ما شبیخون زدند و ما آنها را به عقب راندیم. علی به فرمانده سمت راست سپاه گفت: به سمت راست برو. به فرمانده سمت چپ گفت: سمت چپ برو. در این اثنا سبئیان پیوسته به تحریک جنگ می‏پرداختند.(6)  گرچه‭این آغاز جنگ روی داد اما دو طرف هم چنان خویشتنداری می‭کردند تا اینکه واقعیت ماجرا روشن شود و علی و همراهانش بر این اتفاق داشتند که جنگ را آغاز ننمایند تا اینکه طلحه و زبیر جنگ را آغاز نمایند تا بدین ترتیب حجت را تمام کرده و حق جنگ داشته باشند. آنان با این وجود فراریان را نمی‏کشتند و زخمیها را خلاص نمی‭کردند اما سبئیان پیوسته به تحریک جنگ می‏پرداختند.(7)  در جانب دیگر طلحه که روی مرکب خود بود و مردم اطراف او را گرفته بودند می‏گفت: ای مردم آیا ساکت می‏شوید؟ اما مردم به او توجه نمی‭کردند و ساکت نمی‭شدند و او فقط توانست بگوید: أف بر شما، أف بر شما، شما فقط به مانند پروانههای اطراف آتش- به معنی نادانی و سبکسری- و مگسان طمع هستید.(8)  آیا پروانگان گرد آتش و مگسان طمع کسی غیر از این سبئیان می‏باشند؟! بلکه تلاشها برای انجام صلح تا آخرین لحظات نبرد ادامه می‏یابد.
از خلال این مباحث می‭توان تأثیر ابن سبا و پیروان سبئی او را در نبرد مشاهده کرد و می‭توان به روشنی- و به صورتی که جای شک و شبهه باقی نمی‏گذارد تمایل زیاد صحابه به‭ایجاد صلح و متحد ساختن مردم مشاهده نمود. این همان سخن حقی است نصوص آن را ثابت می‭کنند و انسان در مورد آن احساس آرامش می‏کند.(9) 
قبل از اینکه وارد بحث در مورد مراحل نبرد شویم لازم به ذکر است که‭اشاره کنیم تأثیر سبئیه در نبرد جمل تقریباً مورد اجماع علما است، خواه آنان را مفسدان یا اوباش دو طائفه و یا قاتلان عثمان یا سفیهان و کم خردان یا اوباشان نام برده و یا به صورت صریح آنان را سبئیه نام نهاده باشند.(10)  حال در زیر به برخی از نصوصی که مؤید این امر می‏باشند اشاره می‏شود:
الف- در کتاب «أخبار البصرة» عمر بن شبة آمده است کسانی که قتل عثمان به آنان منسوب شد ترسیدند که دو گروه در مورد قتل آنان با هم به توافق برسند. به همین دلیل میان آنان جنگ به راه‏انداختند و آن ماجراها روی داد.(11) 
ب- امام طحاوی می‭گوید: فتنه جمل بدون اختیار علی و طلحه روی داد، بلکه مفسدان بدون اختیار افراد سابق آن را به راه‏انداختند.(12) 
ج- قاضی ابوبکر باقلانی می‭گوید: صلح انجام شد و دو گروه با رضایت از هم جدا شدند. پس قاتلان عثمان ترسیدند که بر آنها سلطه‭یابند و آنان را احاطه نمایند. بنابراین با هم جمع شدند و به مشورت پرداختند و در مورد راه حل ماجرا با هم اختلاف نظر داشتند، اما بعد از مدتی بر این امر به اتفاق رسیدند که در میان دو گروه پراکنده شوند و هنگام سحر در میان دو اردوگاه جنگ را آغاز نمایند و با آنان اختلاط یابند و گروهی که در اردوگاه علی قرار دارند فریاد برآورند که گروه طلحه و زبیر به ما خیانت کردند و گروهی که در اردوگاه طلحه و زبیر هستند فریاد برآورند که علی به ما خیانت کرد. ماجرا به همان شکلی که آنان طرح ریزی کرده‏بودند روی داد و جنگ آغاز شد. پس هر یک از دو گروه مکروهی را که برای وی روی داده بود دفع می‭کرد و از ریخته شدن خون خود جلوگیری می‏نمود و وقوع این کار از دو گروه و دفاع آنان از خود، درست و طاعت خداوند می‏باشد. این رأی صحیح و مشهور می‏باشد و من هم با آن تمایل دارم و به آن قائل می‏باشم.(13) 
