 مثله نکنند. شقیق بن سلمه مشهور به ابو وانل یکی از فقهای تابعین و کسی که در جنگهای علی(رض) همراه او بود می‭گوید: علی در روز جنگ جمل و جنگ نهروان کسی را به اسارت نگرفت(1) . او وسایل به جا مانده اهل نهروان را به کوفه برد و گفت: هر کس چیزی از وسایل خود را که می‏شناسد بر دارد و مردم آنها را برداشتند تا این که فقط یک دیگ ماند و یک مرد آمد و آن را برای خود بر داشت. این روایت از چندین طریق نقل شده است(2)  و چیزی جز آن ابزار و سلاح و حیواناتی که خوارج به میدان جنگ آورده بودند، چیزی را بین سربازان خود تقسیم نکرد. امیرالمؤمنین علی(رض) خوارج را تکفیر نکرد چون قبل از جنگ تلاش کرد که آنان را به جمع بازگرداند و بسیاری از آنان هم بازگشتند. اوهمچنین آنان را موعظه کرد و تهدید به قتل نمود. ابن قدامه می‭گوید: او همان گونه بود چون هدف او منصرف کردن آنان و دفع شرشان بود نه کشتن آنان. اگر فقط این را هم به زبان آورده باشد، این بهتر از جنگ بود چون ضرر جنگ به هر دو گروه می‏رسید و این دلالت می‏کند که خوارج فرقه‭ای از مسلمانان بودند. همان گونه که بسیاری از علما این نظر را دارند(3) .سعدبن ابی وقاص(رض) آنان را فاسق می‏نامد از مصعب بن سعد روایت شده است که میگوید: از پدرم درباره‭این آیه پرسیدم که خداوند می‭فرماید:
(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا(103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا(104)) الكهف: ١٠٣ - ١٠٤ 
«بگو آیا شما را از زیان کاران مردم اگاه گردانیم؟ کسانیاند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود می‏پندارند که کار خوب انجام می‭دهند ».
 پرسیدم که‭ایا آنان حروریها (خوارج) هستند؟ گفت: نه. آنان یهودیان ومسیحیان اهل کتاب هستند. یهودیان که محمد(ص) را تکذیب کردند و مسیحیان به بهشت کافر بودند و گفتند: در آنجا غذا و شرابی وجود ندارد. اما حروریها اینها هستند: 
(وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ(26) الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(27)) البقرة: ٢٦ - ٢٧ 
« و جز نافرمانان را با آن گمراه نمی‏کند همانانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‏شکنند و آنچه را خداوند به پیوستن آن امر فرموده می‏گسلند و در زمین به فساد می‏پردازند. آنان که زیان کارانند ».
 سعد آنان را فاسق می‏نامد(4) . و در روایت دیگری از سعد نقل شده است وقتی از او درباره خوارج سوال شد گفت: آنان قومی ‏بودند که منحرف شدند و خداوند قلبهایشان را منحرف نمود(5) .
از علی(رض) سوال شد که ‭آیا خوارج کافر هستند؟ گفت: آنان از کفر فرار کردند. گفته شد: آیا منافق هستند؟ گفت: منافقان جز به مقدار اندک ذکر خدا نمی‏گویند، گفته شد: پس آنان چه هستند؟ گفت: آنان قومی ‏بودند که علیه ما طغیان کردند و ما با آنان مبارزه کردیم. در روایت دیگری آمده است: آنان قومی‏بودند که علیه ما طغیان کردند و ما بر آنان پیروز شدیم. در روایت دیگری آمده است: آنان قومی ‏بودند که گرفتار فتنه‭ای شدند و در آن کر و کور شدند(6) . 
همچنین علی(رض) بعد از آن سپاه خود و امت اسلامی‏را نصیحت کرد و گفت: اگر با امام عادل مخالفت کردند با آنان بجنگید و اگر با امام ستمگر مخالفت کردند با آنان مبارزه نکنید چون آنان حرفی برای گفتن دارند(7) . آنچه که در مبارزه امیرالمؤمنین علی(رض) با خوارج و جنگ او در در جمل و صفین قابل ملاحظه است این است که علی(رض) از جنگ خود در جنگ جمل و صفین پشیمان و ناراحت شد، اما در جنگ با خوارج اظهار خوشحالی و سرور می‏کند. ابن تیمیه می‭گوید: نص و اجماع بین این دو متفاوت بود. او به نص حدیث رسول‭الله(ص) با خوارج مبارزه کرد و به‭این دلیل خوشحالی می‭کرد. و کسی از صحابه در این مورد با او مخالفت نکرد. اما در جنگ صفین ناراحتی و پشیمانی به دلیل جنگ از او دیده شد(8) .
