 و دلاوری کم نظیری از خود نشان دادند کشته شدند.(8)  عائشه دچار حیرت شدیدی شد و بسیار احساس حرج و گناه می‭کرد، زیرا وی قصد جنگ نداشت، لکن برغم میل وی جنگ روی داد و در وسط آشوبی قرار گرفته بود و مردم را با حرکت دست ندا می‏زد اما کسی به وی جواب نمی‏داد. هر کس افسار شتر عائشه را می‏گرفت کشته می‭شد. سپس محمد بن طلحه- سجاد- آمد و افسار شتر را گرفت و به عائشه گفت: مادر جان چه دستور می‏دهید؟ عائشه گفت: دست از جنگ بردار. پس وی شمشیر خود را که برکشیده بود در نیام کرد و کشته شد.(9)  هم چنین عبدالرحمان بن عتاب بن أسید که تلاش کرده بود مالک اشتر را به قتل برساند، گرچه خود نیز با وی کشته شود، کشته شود، زیرا وی مالک اشتر را بر زمین زد و هر دو نفر بر زمین افتادند و ابن عتاب به اطرافیانش گفت: من و مالک را با هم بکشید، (10)  زیرا به دلیل نقش بارزی که مالک در تشویق مردم علیه عثمان ایفا کرد، عبدالرحمان کینه زیادی از او در دل داشت، اما چون اشتر در میان مردم به اسم «مالک» معروف نبود و أجلش فرا نرسیده بود مردم به وی حمله نکردند و اگر عبدالرحمان می‏گفت: من و اشتر را بکشید، مردم فوراً با شمشیرهایشان به وی حمله می‭آوردند.(11)  عبدالله بن زبیر هم جنگ کم نظیری را انجام داد و خود را در میان شمشیرها انداخت و وقتی او را از میان کشته شدگان بیرون آوردند- در حالی که کشته نشده بود- جای چهل واندی ضربه شمشیر و نیزه بر بدن او بود که شدید ترین و آخرین آن ضربه‭اشتر بود، زیرا از روی خشم نسبت به عبدالله بن زبیر به‭این راضی نشد که در حالی که بر روی اسب نشسته است به او ضربه بزند، بلکه بر روی رکابهای اسب خود بلند شد و ضربه‭ای بر سر او وارد آورد و گمان نمود که وی را کشته است.(12)  تعداد زیادی از بنی عدی و بنی ضبه و أزد هم به قتل رسیدند. بنی ضبه در دفاع ازام المؤمنین فداکاری و جان نثاری و دلاوری زیادی از خود نشان دادند. یکی از سران آنان، یعنی عمر بن یثربی ضبی در رجزی که در این مورد بیان کرده است می‭گوید: 
نحن بنی ضبة أصحاب جمل      ننازل الموت إذا الم-وت ن-زل
الموت عندنا أحلی من العسل       ننعی ابن عفان بأطراف الأسل(13) 
(ما بنی ضبه‭ایم و یاران شتر و چون مرگ بیاید با او در می‏آمیزیم. مرگ در نزد ما شیرین تر از عسل است و با دم شمشیر بر ابن عفان نوحه می‏کنیم).
امیرالمؤمنین علی با مهارت و تیزبینی نادری که در امور نظامی‏داشت دریافت که باقی ماندن شتر موجب استمرار جنگ و هلاک مردم می‏شود و مادام که ام المؤمنین در میدان نبرد باشد اصحاب جمل شکست نخورده و دست از جنگ بر نمی‏دارند. نیز باقی ماندن عائشه در میدان نبرد خطری برای جان وی بود، زیرا کجاوه‭ای که عائشه در آن قرار داشت به مانند جوجه تیغی پر از تیر شده بود.(14)  پس به چند نفر از افراد سپاه خود از جمله محمد بن أبوبکر برادر ام المؤمنین- و عبدالله بن بدیل دستور داد تا شتر را پی کنند- یعنی ساقهای شتر را با شمشیر بزنند- و عائشه را از هودج خارج کنند.(15)  آنان شتر را پی کردند و محمد برادر عائشه عبدالله بن بدیل کجاوه را برداشتند و در مقابل علی گذاشتند و علی دستور داد تا او را به منزل عبدالله بن بدیل ببرند.(16)  برداشت نظامی‏علی درست بود، زیرا همین که سبب یا انگیزه‭ای که بصریان را وا می‏داشت تا با عشق و علاقه به سوی مرگ بروند، برداشته شد وام المؤمنین از میدان نبرد خارج شد، سپاه بصره عقب نشینی نمود. اگر چنین سیاستی اتخاذ نمی‭شد جنگ تا زمانی که سپاه بصره، اصحاب جمل یا سپاه علی به طور کامل از بین می‏رفتند ادامه می‏یافت. وقتی که سپاه بصره عقب نشینی نمود، علی یا منادی او ندا در داد که فراریان را دنبال نکنند و زخمیان را خلاص نکنند و جز تجهیزات یا سلاحهایی که به میدان نبرد یا اردوگاه آورده شده است چیزی را به غنیمت نگیرند زیرا غیر از این نمی‭توانند چیزی را ببرند و آنان را از اینکه داخل خانهها شوند نهی کرد. البته‭این ندا وی به همین جا ختم نشد، بلکه به کسانی از اهل بصره که با وی می‏جنگیدند گفت: اگر چیزی از وسایل خود را در نزد افراد سپاه من دیدید می‭توانید آن را پس بگیرید. پس مردی نزد جماعتی از سپاه علی آمد که داشتند در دیگی که متعلق به او بود گوشت می‏پختند و او آن دیگ را از آنان گرفت و از روی خشم و عصبانیت نسبت به آنان محتویات دیگ را ریخت.(17) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف عبدالرزاق5/456. سند آن به زهری می‏رسد و صحیح است.
