وشت: من یکی از تیرهای اسلام هستم و بعد از خدا این تو هستی که‭این تیر را پرتاب می‏کنی و جمع می‏کنی. پس ببین کدام هدف سخت تر و ترسناک تر و بهتر است و مرا به سوی آن پرتاب کن.(2)  وقتی که عمرو به مدینه بازگشت ابوبکر به او دستور داد که از مدینه خارج شود و اردو بزند تا مردم را همراه او کند. سپس او را با سپاهی روانه شام کرد.(3) 
در نبرد یرموک عمرو در رأس جناح راست سپاه بود و مشارکت وی تأثیر زیادی بر پیروزی مسلمانان نهاد. بعد از وفات ابوبکر صدیق، عمرو در شام به کار خود ادامه داد و در حرکت فتح اسلامی‏در شام مشارکت فعالی داشت. وی در فتح بیسان و طبریه و اجنادین با شرحبیل بن حسنه همکاری نمود.(4)  وی همچنین اقدام به فتح غزه، اللد، یُبنی، عمواس، بیت جبرین، یافا، رفح و بیت المقدس کرد. عمرو تنها به فتح سرزمینهای شام اکتفا نکرد، بلکه سرزمینهای مشهور مصر را نیز فتح کرد، زیرا عمربن خطاب بعد از فراغت از فتح شام به عمرو فرمان داد که با سپاهیان همراه خود به مصر برود. عمرو نیز عازم آنجا شد و به عریش رسید و آنجا را فتح کرد. همچنین حرکت فتح شامل نقاط دیگری شد که عبارتند از: فرما، فسطاط، حصن بابلیون، عین شمس، فیوم، أشمونین، أخمیم، بشرود، تنیس، دمیاط، تونة، دقهلة، اسکندریه و برخی دیگر از سرزمینهای آفریقائی چون برقة، زویلة و طرابلس شد.(5) 
عمر فاروق به شایستگی عمرو برای رهبری و امامت گواهی داده و می‭گوید: شایسته نیست که عمرو بن عاص جز به امیری بر روی زمین راه برود.(6)  وی در زمان عثمان از نزدیکان خلیفه و از مشاوران او بود و زمانی که عثمان محاصره شد عمرو بن عاص از مدینه عازم شام شد و گفت: ای مردم مدینه به خدا هر که در مدینه باشد و عثمان کشته شود خداوند عزوجل او را ذلیل می‏کند و هر کس توان یاری او را ندارد باید فرار کند. پس عمرو حرکت کرد و پسرانش عبدالله و محمد نیز با وی رفتند و بعد از وی حسان بن ثابت نیز از مدینه خارج شد و بعد از این حوادثی که خدا می‭خواست روی داد.(7)  وقتی که خبر کشته شدن عثمان و بیعت مردم با علی به عمرو بن عاص رسید، عمرو گفت: خداوند عثمان را رحمت کند و او را بیامرزد. پس سلامة بن زنباع جذامی‏گفت: ای مردم قریش، به خدا میان شما و عربان دری بود که شکسته شد. پس دری دیگر پیدا کنید. عمرو گفت: ما هم همین را می‏خواهیم. اصلاح در به مته‭ای نیاز دارد که حق را از ورطه جنگ بیرون آورد و مردم در عدالت همانند باشند. سپس شعری را به تمثیل خواند با این مضمون:
فیالهف نفسی علی مال-ک      و هل یصرف مالک حفظ القدر
أن-زع من الحر أودی بهم       فأعذر هم-ام بقوم-ی‏سک-ر
(ای دریغ از مالک، مگر دریغ خوردن موجب تغییر تقدیر می‏شود. مگر گرما نابودشان کرد که معذورشان دارم یا قوم من دچار مستی بودند).