د- قاضی عبدالجبار معتزلی اقوال علما در مورد به توافق رسیدن علی، طلحه، زبیر و عائشه در مورد صلح و ترک جنگ و استقبال از گفتگو در مورد این امر را نقل کرده است و نیز نقل نموده که آن دسته از دشمنان عثمان که در میان اردوگاه بودند از این امر ناخشنود بودند و ترسیدند که دو گروه در مورد آنان فراغت یابند. به همین دلیل درباره آن واقعه- که امری معروف است- دست به چاره‏اندیشی زدند و آن وقایع- یعنی جنگ جمل- روی داد.(14) 
ﻫ- قاضی ابوبکر بن العربی می‭گوید: علی به بصره وارد شد. آنان به هم نزدیک شدند تا تدبیری بیندیشند. اما هوی و هوس پرستان آنان را رها نگذاشته و شروع به خونریزی کردند و در میان آنان جنگ برپا شد و غوغاء و هرج و مرج مستولی گشت. همه‭این مسائل به‭این خاطر بود که حجت و برهانی ارائه نگشته و آنچه پنهان بود آشکار نگردد و قاتلان عثمان نهان بمانند، زیرا شخصی واحد در لشکر می‭تواند تدبیر آن لشکر را فاسد کند، حال چه رسد به‭اینکه هزار نفر این کار را انجام بدهند! (15) 
ابن حزم می‭گوید: دلیل این امر این است که آنان با هم اجتماع کردند و با هم به جنگ نپرداختند. وقتی که شب فرا رسید قاتلان عثمان دریافتند که حمله و تدبیر دو گروه علیه آنان خواهد بود. پس شبانه وارد اردوگاه طلحه و زبیر شدند و بر آنان حمله بردند و مردم دست به دفاع از خود زدند تا اینکه با اردوگاه علی در هم آمیختند و افراد اردوگاه علی هم به دفاع از خود پرداختند و هر دو گروه گمان می‏بردند- و در این شکی وجود ندارد- که گروه دیگر جنگ را آغاز کرده است و کار در هم آمیخت و مردم فقط قادر به دفاع از خود بودند و فاسقانی که عثمان را به قتل رسانده بودند و سبئیون دست از تحریک جنگ و برافروخته ساختن آن بر نمی‏داشتند. بنابراین دو گروه در هدف و مقصود خود مصیب هستند و از خود دفاع کرده‭اند. زبیر برگشت و جنگ را به حال خود وانهاد و تیری ناشناس به سوی طلحه که‭ایستاده بود و از حقیقت این اختلاط- یعنی اختلاط افراد- بی خبر بود آمد و به زخمی‏اصابت کرد که در روز جنگ احد و در حضور رسول خدا برداشته بود اصابت کرد و او برگشت و در جا از دنیا رفت. زبیر هم- بعد از اینکه از نبرد عقب نشست در وادی السباعدر فاصله کمتر از یک روزی بصره کشته شد. آری وضعیت چنین بود.(16) 
ذهبی می‭گوید: جنگ جمل را نادانان دو گروه برافروختند.(17)  نیز می‭گوید: دو گروه با هم صلح کردند و علی و طلحه قصد جنگ نداشتند و حتی آنان در مورد اتحاد سخن گفتند. اما اوباش دو گروه به هم تیراندازی کردند و بدین سان آتش جنگ روشن شد و مردم بر هم شوریدند.(18)  در کتاب «دول الإسلام» آمده است: جنگ را اوباش به راه‏انداختند و کار از دست علی و طلحه و زبیر خارج شد.(19) 
دکتر سلیمان بن حمد عودة می‭گوید: بعد از این می‭توانیم بگوییم: چه مانعی وجود دارد که روایت طبری که تصریح به‭این امر دارد که سبئیه در ماجرای جنگ جمل نقش داشته‏اند این تعمیم را تفسیر نموده و آن مسمیاتی را که در منقولات این علما آمده است مشخص نماید؟ حتی اگر این گروههای اوباش ارتباط مستقیمی‏با سبئیه نداشته و اهدافشان به مانند اهداف آنان نباشد، چرا نتوان گفت که‭این امر زمینه را فراهم ساخت و ابن سبأ و پیروان سبئی او از آن بهره بردند، آنچنان که رسم در حرکتهای اغتشاشگرانه چنین است که از جانب مفسدان مورد بهره برداری واقع می‏شود؟! (20) 
فراموش نکنیم که فتنه و فضاهای آن در شکل گیری این وقائع ایفای نقش کرد. امر مسلم اینکه مردم در زمان وقوع فتنه و آشوب چیزهایی را که دیگران به وضوح می‏بینن