یی یاران علی را آشفته و دچار ترس کرد و علی به همراه آن دسته از باقی مانده سپاهش که تحت اختیار و مطیع او بودند، وارد کوفه شد بعد از این که به علی خبر رسید که خوارج گروه خود را سازمان دهی کرده‭اند و یک امیر را برای نماز و امیری دیگر را برای جنگ انتخاب کرده‭اند و با خداوند عزیز و بزرگوار بیعت کرده و امر به معروف و نهی از منکر می‭کنند که همه ‭اینها به‭این معنی بود که آنان عملاً از جماعت مسلمانان جدا شدند، به امور مربوط به آنان مشغول شد.
امیر المؤمنین علی†دوست داشت آنها را به جمع مسلمانان بر گرداند بنابراین ابن‏عباس را به نزد آنان فرستاد تا با آنان مناظره کند و اینک ابن‏عباس این حادثه را برای ما روایت می‏کند و می‭گوید:... به نزد آنان رفتم در حالی که بهترین لباس یمنی خود را بر تن کردم و پیاده رفتم و در نیمروز در یک خانه نزد آنان رفتم. ابن‏عباس مردی خوش چهره و دارای صدایی بلند بود. گفتند: خوش آمدی ای ابن‏عباس، این لباس زیبا چیست؟ گفت: چرا بر من عیب می‏گیرید؟ من دیدم که رسول‭الله(ص) بهتر از این لباسها را بر تن می‭کرد. و این آیه نازل شد:
(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ) الأعراف: ٣٢
 «ای پیامبر بگو: زیورهایی را که خدا برای بندگان پدید آورده و نیز روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانید؟»
 گفتند: برای چه کاری آمده‭ای؟ گفت: من از جانب صحابه پیامبر(ص) از مهاجرین و انصار و از جانب پسر عمو و داماد پیامبر(ص) که قرآن بر آنان نازل شد آمده‭ام، آنان در تأویل قرآن از شما عالم تر هستند و در میان شما کسی از آنان نیست و هر چه را که آنان می‏گویند به اطلاع شما می‏رسانم و هر چه را که شما می‏گویید به اطلاع آنان می‏رسانم. عده‭ای از آنان به سمت من آمدند. گفتم: به چه دلیل بر اصحاب رسول‭الله(ص) و پسر عمویش خشم گرفته‭اید، بگویید؟ گفتند: به سه دلیل. گفتم: آن دلایل کدام هستند؟ گفتند: اولین آنها این است که :او مردانی را در امر خداوند حکم قرار داد در حالی که می‭فرماید:«اِن الحکم الّا لّله» "حکم جز برای خداوند نیست "مردان را چه به حکم و حکمیت؟ گفتم: این یک دلیل.گفتند: اما دومی‏این که او جنگ کرد (در جنگ جمل) اما اسیر نگرفت و غنایم جنگی جمع نکرد. اگر آنان کافر بودند بنابراین اسیر کردن آنان نیز حلال بود و اگر مومن بودند، نه اسیر کردن آنان نه مبارزه با آنان حلال نبود.گفتم: این دومین دلیل، سومین کدام است؟ گفتند: لقب امیرالمومنین را از نام خود جدا کرد. بنابراین اگر او امیرمومنان نبود پس امیر کافران است. گفتم: آیا غیر از این موارد، مورد دیگری هم هست؟ گفتند: ما به‭این موارد اکتفا می‏کنیم. به آنان گفتم: نظرتان چیست اگر من از کتاب خداوند بزرگوار و سنت پیامبر او(ص) چیزی را برایتان بخوانم که به ادعاهای شما پاسخ دهد. آیا از موضع خود باز می‏گردید؟ گفتند: بله. گفتم: این که می‏گویید: او در امر خداوند دو مرد را حکم قرار داد. من بخشی از کتاب خداوند را برایتان می‏خوانم که خداوند حکم خود را درمورد ارزش ربع درهم به بندگان واگذار می‏کند که آنان در آن مورد حکم کنند. آیا دیده‭اید که خداوند تبارک و تعالی می‭فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ) المائدة: ٩٥
