وی یکی از بزرگان تابعین بود. او در این راه تلاش زیادی به خرج داد و چنان نقشی ایفا کرد که هر کسی قادر به ادای آن نبود. او همچنان به تلاش خود برای صلح ادامه داد تا اینکه چیزی که از آن بیم داشت روی داد و قربانی تلاشهای خود شد، زیرا وی در حالی که در میان دو صف قرار داشت و مردم را به داور قرار دادن قرآن و دست برداشتن از صلح دعوت می‭کرد به قتل رسید.(1) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد7/92. وی از دو طریق ک