آنگاه پیاده راه افتاد و می‏گریست و می‏گفت: ای دریغ برای عثمان، حیاء و دین از میان رفت. وی همچنان به راه ادامه داد تا به دمشق رسید.(8) 
این تصویری درست از عمرو بن عاص است که همگام با شخصیت او و سیر زندگی او و نزدیکی او به عثمان است، اما تصویری که او را انسانی سازشکار و طمع ورز و مشتاق به دنیا نشان می‏دهد در روایاتی وارد شده که متروک و ضعیف هستند و واقدی از موسی بن یعقوب ذکر کرده است.(9) 
تعدادی از نویسندگان و مؤرخان تحت تأثیر این روایات ضعیف و نادرست قرار گرفته و عمرو را در جایگاهی پست قرار داده‏اند، مانند آنچه که محمود شیت خطاب، (10)  عبدالخالق سید ابو رابیه(11)  و عباس محمود العقاد نوشته‭اند. عقاد اصلاً در این نوشته‏ها خود را فراتر از این می‏داند که به سند نگاه کرده و خواننده را کوچک می‏شمارند و سیمای معاویه و عمرو بن عاص را چنین نشان می‭دهند که افرادی فرصت طلب و منفعت اندیش بوده‭اند. اگر همه منتقدان تاریخ در مورد بطلان روایات مورد استدلال عقاد اتفاق نظر پیدا کنند، این برای عقاد اهمیتی ندارد، زیرا وی بعد از ذکر روایات واهی و ضعیف و غیر قابل استدلال می‭گوید: منتقدان تاریخ هر چه می‏خواهند در مورد صدق این گفتگو و صحت این سخنان و آنچه که نقل آن ثابت شده و سند و نصش ثابت نشده است بگویند، زیرا چیزی که در آن شکی وجود ندارد گرچه همه کتب تاریخی بر ابطال آن اتفاق داشته باشند، این است که اتفاق نظر میان آن دو نفر، توافقی به شکل چانه زنی و همکاری برای رسیدن به خلافت و ولایت بوده است و چانه زنی میان آنان بر سر میزان نصیب هر دو بوده است و اگر چنین نمی‏بود میان آنان توافقی حاصل نمی‭شد.(12) 
شخصیت حقیقی عمرو این است که وی مرد اصول و مبانی بود و هنگامی‏که دید نمی‭تواند به عثمان کمک کند مدینه را ترک کرد و هنگامی‏که عثمان کشته شد برای عثمان گریه تلخی کرد. وی در زمان عثمان بدون اینکه ولایت داشته باشد وارد مجلس مشورت می‭شد. وی بعد از قتل عثمان نزد معاویه رفت تا با هم برای جنگ با قاتلان عثمان و گرفتن انتقام خلیفه شهید همکاری نمایند.(13)  کشته شدن عثمان برای اینکه همه خشم او را بر مجرمان خونریز به حرکت درآورد کافی بود و لازم بود که مکان دیگری برای گرفتن انتقام از این افرادی انتخاب می‭شد که بر حرم رسول خدا جسارت به خرج داده و خلیفه را در انظار مردم به قتل رسانده بودند. چه شگفتی دارد که عمرو به خاطر عثمان به خشم آید؟ اگر کسی در این مورد شک دارد آن کسی است که حول محور روایات مکذوبی می‏گردد که عمرو را چنین نشان می‭دهند که قصد دستیابی به حکومت را داشته است.(14) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات1/262؛ جوتمع السیرة، ابن حزم، ص24، 29.
2) إتمام الوفاء بسیرة الخلفاء، ص55.
3) فتوح الشام، بلاذری، ص48-51.
4) تاریخ طبری3/605؛ الکامل، ابن أثیر2/498.
5) سیر أعلام النبلاء3/70؛ القیادة العسکریة فی عهد الرسول، ص634-942.
6) سیر أعلام النبلاء3/70.
7) تاریخ طبری به نقل از: عمرو بن العاص، غضبان، ص464.
8) همان.
9) عمرو بن العاص، غضبان، ص481.
10) سفراء النبی، محمود شیت خطاب، ص508.
11) عمرو بن العاص، عبدالخالق سید ابورابیه، ص316.
12) عمرو بن العاص، عقاد، ص231-232.
13) عمرو بن العاص، غضبان، ص489-490.
14) همان492.«بسم الله الرحمن الرحیم»
1-	این آنچه است که علی بن أبی طالب و معاویه بن أبی سفیان و پیروانشان بر آن توافق کرده‭اند که بر اساس آن به حکم خدا و رسولش راضی شوند.
2-	حکم علی بر همه مردم عراق از حاضر و غائب و حکم معاویه بر همه مردم شام از حاضر و غائب است.
3-	ما به توافق رسیدیم که به حکم قرآن از آغاز تا پایان پایبند باشیم و آنچه را که زنده کرد زنده می‏داریم و آنچه را که بمیراند می‏میرانیم. ما بر این امر توافق کرده‭ایم و به آن راضی هستیم.
4-	علی و طرفدارانش عبدالله بن قیس را به عنوان ناظر و داور خود برگزیده‏اند و معاویه به عمرو بن عاص به عنوان داور و ناظر خود راضی می‏باشد.
5-	علی و معاویه از عبدالله بن قیس و عمرو بن عاص عهد و پیمان خدا و رسولش را گرفته‭اند که قرآن را در این داوری امام خود قرار دهند و از حکم موجود در قرآن به حکمی‏دیگر عدول نکنند و اگر حکم آن را در قرآن نیاف