2) البدایة و النهایة7/253.
3) همان.
4) مصنف ابن أبی شیبة15/268. سند آن صحیح است؛ سنن سعید بن منصور2/236. سند آن صحیح است.
5) مصنف ابن أبی شیبة15/258. راویان آن راویان روایات صحیح است.
6) طبقات ابن سعد5/2. سند آن صحیح است.
7) البدایة و النهایة7/253؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، ص190. سند آن حسن است.
8) البدایة و النهایة7/254.
9) نسب قریش، ص281؛ التاریخ الصغیر، بخاری1/110. سند آن صحیح است.
10) مصنف ابن أبی شیبة15/228؛ مرویات أبی مخنف، ص268. سند آن صحیح است.
11) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص159.
12) مصنف ابن أبی شیبة15/228. ابن حجر در فتح الباری13/57-58 سند آن را صحیح دانسته است.
13) تاریخ خلیفة، ص190. سند آن حسن است؛ خلافة علی، عبدالحمید، ص159.
14) أنساب الأشراف، بلاذری2/43. سند آن متصل است.
15) أعلام الحدیث، خطابی3/1611.
16) مصنف ابن أبی شیبة15/286-287، سند آن بسیار خوب است؛ فتح الباری13/57.
17) همانجاها.در این جنگ سخت تعداد زیادی از دو طرف به قتل رسیدند، اما در مورد تعداد آنان روایات مختلفی وجوددارد. مسعودی بیان کرده که‭این اختلاف در مورد تعداد کشتگان به تمایلات و خواستهای راویان آنها بر می‏گردد.(1) 
قتاده بیان کرده که در این جنگ بیست هزار نفر کشته شدند.(2)  روشن است که در این آمار مبالغه زیادی شده است، زیرا تعداد هر دو سپاه رقمی‏در حول همین مقدار یا کمتر از آن بوده است. ابومخنف رافضی- بر اساس امیال خود- مبالغه زیادتری به خرج داده و به گمان خود کار خوبی کرده است، اما نمی‏دانسته که کاری بسیار بد است و عنوان داشته که تنها از سپاه بصره بیست هزار نفر کشته شد.(3)  سیف ذکر کرده که در این جنگ ده هزار نفر کشته شدند که نصف آنان از یاران علی و نصف دیگر آن از یاران عائشه بودند. در روایت دیگری آمده است: پانزده هزار نفر کشته شدند که پنج هزار نفر آن از مردم کوفه و ده هزار نفر آن از مردم بصره بودند که نصف این مقدار در مرحله اول نبرد و نصف دیگر آن در مرحله دوم نبرد کشته شدند.(4)  این دو روایت به دلیل وجود انقطاع و قوادحی دیگر در سند آنها ضعیف هستند. نیز در آمارهای ارائه شده مبالغه زیادی روی داده است. عمر بن شبة روایت کرده که در این نبرد بیش از شش هزار نفر کشته شدند، اما سند این روایت ضعیف است.(5)  یعقوبی پا را از همه‭اینها فراتر نهاده و اظهار داشته که در این جنگ سی و دو هزار نفر به قتل رسیدند.(6)  به درستی که‭این آمارها مبالغه آمیز هستند. دلیل اعمال این مبالغه در آنها موارد زیر است:
الف- رغبت و اشتیاق دشمنان سبئی صحابه و پیروان این