وام است که اطلاع و علمی‏نسبت به‭این امور ندارند، زیرا این رافضیان این سخن راوی را که گفته است: «فأشار نحو مسکن عائشه» (پس به طرف مسکن عائشه‭ اشاره کرد) چنین تفسیر کرده‭اند که‭اشاره‭ایشان به خانه عائشه بوده است و با این اشاره بیان کرده‭اند که عائشه سبب این فتنه می‏باشد، اما باید گفت که‭این حدیث به هیج وجه بر این تفسیر دلالت ندارد و کسی که کمترین شناختی از مقاصد این کلام داشته باشد درمی‏یابد که‭این عبارت محتمل این معنا و مفهوم نیست، زیرا راوی گفته است: «أشار نحو مسکن عائشه» و نگفته است: «إلی جهة مسکن عائشه» و فرق میان این دو تعبیر روشن و آشکار است. این روایت که ذکر کرده‭اند بخاری آن را در باب فرض الخمس(30)  ذکر کرده است. این حدیث در صحیح مسلم و بخاری و دیگر کتب از طرق مختلف و با الفاظ گوناگون روایت و تخریج شده است و در برخی از نصوص آن، به سرزمینهای مد نظر این حدیث اشاره شده است و این اشاره دعوای شیعیان رافضی را ابطال می‏کند و دیگر نیازی به تکلف برای ابطال آن با چیزی دیگر باقی نمی‏گذارد. حال در زیر به برخی از روایات حدیث از طرق مختلف از ابن عمر اشاره می‏شود:
o	از لیث از نافع از ابن عمر روایت است که وی شنید که رسول خدا که رو به سمت شرق کرده بود و فرمود: «ألا إن الفتنةهاهنا من حیث یطلع قرن الشیطان».(31) 
o	از عبید بن عمر روایت است که گفت: نافع از ابن عمر به من روایت کرد که رسول خدا بر در خانه حفصه برخاست و با دست به طرف مشرق اشاره کرد و فرمود: «الفتنة من حیث یطلع قرن الشیطان».(32)  ایشان آن را دو یا سه بار بیان کرد.
o	از سالم بن عبدالله از پدرش روایت است که رسول خدا در حالی که رو به سمت شرق کرده بود فرمود: «ها إن الفتنةهاهنا، ها إن الفتنةهاهنا، ها إن الفتنةهاهنا من حیث یطلع قرن الشیطان».(33) 
در این روایات به صورت صریح جهت مورد اشاره مشخص شده است و بیان گشته که آن جهت مشرق است و منظور اشاره در روایتی که شیعیان رافضی ذکر کرده‭اند تفسیر شده است.(34)  در روایات دیگری از این حدیث هم سرزمینهای مورد اشاره ذکر شده است، از جمله از نافع از ابن عمر روایت است که گفت: پیامبر فتنه‏ها را بیان کرد و فرمود: پروردگارا شام و یمن را برای ما مبارک گردان. صحابه گفتند: ای رسول خدا در نجد چه؟(35)  راوی می‭گوید: فکر می‏کنم که در بار سوم فرمود: در آنجا فتنه‏ها و آشوبهایی روی می‏دهد و شاخ شیطان از آنجا طلوع می‏کند.(36)  
از سالم بن عبدالله بن عمر روایت است که گفت: ای مردم عراق، شما در مورد گناه صغیره سوال می‏کنید و مرتکب گناه کبیره می‏شوید! از پدرم عبدالله بن عمر شنیدم که گفت: شنیدم که رسول خدا می‭فرماید: «فتنه از اینجا می‏آید» و با دست خود به سمت مشرق اشاره کردند «از جایی که شاخهای شیطان بر می‏آید».(37)  در برخی از روایات برخی از قائل و وصف حال آنانی که در آن سرزمینها زندگی می‭کنند آمده است، از جمله از ابومسعود روایت است که گفت: رسول خدا با دستش به‭یمن اشاره کرد و گفت: به درستی که‭ایمان اینجاست و قساوت و سنگدلی در میان فدادین- کسانی که صدایشان را در کشتزارها و چارپایان خود بلند می‭کنند- و کسانی است که به خاطر مشغول بودن به مراقبت از شترانشان از مدنیت به دور بوده و به نشانههای دین خود جاهل هستند، یعنی همان جایی که شاخهای شیطان بر می‏آید- منظور روی دادن امور ناپسند و استیلای هر چه بیشتر شیطان و انتشار کفر- یعنی در میان ربیعه و مضر(ربیعه و مضر بدل از فدادین هستند).(38) 
این روایات دلالت قطعی دارند که منظور رسول خدا از قول «الفتنة هاهنا» سرزمینهای شرق است، زیرا روایات بر این امر تصریح دارند. هم چنین در برخی از این روایات آن سرزمینها توصیف شده و برخی از قبائل تعیین شده‏اند. هم چنین بر بطلان مدعای شیعیان رافضی دلالت دارد که می‏گویند اشاره‭ ایشان به طرف خانه عائشه بوده است. پس این قول آنان باطل و دیدگاهی ساقط است که کسی غیر از این افراد چنین چیزی را از آن نفهمیده و کسی غیر از آنان به آن قائل نشده است.(39) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
20) صحیح البخاری، شماره3770.