 «ای کسانی که‭ایمان آورده‭اید در حالی که مُحرمید شکار را نکشید و هر کس از شما عمدا آن را بکشد باید نظیر آن چه کشته است. از چهار پایان کفاره‭ای بدهد. که نظیر بودن آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند»
و این حکم کردن رجال است. شما را به خدا قسم می‏دهم که ‭آیا حکم رجال درباره اصلاح بین دو طرف و جلوگیری از خونریزی خوب است یا درباره کشتن یک خرگوش؟گفتند: بله. این بهتر است گفتم: و در مورد مسئله میان زن و مرد نیز نازل شده است 
(وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَکَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِّنْ أَهْلِهَا) النساء: ٣٥
 «و اگر از جدائی میان آن زن و شوهر بیم دارید پس داوری از خانواده آن شوهر و داوری از خانواده آن زن تعیین کنید» 
پس شما را به خدا قسم می‏دهم بگوئید که حکم کردن رجال برای اصلاح رابطه بین آنان و جلوگیری از ریخته شدن خون شان بهتر است یا درباره رابطه با زن؟ آیا از این امر خارج شدم؟ گفتند: بله.گفتم: اما قول سوم شما که می‏گوئید: او مبارزه کرد اما اسیر نگرفت و غنایم جنگی جمع آوری نکرد. آیا شما مادرتان عایشه را به اسیری می‏گیرید و آنچه را در مورد سایر زنان حلال می‏دانیم درباره او نیز حلال می‏دانیم، قطعا شما کافر شدید. و اگر شما بگوئید: او مادر ما نیست باز هم شما کافر شدید 
(النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ) الأحزاب: ٦ 
«پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر و نزدیکتر است و همسرانش مادران ایشانند.» 
بنابراین شما بین دو گمراهی قرار دارید، پس یک راه برای خروج از آن بیاورید. آیا از این امر خارج شدم؟ گفتند: بله. می‭گوید: اما این که لقب امیرالمؤمنین را از نام خود حذف کرد، من چیزی را برای شما می‏آورم که علیه شما است. پیامبر خدا(ص) در روز حدیبیه با مشرکان صلح کرد و به علی گفت: ای علی بنویس آنچه که محمد رسول خدا بر اساس آن صلح کرده است. گفتند: اگر ما معتقد بودیم که تو رسول خدا هستی با تو نمی‏جنگیدیم، رسول‭الله(ص) فرمود: ای علی پاک کن. پروردگارا تو که می‏دانی من رسول خدا هستم. ای علی پاک کن و بنویس: «این چیزی است که محمدبن عبدالله بر اساس آن صلح کرده است ». به خدا قسم رسول خدا بهتر از علی است او عنوان رسول خدا را از نام خود پاک کرد و این پاک کردن او به معنی پاک شدن از نبوت نبود. آیا از این امر هم خارج شدم؟ گفتند: بله. بنابراین دو هزار نفر از آنان باز گشتند و بقیه خروج کردند و بر اساس گمراهی خود مبارزه کردند و مهاجرین وانصار با آنان جنگیدند و آنان را به قتل رسانند.(6)  
می‭توان از مناظره ابن‏عباس با خوارج درسها و عبرتها و حکمتهایی استخراج کرد که برخی از آنها عبارتند از: 
1- انتخاب فردی مناسب برای مناظره با مخالفان: امیرالمؤمنین علی، پسرعمویش عبدالله بن عباس را که بزرگ اندیشمند امت‏ مترجم و مفسر قرآن بود انتخاب کرد چون آنان افراد پارسا و پرهیزکار را می‏شناختند و درباره اعتقاد خود استدلال آنان بر اساس قرآن را قبول داشتند. بنابراین مناسب ترین فرد برای مناظره با آنان، آگاه ترین و عالم ترین مردم به تفسیر و تأویل قرآن بود. و می‭توان گفت ابن‏عباس در این مناظره، بی نظیر و تک بود به‭این دلیل که او آراسته به اخلاص نیت برای خدا، دوری از هوی و هوس، آراسته به بردباری و صبر، تأمل و نرمی‏در مقابل مخالفان، گوش فرا دادن نیکو به همه مخالفان، دوری از کشمکش و ارائه استدل