زار نفر ذکر کرده است.(3) 
مکان تجمع سپاه علی در نخیله بود.(4)  این مکان در دو مایلی کوفه آن زمان قرار داشت. عده‭ای از قبائل مختلف سرزمین عراق به آن پیوستند.(5)  علی ابومسعود انصاری را بکار گرفت و از نخیله زیاد بن نضر حارثی را به عنوان پیش قراول سپاه در رأس هشت هزار جنگجو روانه کرد و شریح بنهانی را در رأس چهار هزار نفر روانه نمود. سپس علی سپاه خود را به مدائن- بغداد- برد و در آنجا تعدای جنگجو به وی پیوست و سعد بن مسعود ثقفی را در رأس آنان قرار داد و از آنجا پیش قراولی متشکل از سه هزار نفر را به موصل فرستاد.(6)  وی راه اصلی جزیره را در ساحل شرقی رود فرات پیمود تا اینکه به نزدیکی قرقیساء(7)  رسید. در آنجا به وی خبر رسید که معاویه برای رویارویی با وی خارج شده و در صفین اردو زده است. پس علی به رقه(8)  پیش رفت و از آنجا از فرات عبور کرد و به قسمت غربی آن رفت و در صفین فرود آمد.(9) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة1/123-124 به نقل از حاکم با سند حسن.
2) عده‭ای گفته‏اند صد و پنجاه هزار نفر یا بیشتر بوده است. البدایة و النهایة7/260؛ عده‭ای گفته‏اند صد و بیست هزار نفر بوده‭اند، المعرفة و التاریخ3/13 سند روایت منقطع است؛ عده‭ای گفته‏اند نود هزار نفر بوده‭اند، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص193.
3) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص193. سند آن حسن است.
4) مکانی در نزدیکی کوفه در جهت شام. معجم البلدان5/278.
5) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص188.
6) تاریخ طبری5/603. سند آن حسن و منتهی به عوانه اما منقطع می‏باشد.
7) شهری در کنار رود خابور در مصب رود فرات. معجم البلدان3/153.
8) شهری مشهور در سوریه امروزی در کنار قسمت شرقی رود فرات. معجم البلدان3/153.
9) تاریخ طبری5/604.معاویه در پیگیری قاتلان عثمان بسیار جدی بود. وی توانست تعدادی از افراد مصری که در جنگ مدینه- و قتل عثمان- دست داشتند و در راه بازگشت بودند بگیرد و به قتل برساند. یکی از این افراد أبوعمرو بن بدیل خزاعی بود.(1)  همچنین وی در مصر و در میان اهل «خربتا» ایادی و پیروانی داشت که خونخواهی عثمان را می‭کردند. این گروه توانسته بودند که در چند رویارویی در سال 36ﻫ محمد بن أبوحذیفه را شکست دهند. همچنین توانست تعدای از سران مصری جنگ مدینه مانند عبدالرحمان بن عدیسی و کنانة بن بشر و محمد بن أبوحذیفه را بگیرد و آنان را در فلسطین به زندان افکند. این موضوع قبل از خروج معاویه به صفین روی داد. سپس وی در ذی الحجه سال 36ﻫ آنان را به قتل رساند.(2)  وقتی که علی از حرکت سپاه عراق اطلاع یافت مستشاران خود از بزرگان شام را فراخواند و برایشان سخن راند و گفت: علی همراه با مردم عراق به سوی شما آمده است. پس ذوالکلاع حمیری گفت: بر تو فرمان دادن واجب است و بر ما اجرا.(3) 
مردم شام در مورد خونخواهی عثمان و جنگ با معاویه بیعت کردند(4)  و عمرو بن عاص اقدام به تجهیز سپاه و بستن پرچم کرد و سپس جهت تشویق سپاه در میان سپاه شروع به سخن کرد و گفت: مردم عراق جمع خویش را پراکنده‏اند و شوکت خویش را سست کرده‭اند و نیروی خود را متفرق کرده‭اند. مردم بصره نیز با علی مخالفند که خونی آنها است و کسانشان را کشته است. در جنگ جمل سران مردم بصره و سران مردم کوفه نابود شده‏اند و علی با اندک گروهی از آنان حرکت کرده که بعضیشان قاتلان خلیفه شمایند. خدا را در نظر داشته باشید و نگذارید که حقتان ضایع شود و خونتان معوق بماند.