دّت چهار ماه وده روز را کامل کند و به عموم آیه‌ی دوم عمل نکند، چون آیه‌ی دوم آن را خاص کرده و اگر مدّت حمل بیشتر از چهار ماه و یک روز طول کشید، با وضع حمل تمام می‌شود، چون آیه‌ی اول با آیه دوم خاص می‌شود. بنابراین هر یک از دو آیه در یک صورت عام و در صورت دیگر خاص است، که ‌از دیدگاه دیگر امام علی (رض) هر یک دیگری را خاص می‌کند و احتمال می‌رود جانب احتیاط را رعایت کرده تا بین هر دو آیه هماهنگی ایجاد شود(8) .
امّا قول راجح اين است كه عده‌ي زني كه شوهرش وفات كرده در هر حالت، وضع حمل است. به دليل روایت که صحّت آن اثبات شده و از عبدالله بن عتبه روايت است كه سبيعه دختر حارث به او خبر داد كه زن سعد بن خاله بوده – اين سعد كسي است كه در جنگ بدر شركت داشته – و سعد در حجه‌الوداع در حالي وفات نمود كه ‌اين زن حامله بوده‌است، طولي نكشيد كه پس از وفات سعد وضع حمل كرد، وقتي از نفاس و آلودگی دوران زایمان پاك شد، خودش را براي خواستگاران آرايش كرد، ابوسنابل به خانه‌اش رفت و گفت: چه شده كه تو را آراسته می‌بينم، شايد می‌خواهي ازدواج كني؟ سوگند به خدا اگر تا چهار ماه و ده روز صبر نكني نمی‌تواني ازدواج كني. سبیعه گفت: اين را كه به من گفت لباسهايم را جمع كردم و آرايشم را به هم زدم، شب كه شد خدمت رسول‎الله (رض) آمدم و در اين باره سؤال كردم، رسول‎الله به من فتوا داد كه با وضع حمل عدّه تمام شده و دستور داد كه ‌اگر شرايط ازدواج برايت فراهم شده، ازدواج كن(9). 
احتمال دارد اين حديث به امام علي نرسيده باشد، چون فردي مانند امام علي هرگز با حديث صحيح و ثابتي كه‌ از رسول‎الله ‌است، مخالفت نمي‌كند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تیسیر الاصول عبدالله‌الجدیع/262
2) تیسیر علوم الفقه، عبدالله جُدیع، ص 262.
3) منبع سابق.
4) فقه‌الامام علی از 560 به نقل از منصف بن ابی شیبه
5) منبع سابق.
6) الاحکام آمدی 2/445 و روضة الناظر 2/129.
7) الفصول فی الاصول جصاص 6/106.
8) فقه‌الامام علي 1/50.
9) مسلم ش/1484.ابن تیمیه می‭گوید: همچنین عامه سابقون از اینکه وارد جنگ شده بودند پشیمان شدند و علی، زبیر، طلحه و دیگران از کار خود پشیمان شدند. این افراد در روز جنگ جمل قصد وارد شدن به جنگ را نداشتند، اما بدون اختیار آنان جنگ روی داد.(1) 
الف- از امیرالمؤمنین علی روایت است که وقتی مردم در جنگ کشته می‭شدند، گفت: دوست دارم که بیست سال قبل از این مرده بودم.(2) 
ب- نعیم بن حماد از حسن بن علی روایت کرده که به سلیمان بن صرد گفت: وقتی که جنگ شدت یافت علی نزد من آمد و گفت: ای حسن، دوست دارم که بیست سال قبل از این مرده بودم.(3) 
ج- از حسن بن علی روایت است که گفت: امیرالمؤمنین علی قصد کاری دیگر را داشت، اما حوادثی پشت سرهم روی داد، و او از آنها چاره‭ای نیافت.(4) 
د- از سلیمان بن صرد از حسن بن علی روایت است که گفت: آنگاه که مردم مردم کشته می‭شدند گفت: آیا همه‭اینها به خاطر ما است؟ ای کاش بیست یا چهل سال قبل از این مرده بودم.(5) 
ﻫ- از عائشه روایت است که وقتی در مورد جنگ جمل بحث می‭کرد می‏گفت: دوست دارم که من هم چون اصحاب خود می‏نشستم و نمی‏رفتم. من دوست می‏داشتم که از رسول خدا ده واندی فرزند می‏داشتم و همه آنان مانند عبدالرحمان بن حارث بن هشام و عبدالله بن زبیر می‏بودند.(6) 
و- عائشه هنگامی‏که‭این آیه را قرائت می‭کرد که می‭فرماید: «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ » (احزاب:33) (و در خانه‌هاي خود بمانيد) آن قدر می‏گریست که مقنعه‭اش خیس اشک می‭شد.(7) 