21) شرح نووی بر صحیح مسلم15/208-209.
22) صحیح البخاری، شماره3772.
23) الإنتصار للصحب و الآل، ص448.
24) المستدرک4/10؛ الصحیح المسند، مصطفی عدوی، ص356.
25) صحیح البخاری، شماره3772.
26) همان.
27) الإنتصار للصحب و الآل، ص448.
28) همان450-451.
29) البدایة و النهایة7/248.
30) صحیح البخاری، شماره3104.
31) همان7093؛ صحیح مسلم، شماره2905.
32) صحیح مسلم4/2229.
33) همان.
34) الإنتصار للصحب و الآل، ص453.
35) نجد در جهت شرق قرار دارد و کسانی که در مدینه هستند شرق آنان صحرا- یا جلگه- عراق می‏شود.
36) صحیح البخاری، شماره7094.
37) صحیح مسلم4/2229.
38) صحیح البخاری، شماره3302؛ الإنتصار للصحب و الآل، ص455.
39) الإنتصار للصحب و الآل، ص455.شیخ الإسلام ابن تیمیه می‭گوید: برترین زنان این امت خدیجه، عائشه و فاطمه هستند، اما در مورد اینکه کدام یک از نظر فضل بر دیگری برتری دارند اختلاف وجود دارد.(40)  از ابن تیمیه سوال شد که از میان ام المؤمنین خدیجه وام المؤمنین عائشه کدام یک برتر هستند و وی در جواب گفت: سابقه خدیجه و تأثیر او در ابتدای اسلام و نصرت او به دین و اقدامات او برای دین به نحوی است که نه عائشه و نه دیگر امهات المؤمنین در این مورد با او شریک نیستند و این موارد خاص وی است و تأثیر عائشه در آخر اسلام و حمل دین و تبلیغ آن برای امت و میزان درک وی از علم به شکلی است که نه خدیجه و نه دیگر زنان رسول خدا با وی شریک نمی‏باشند و وی با این صفات از دیگر زنان پیامبر متمایز می‏باشد.(41) 
ابن حجر می‭گوید: گفته شده است: علما بر افضل بودن فاطمه اتفاق نظر و اجماع دارند، اما در مورد عائشه و خدیجه اختلاف نظر وجود دارد.(42)  وی هم چنین در شرح حدیث ابوهریره می‭گوید که جبرئیل نزد رسول خدا آمد و به‭ایشان امر کرد که سلام خدا را به خدیجه برساند. سهیلی در این مورد می‭گوید: ابوبکر بن داود با استدلال به‭این ماجرا می‭گوید که خدیجه برتر از عائشه است، زیرا جبرئیل از جانب خود به خدیجه سلام کرد، اما جبرئیل سلام خدا را به خدیجه رساند. ابن العربی می‭گوید: در مورد اینکه خدیجه افضل از عائشه است اختلافی وجود ندارد. در رد این قول وی گفته‏اند: اختلاف در این باره از قدیم الأیام وجود داشته است، گرچه راجح این است که با توجه به‭این مورد و موارد سابق، خدیجه از وی برتر است.(43)  با تحقیق و نظر در نصوص وارده در مورد فضل این دو در می‏یابیم که بر افضل بودن خدیجه و فاطمه و سپس عائشه دلالت دارند، زیرا رسول خدا می‏فرمایند: خدیجه بر زنان امتم برتری دارد(چنان که مریم بر زنان جهان فضل دارد).(44)  نیز می‭فرماید: برترین زنان اهل بهشت خدیجه و فاطمه و مریم و آسیه می‏باشند.(45)  ابن حجر می‭گوید: این نصی صریح و غیر قابل تأویل است.(46)  هم چنین پیامبر می‭فرماید: برترین زنان دنیا عبارتند از: مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد، فاطمه بنت محمد و