(5)  معاویه در رأس سپاهی بزرگ به حرکت در آمد. روایات در مورد بیان تعداد آن با هم اختلاف نظر دارند و همه روایاتی هستند که سندشان منقطع می‏باشد و عین همان روایاتی هستند که تعداد سپاه علی را برآورد کرده‭اند و برخی تعداد آن را صد و بیست هزار نفر(6)  و برخی هفتاد هزار نفر و برخی مقداری بیشتر از آن را ذکر کرده‭اند، (7)  اما نزدیک ترین روایت به صحت تعداد آنان را شصت هزار جنگجو ذکر کرده است. این روایت گرچه سند منقطعی دارد، اما راوی آن صفوان بن عمرو سکسی حمصی از اهالی شام است که در سال 72ﻫ به دنیا آمده است و ثقه بودن وی ثابت شده است و تعدادی از حاضران در نبرد صفین را دیده است و این امر در سرگذشت وی معلوم است(8)  و استناد به وی صحیح می‏باشد.(9) 
فرماندهان سپاه علی به قرار زیر بودند: عمرو بن عاص فرمانده سواران مردم شام، ضحاک بن قیس فرمانده همه پیاده نظام سپاه، ذوالکلاع حمیری بر بال راست سپاه، حبیب بن مسلمه بر بال چپ سپاه و ابوالأعور سلمی‏فرمانده پیش قراولان سپاه. اینان فرماندهان بزرگ سپاه بودند و در زیر مجموعه هر کدام از این فرماندهان فرماندهان دیگری بودند که حسب قبائل تقسیم شده بودند. این ترتیب که ذکر شد مربوط به ابتدای حرکت سپاه بود، اما در اثنای حرکت و به خاطر وجود برخی از شرایط برخی از فرماندهان تغییر کردند و فرماندهان دیگری منصوب شدند و شاید همین عامل، علت اختلاف در مورد نامهای فرماندهان در برخی از منابع باشد.(10) 
معاویه ابوالأعور سلمی‏ را به عنوان پیش قراول سپاه روانه کرد. جهت حرکت آنان به شمال شرقی دمشق بود. وقتی که به صفین در پایین فرات رسید در یک دشت باز در کنار گودال آبی از فرات اردو زد و در آن مکان گودالی غیر از آن وجود نداشت و آن را به تصرف خود درآورد.(11) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المحن، أبوعرب تمیمی، ص124؛ خلافة علی، عبدالحمید، ص191.
2) خلافة علی، عبدالحمید، ص191.
3) الإصابة1/480؛ خلافة علی، عبدالحمید، ص192.
4) أنساب الأشراف2/52سند آن منقطع است؛ خلافة علی، ص192.
5) تاریخ طبری5/601. سند آن منقطع است.
6) خلافة علی بن أبی طالب، ص194؛ المعرفة و التاریخ3/313.
7) خلافة علی، ص194؛ تاریخ خلیفة، ص193.
8) سیر أعلام النبلاء6/380.
9) خلافة علی بن أبی طالب، ص194.
10) امتداد العرب فی صدر الإسلام، صالح علی، ص73؛ خلافة علی، ص194.
11) صفین، نصر بن مزاحم، ص160-161.سپاه علی به صفین رسید، جایی که در آن سپاه معاویه اردو زده بود. سپاه علی جایی را نیافت که به‏اندازه کافی فراخ بوده و بتواند همه سپاه را در خود جای دهد، به همین دلیل در مکانی ناهموار اردو زدند، زیرا غالب جاهای آن مکان متشکل از صخرههای سخت و پشته‭ای بود.(1)  سپس سپاه عراق مواجه با این امر غافلگیر شد که معاویه آب را از آنان منع کرد. پس برخی از سپاهیان نزد علی شتافتند و در این مورد شکایت کردند. پس علی را دنبال أشعث بن قیس فرستاد و او در رأس دو هزار نفر به سوی آب رفت و اولین نبرد میان دو گروه روی داد و در این نبرد اشعث پیروز شد و بر آب استیلا یافت.(2)  اما روایت دیگری وارد شده که اصل جنگ را نفی می‏کند و مفاد آن چنین است که‭اشعث بن قیس نزد معاویه آمد و گفت: ای معاویه در مورد امت محمد خدا را در نظر داشته باش. فرض کنید که شما همه مردان عراق را می‏کشید، پس در این صورت چه کسی به داد بعوث و بچهها برسد؟ خدای متعال می‭فرماید:
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ) الحجرات: ٩ 
معاویه گفت: چه می‏خواهی؟ گف