ز- عائشه می‭گوید: دوست داشتم که از رسول خدا بیست فرزند چون عبدالرحمان بن حارث بن هشام و عبدالله بن زبیر می‏داشتم و و همه آنان را از دست می‏دادم اما در جنگ جمل حضور نمی‏داشتم.(8) 
ح- ابن تیمیه می‭گوید: عائشه جنگ نکرد و به قصد جنگ خارج نشد، بلکه به قصد اصلاح میان مسلمانان خارج شد و گمان می‏برد که خروج وی به مصلحت مسلمانان است، اما بعداً برای وی روشن شد که ترک خروج اولی بوده است. پس هرگاه به‭یاد خروج خود می‏افتاد آن قدر می‏گریست که مقنعه‭اش خیس می‭شد. عامه سابقون هم چنین وضعی داشتند و از اینکه وارد جنگ شده بودند پشیمان بودند. علی، طلحه، زبیر و دیگران پشیمان بودند. این افراد در روز جنگ جمل قصد وارد شدن به جنگ را نداشتند، اما بدون اختیار آنان جنگ روی داد.(9) 
ط- ذهبی می‭گوید: شکی نیست که عائشه به طور کامل از رفتن خود به بصره و حضور در جنگ جمل پشیمان شده بود و گمان نمی‏برد که موضوع به آن نتیجه ختم شود.(10) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المنتقی من منهاج الإعتدال فی نقض کلام أهل الرفض و الإعتزال، محب الدین خطیب، ص222.
2) الفتن، نعیم بن حماد1/80.
3) همان.
4) همان81.
5) أحداث و أحادیث فتنة الهرج، ص217.
6) الفتن، نعیم بن حماد1/81.
7) سیر أعلام النبلاء2/177؛ الطبقات8/81.
8) التمهید، باقلانی، ص232. عبدالرحمان بن حارث بن هشم مخزومی‏از مردان نجیب و برگزیده بنی مخزوم بود و قبل از معاویه وفات یافت.
9) المنتقی من منهاج الإعتدال فی نقض کلام أهل الرفض و الإعتزال، محب الدین خطیب، ص222.
10) سیر أعلام النبلاء2/177.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:492.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:493.txt">1- اولین کسی که در راه خدا شمشیر از نیام برکشید</a><a class="text" href="w:text:494.txt">2- هجرت زبیر به حبشه</a><a class="text" href="w:text:495.txt">3- در غزوه بدر</a><a class="text" href="w:text:496.txt">4- در غزوه أحد</a><a class="text" href="w:text:497.txt">5- در غزوه خندق</a><a class="text" href="w:text:498.txt">6- غزوه يرموك</a><a class="text" href="w:text:499.txt">7- فتح مصر</a><a class="text" href="w:text:500.txt">8- غیرت زبیر بن عوام</a><a class="text" href="w:text:501.txt">9- زبیر فرزندان خود را به نام شهدای صحابه نامگذاری می‏کند</a><a class="text" href="w:text:502.txt">10- مخفی داشتن طاعات در نزد زبیر</a><a class="text" href="w:text:503.txt">11- شعر حسان بن ثابت در مدح زبیر</a><a class="text" href="w:text:504.txt">12- کرم و بزرگواری زبیر بن عوام(رض)</a><a class="text" href="w:text:505.txt">13- وقت کوچ فرا رسید... شهادت رسول خدا مبنی بر ورود وی به بهشت</a><a class="text" href="w:text:506.txt">14- اشتیاق زبیر در هنگام مرگ به ادای بدهی و دین خود</a></body></html>وی ابو عبدالله زبیر بن عوام بن خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب از قبیله قریش و طائفه أسد است.(1)  وی در جد خود قصی به رسول خدا می‏رسد. او حواری رسول خدا و فرزند عمه‭ایشان، یعنی صفیه بنت عبدالمطلب و یکی از عشره مبشره و یکی از اعضای شورای خلافت است.(2)  وی در سنین جوانی و در حالی که شانزده سال داشت اسلام را پذیرفت.(3)  وی از هیچ غزوه‭ای از غزوات رسول خدا تخلف نورزید.(4)  بعد از اینکه مسلمان شد مورد آزار و اذیت قرار گرفت. روایت شده که عموی زبیر او را در حصیری می‏گذاشت و در آن دود می‏دماند و می‏گفت: به کفر برگرد و زبیر می‏گفت: هرگز به کفر بر نمی‏گردم.(5) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة1/526-528.
2) الطبقات الکبری3/100؛ الإصابة1/526-528.
3) سیر أعلام النبلاء