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السنن الکبری، بیهقی (8/182)، با سند صحیح.
2) التلخیص الحبیر (4/47).
3) فتح الباری (12/301، 300)، نیل الأوطار (8/182).
4) صحیح بخاری، فتح الباری (5/842).
5) مصنف ابن ابی شیبة (15/325، 326)، الاعتصام، شاطبی (1/62).
6) مصنف عبدالرزاق (10/150)، مصنف ابن ابی شیبة (15/332)، با سند صحیح.
7) مصنف ابن ابی شیبة (15/320) فتح الباری (12/301) در نزد طبری دارای سند صحیح است.
8) مجموع الفتاوی (28/516).امیرالمؤمنین علی(رض) به واسطه علم فراوان و دانش فقهی گسترده خود توانست قواعد و احکامی‏را وضع کند که در واقع قوانین شرعی در مبارزه با طغیانگران هستند سپس امامان و فقهاء اهل سنت بر اساس سیره او در برخورد با طغیان گران عمل کردند و از شیوه روشن‌گر او احکام و قواعد فقهی را در این زمینه استنباط کردند به طوری که همه علما می‏گویند: اگر جنگهای علی با مخالفانش نبود، سنت جنگ با اهل قبله مشخص نمی‭شد(1) .
این مطلب از خود علی(رض) روایت شده است که می‭گوید: اگر من در میان مردم نبودم بگوئید چه کسی این سیره را برایشان عملی می‭کرد؟(2)  احنف به علی گفت: ای علی، قوم ما در بصره گمان می‭کردند که اگر تو فردا بر آنان چیره شوی، مردان آنان را کشته و زنانشان را به اسارت می‏گیری. علی گفت: بیم چنین عملی از کسی چون من نمی‏رود. آیا این کار جز از کسی که مرتد شده و کفر می‏ورزد، سر می‏زند؟
بنابراین جنگ با اهل قبله از چندین جهت با جنگ با کفار و مرتدین متفاوت است: 
1- باید در جنگ با اهل قبله هدف بازگرداندن آنان باشد و کشتن آنان به عمد انجام نشود چون هدف بازگرداندن آنان به اطاعت و دفع شر آنان است نه کشتن شان، در حالیکه كشتن عمدي مشرکان و مرتدین جایز است(3) .
2- اگر همراه با طغیانگران بردگان، زنان و کودکانی به جنگ بیایند، حکم همه آنان حکم یک مرد بالغ آزاده، است که وقتی حمله کنند باید با آنان جنگیده شود و وقتی فرار کردند و پشت نمودند باید رها شوند. چون جنگ با آنان برای برطرف نمودن آزار و اذیت شان است در حالی که جنگ با مرتدین و کافران در حالت حمله و فرارشان جایز است(4) .
3- هرگاه طغیانگران جنگ را ترک کردند، خواه به دلیل بازگشت به اطاعت، به زمین گذاشتن سلاح، یا به دلیل شکست و یا به واسطه ناتوانی به خاطر زخمیها، بیماری و یا اسارت باشد، حمله بر مجروحان آنان و كشتن اسرايشان جایز نیست، اما حمله به مجروحان مشرکان و مرتدین و کشتن اسرایشان جایز است. ابن ابی شیبه در مصنف خود از علی(رض) روایت کرده است که در جنگ جمل گفت: کسی که فرار کرد، دنبالش نروید و بر مجروح حمله نکنید و هر کس از آنان سلاحش را بر زمین بگذارد در امان است(5) . در روایت دیگر عبدالرزاق آمده است که علی به جارچی خود دستور داد که در جنگ بصره ندا دهد: کسی به دنبال فراری نرود و به مجروحی نزدیک نشود و اسیری را به قتل نرساند و هر کس در خانه‭اش را ببندد و یا سلاحش را بر زمین بگذارد، در امان است و چیزی از وسایل او گرفت